دیگویجی سینگ به دروغ رامچاندرا را درگیر یک پرونده فساد مالی می کند که منجر به خودکشی رامچاندرا می شود. با این حال، پسرش، رام کومار، قول میدهد که انتقام مرگ پدرش را بگیرد...
آمیت و پوجا یکدیگر را دوست دارند اما والدین آنها مخالف رابطه آنها هستند. آنها تصمیم می گیرند که طبق خواسته والدین خود ازدواج کنند. بعد از سالها دوباره آنها همدیگر را ملاقات می کنند و اوضاع تغییر می کند...
«تاکور» (کمار)، پليسي بازنشسته که «جبار سينگ» (خان) خانواده اش را قتل عام کرده و دست هاي خودش را بريده است، دو ماجراجو، «ويرو» (دهارمندرا) و «جايديو» (باچان)، را به کار مي گيرد تا تبهکار مخوف را بيابند...
یک مرد بیمار لاعلاج خود را به قتل متهم می کند تا به خانواده اش اجازه دهد پول جایزه را دریافت کنند. پس از یک عملیات موفقیت آمیز، او از بازداشت پلیس فرار می کند و به دنبال قاتل واقعی می گردد...
"ساندر خانا" یتیمی است که زندگی سختی در هند سپری می کند.او با "گوپال فرما" پسر ثروتمند قاضی "ورما" و دختری ثروتمند به نام "رودها" دوست است.آنها با هم بزرگ شده و "ساندر" عاشق "رودها" می شود اما او مانند خاونواده اش او را رد می کند.او تصمیم می گیرد خود را به آنها اثبات کند به همین دلیل به نیروی هوایی هندوستان می پیوندد و...
"رانبیر راج" یتیم که کفشهای مندرس ژاپنی،شلواری انگلیسی،کلاهی روسی و قلبی هندوستانی با خود دارد به بمبئی سفر می کند تا آینده خود را بسازد.او مدال طلای خود را گرو گذاشته و با پول حاصل از آن قمار می کند اما شکست خورده و همه چیزش را از دست می دهد.او در ساحل با "ویدیا"،معلمی که یک مدرسه خصوصی را اداره می کند آشنا شده و عاشقش می شود و ...