"مت" رویای بزرگی برای زندگی خود دارد و می خواهد با تلاش و جنگندگی قهرمان مسابقات MMA جهان شود. او با "هپی مک براید" ملاقات می کند و قضیه را به او می گوید. "مک براید" او را تحت حمایت خود قرار می دهد و او را به دنیای زیرزمینی مبارزات MMA معرفی می کند. "مت" پله های ترقی را طی می کند اما متوجه می شود که قدرت جدیدتری در زندگیش وارد شده است و آن هم عشق به "نیکی"، دختر "مک براید" می باشد که ...
مستند در مورد بازیگر شخصیت کهنه دیک میلر، که حرفه ای در داخل و خارج از هالیوود تقریبا 200 فیلم در سراسر شش دهه، این برنامه شامل طیف متنوعی از مصاحبه با مدیران، شرکت ستاره، و معاصران را در بر میگرفت است.
سارا اعتقاد دارد فیلمسازی ساده است، تا زمانی که عموی فیلمنامهنویسش او را در میان هرجومرج هالیوود، با مدیران اجرایی عجیبوغریب، تهیهکنندگان و گانگستری که بودجه مالی مشکوک برای فیلم پیشنهاد میدهد، راهنمایی میکند.
«گوئن کامينگز» (بولاک)، روزنامه نويس نيويورکي که به نوش خواري علاقه ي خاصي دارد، در مراسم عروسي خواهرش (پرکينز)، مست مي کند و ابتدا کيک عروسي را سرنگون مي کند و بعد تر ليموزين بزرگ عروس و داماد را مي دزدد. دادگاه نيز حکم مي دهد که بايد بيست و هشت روز را در يک مرکز بازپروري معتادان بگذارند...
«آلن» (اسميت)، پسر يک صاحب اسباب بازي فروشي، تعدادي از اسباب بازي هاي جديد را به جان هم انداخته است: «کاماندوهاي ويژه» عليه «گورگونيت ها». اما آن چه «آلن» نمي داند اين است که اين اسباب بازي ها طوري طراحي شده اند که بتوانند حرکت کنند، لب بزنند و سخن بگويند. هدف کاماندوهاي ويژه، نابودي «گورگونيت ها» ست...
فرمانده لاسارد پیر ، رهبر آکادمی پلیس برای گرفتن یک جایزه به فلوریده می رود . در همین موقع کاپیتان هریس بد ذات که شغل لاسارد را می خواهد تصاحب کند از راه می رسد …
"جیمز" یک معلم جدید در مدرسه ناشنوایان است.او عاشق شاگردش "سارا" می شود دختری که ترجیح می دهد در عوض وارد شدن به دنیا در مدرسه بماند.او در ابتدا از "جیمز" دوری می کند اما احساساتش برای همیشه تغییر می کنند..
با روحیه "این یک زندگی شگفت انگیز است" (1946)، یک زن جوان باید رویای خود را رها کند و در زادگاه کوچک خود به عنوان رئیس تجارت ساختمان و وام خانواده اش بماند.
تهیه کننده شرور "سوان" موسیقی و خواننده محبوب "فونیکس" را از آهنگسازی به نام "وینسلو لیچ" می رباید. "لیچ" تصمیم می گیرد از او انتقام بگیرد و تبدیل به "شبح اپرا" می شود...