ميامي. زوج «آرماند» (ويليامز) و «آلبرت» (لين) با هم زندگي مي کنند. «آرماند» سرپرستي يک کلوب شبانه را به عهده دارد که «آلبرت» در آن برنامه اجرا مي کند. تا آن که «وال» (فوترمن)، پسر بيست ساله ي «آرماند» سر مي رسد و خبر نامزدي اش را «باربارا» (فلوکهارت) دختر «سناتور کوين کيلي» (هاکمن) را به پدر مي دهد. «وال» مي خواهد پدر و مادر همسر آينده اش را به مهماني شام دعوت کند و از «آرماند» مي خواهد که طبيعي رفتار کند...
زمانی که یک شهر کوچک تعدادی از شهروندان خود را طی قتل عام هایی وحشتناک از دست می دهد، بازرس "جین لاواردین" به آنجا فرستاده می شود تا درمورد ماجرا تحقیق کند. مضنون های اصلی قتلها یک مادر بی رحم و پسر آزار دیده اش می باشند که در اداره پست مشغول می باشند و...
استفان مارگل یک صنعتگر ثروتمند و مهمتر از همه یک اغواگر است. او که متقاعد شده است همسرش سوفی سوار هواپیماشده است، جولی را به خانه می آورد. اما یک ضربه غافلگیرکننده مانع از رفتن سوفی می شود و او در نیمه های شب به طور غیرمنتظره ای برمی گردد و آنها را غافلگیر می کند...
پاریس سال 1942. "لوکاس استینر" یهودی مجبور است کشور را ترک کند. همسر او "ماریون" که بازیگر است، تئاتر را مدیریت می کند. او تلاش می کند با اجرای نمایشی، تئاتر را زنده نگه دارد. او برای نقش اول "برنارد" را استخدام می کند. از طرفی در واقع "لوکاس" در زیرزمین آنجا مخفی شده است...
یک نامزد انتخاباتی که یک قاتل فراری او را تعقیب میکند، پسرعموی شبیه به خودش را که یک بازیگر ناموفق است، به جای خود میگذارد تا در انظار عمومی ظاهر شود.
پس از تصادف با ترامپولین که او را کم و بیش از کار افتاده می کند، پسر عمویش آشیل جایگزین او می شود. اما او اصلاً شخصیت یکسانی ندارد و تصور یکسانی از دنیای تجارت ندارد...
"بازرس لاواردین" وارد تحقیقات در مورد قتل یکی از افراد برجسته که خود را محافظ اخلاقیات دهکده اش می دانست می شود.اما وقتی او بیوه مقتول را به عنوان یکی از معشوقه های قدیمی خود به یاد می آورد ماهیت تحقیقات به کلی تغییر می کند...
یک دانشمند اروپای شرقی که توسط فرانسوی ها از کشورش قاچاق شده است، قرار است اختراع خود را در حومه پاریس کامل کند، اما او خیلی بیشتر به داشتن اوقات خوش علاقه دارد...