داستان فیلم در مورد دو دوست به نام Steve Coogan و Rob Brydon می باشد که راهی سفری جاده ای به اسپانیا می شوند و در راه از مناظر ، رستوران ها و سایر مکان های دیدنی این کشور دیدن می کنند…
دو کمدین انگلیسی، سفری به ایتالیا را شروع می کنند تا در شهرهای تاریخی و مهم آن سری به رستوران های مشهور و معتبر بزنند. از غذاهای ایتالیایی لذت ببرند و فیلم های عمدتا هالیوودی را به تمسخر بگیرند و فعالیت دیگر بازیگران را نقد کنند.
در طول دوره ای پنج ساله، "کارن" چهار فرزند خود را به سفری برای دیدار با همسر خود که به جرمی نامشخص زندانی است می برد. به دور از زندگی در زندان، فرزندان با پسری در مدرسه که به پدر آنها طعنه می زند درگیر شده و "کارن" احساس تنهایی و خستگی می کند...
زمانی که ناظر از (استیو کوگان) می خواهد تا به بهترین رستورانهای کشور سفر کند، او تصور می کند این بهترین آغاز با دوست دخترش است ، اما وقتی او ترکش می کند، (استیو) جز بهترین دوستش "راب برایدون" کسی را برای همراهی پیدا نمی کند و...
مردی دو دخترش را پس از مرگ مادرشان در یک سانحه رانندگی به ایتالیا میبرد تا زندگی آنها را احیا کند. جنوا هر سه آنها را تغییر می دهد زیرا کوچکترین دختر شروع به دیدن روح مادرش می کند، در حالی که دختر بزرگتر تمایلات جنسی او را کشف می کند...
بررسی "سرمایه داری فاجعه" بر اساس گزاره نائومی کلاین مبنی بر اینکه سرمایه داری نئولیبرال از بلایای طبیعی، جنگ و ترور تغذیه می کند تا سلطه خود را تثبیت کند.
کارگردان مایکل وینترباتم (نورتهام) تلاش می کند اقتباسی از رمان اساسا غیرقابل فیلمبرداری لارنس استرن، "زندگی و عقاید تریسترام شاندی، جنتلمن" را فیلمبرداری کند...
فیلم داستانی عاشقانه در دنیایی نو و آینده ای نزدیک است که شهرها به سختی کنترل شده و تنها راه دسترسی از طریق ایست بازرسی است.مردم فقط در صورتی می توانند سفر کنند که دارای مجوز باشند.در خارج شهر بیابان همه جا را فرا گرفته است...
در فوریه سال 2002 نزدیک به 53000 پناهنده در اردوگاه "شامشاتو" در مرز غربی پاکستان از زمان حمله شوروی سابق در سال 1979 و حمله آمریکا در شرایط بسیار بدی زندگی می کنند.خانواده افغان "عنایت" و پسرعمویش "جمال" تصمیم می گیرند آنها را به طور غیرقانونی به لندن بفرستند تا زندگی بهتری به دست بیاورند و...
یک مکتشف معدن همسر و دختر خود را در ازای حق یک معدن طلا به شخصی می فروشد.بیست سال پس از این ماجرا او به مردی ثرتمند تبدیل شده و صاحب بیش از نیمی از معادن شهر است.اما گذشته اش به سراغش می آید و...