داستان ایگور گوزنکو، کارمند سایفر اتحاد جماهیر شوروی، که در سال 1943 به سفارت شوروی در اتاوا، کانادا فرستاده شد و در سال 1945 فرار کرد تا گستره فعالیت های جاسوسی شوروی علیه کانادا را فاش کند.
در بحبوحه حملات ناپلئون به اروپا، یک خانواده سوئیسیتبار ساکن لندن تصمیم میگیرند به استرالیا مهاجرت کنند. هدف اصلی آنها از این سفر طولانی، حفظ ارزشهای خانوادگی و فراهم کردن محیطی مناسب برای پرورش فرزندانشان است.
داستان از جایی آغاز میشود که همراه پیانوی یک ویولونیست از کار بازنشسته میشود. در همین حین، ویولونیست شیفته صدای پیانوی معلم دخترش، اینگرید برگمان، میشود و از او دعوت میکند تا او را در تور جهانی همراهی کند. این آشنایی به یک رابطه عاشقانه منجر میشود.
« باب » ( بنكس ) و « جیل » ( بست ) « لارنس » زوجى انگلیسى هستند كه تعطیلات را با دخترشان، « بتى » ( پیلبیم ) در سوییس مىگذرانند. « لویى برنار » ( فرهنه )، مردى فرانسوى كه با آنان دوست شده ناگهان به قتل مىرسد، اما پیش از مرگ رازى را فاش مىكند: نقشهى ترور یك دیپلمات كه به زیان دولت انگلستان خواهد بود...