در ۹ آوریل ۱۹۴۰، سرهنگ بیرگر اریکسن ۶۴ ساله فرماندهی دژ اسکارسبورگ، یک ایست بازرسی کلیدی که همه کشتیها هنگام عزیمت به اسلو باید از آن عبور کنند، را بر عهده دارد.
ریون و پینکی، دو دوست صمیمی، تحت فرماندهی ناخدا سابرتوث، دزد دریایی قدرتمند، مشغول کارند. اما کنتس سیبیلا با حمله به کشتی آنها، سرکشتی باارزشی را میدزدد و پینکی را میرباید. این اقدام، بخشی از نقشه او برای به دام انداختن ناخدا سابرتوث و تصرف سرزمین دزدان دریایی است. حال ریون و ناخدا سابرتوث...