نگاهی به زندگی "ریچارد استوارت لینکلیتر" کارگردان، بازیگر و فیلمنامه نویس آمریکایی ; از فیلمهای مهم او میتوان به"Before Sunset 2004 " ، "Before Sunrise 1995" اشاره کرد.
«کيم» (هاتاوي) دختري معتاد بوده که حالا براي چندمين بار در حال ترک است. او پس از مدت ها دوري از خانواده براي شرکت در مراسم عروسي خواهر بزرگترش، «ريچل» (دويت) به خانه باز مي گردد. اما خيلي زود و بار ديگر در برقراري ارتباط با «ريچل»، پدر (اروين) و مادرش (وينگر) دچار مشکل مي شود ...
کویت، سال ۱۹۹۱٫ «سرگرد بنت مارکو» (واشینگتن) و «گروهبان ریموند شا» (شرایبر) طی عملیاتی غافل گیر می شوند و آن ها را به آزمایشگاهی مخفی می برند و شست و شوی مغزی می دهند… واشینگتن، زمان حال. «شا» خود را کاندیدای معاونت ریاست جمهوری می کند و پس از چندی روشن می شود که «مارکو» برنامه ریزی شده تا پرزیدنت جدید را بکشد تا بدین ترتیب ریاست جمهوری به معاونش، «شا» برسد و …
"رجینا لمبرت" به همراه همسرش در پاریس زندگی می کند. او از تعطیلاتی کوتاه مدت با خانه بازمی گردد و تصمیم دارد از همسر خود جدا شود اما با رسیدن به آپارتمانشان متوجه می شود که همسرش به قتل رسیده و همه پولهایشان گم شده است. او با مردی اسرارآمیز برخورد می کند که ادعا می کند پول برای اوست و "رجینا" آنها را مخفی کرده...
اندرو بکت” به دلیل آلوده شدن به ایدز از دفتر حقوقی خود اخراج می شود.پس از اخراج او در آخرین اقدامش از به کمک “جو میلر” از کارفرمایان سابق خود شکایت می کند…
داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی است که با استفاده از علم روانشناسی میتواند محیط اطراف خود و انسانهای آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی میتوانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و میخواست مانند بقیه انسانها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی میکرد وی را در زندانهای امنیتی نگهداری کند . وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگهای قربانی نیز دست میزد...
یک مامور مخفی عاشق یک همسر مافیا می شود که به تازگی بیوه شده است و به دنبال شروع دوباره زندگی خود است. اما او همچنین توسط یکی دیگر از پادشاهان مافیا که او را برای خود میخواهد تعقیب می شود ...
زندگی آرام و تکراری تاجری به نام "چارلز دریگز" پس از آشنایی با "لولو" زنی جذاب و زیبا تغییر می کنند.وقتی "چارلز" می پذیرد او را تا محل کارش همراهی کند،"لولو" پیشنهاد می کند که به خارج شهر رفته و همه چیز را فراموش کنند و.......
زندگی "اد اوکین" به گونه ای خارج از کنترل شده است.او نمی تواند بخوابد،همسرش به او خیانت کرده و شغلش خسته کننده است.یک شب او شروع به رانندگی در لس آنجلس می کند و در نهایت سر از یک پارکینگ در می آورد.چند لحظه بعد زنی زیبا وارد اتومبیل او شده و ...