«گووک» (Gowok) در فرهنگ جاوه، زنی است که برای آموزش مهارتهای زندگی (مانند خانهداری) و مسائل ج.ن.س.ی. به پسران در سنین نوجوانی یا پیش از ازدواج توسط خانواده داماد استخدام (اجاره) میشود.
کارگرانی که برای نقشهبرداری به یک ویلای بزرگ قدیمی رفتهاند تا آن را برای تبدیل شدن به موزه آماده کنند، در آنجا گرفتار میشوند و قربانی یک نفرین مرموز میگردند که جان آنها را یکی پس از دیگری میگیرد.
سیتا نوجوانی بود که شاهد مرگ والدینش بر اثر یک بمبگذاری انتحاری به نام دین شد. او پس از آن زندگی خود را وقف پیدا کردن شرورترین فرد کرد و تصمیم گرفت که وقتی آن فرد بمیرد، خودش را نیز با او دفن کند تا ثابت کند عذابی که دین برای قبر وعده میدهد وجود ندارد و بنابراین دین حقیقت ندارد. اما عواقب وخیمی برای کسانی که باور ندارند در انتظار است.
پسری به نام باما در دوران کودکی خود به دختری به نام تیارا علاقهمند بود. اما تلاشهای او برای جلب توجه تیارا همواره با نتیجه منفی مواجه میشد. پس از ۱۵ سال، باما به یک معمار موفق تبدیل شده است و با دختران زیادی قرار ملاقات میگذارد. اما یک روز، باما به طور ناگهانی متوجه میشود که قضیهای عجیب درباره خودش رخ داده است...
بانیو (تورا سودیرو)، یک کارمند خدمات مشتری جوان در یک فروشگاه است که در روال روزانهاش غرق شده است. یک حادثه عجیب او را الهام میدهد تا راهی جاده شود و مسائل خانوادگی گذشته خود را حل کند...
تجوت نجا' دیان بعد از کشته شدن شوهرش تئوکو امار در یک سیل ناگهانی، رهبری جنبش مقاومتی علیه هلند را به عهده میگیرد. حضور جذاب و قدرت بقا بالای دیان، مردم محلی را ترغیب میکند تا به جنبش مقاومتی علیه هلنددر سال ۱۸۹۶ بپیوندند و ...
الگرافی طبق یک قرار خانوادگی با نایا ازدواج میکند. الگرافی و نایا از دوران کودکی رابطهای پر از عشق و نفرت داشتهاند. هر کدام برای جلوگیری از این ازدواج، روشهای خاص خود را به کار میگیرند. سرانجام، آنها درک میکنند که باید با هم متحد شوند.