اورسن ولز، کارگردان افسانهای سینما، در سالهای پایانی زندگی خود، تمام امید خود را به ساخت فیلمی به نام "سومین طرف باد" میبندد. این فیلم داستان یک کارگردان فیلم پیر را روایت میکند که سعی دارد آخرین فیلم بزرگ خود را به پایان برساند...
چنگ ان، بزرگترین فرد خانوادهاش، برای بدشانسی به دنیا آمده است. وقتی برادرش به طور تصادفی همکارش را باردار میکند، با طراح عروسی آنها آشنا میشود که ظاهراً او هم بدشانس است...
انتونی اسکاراموچی، مدیر ارتباطات کاخ سفید ترامپ، از یک سرمایهگذار ساده به مدیر صندوق پوشش ریسک موفق و سپس به یک شخصیت بحثبرانگیز تبدیل شد.این مستند داستان زندگی او را روایت میکند...
طرفداران، بازیگران و افراد مشهور به طور یکسان در قبرستان هالیوود برای بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد Hocus Pocus دیزنی و تاثیر طولانی مدت آن گرد هم می آیند...
در این مستند، اد کمپر، معروف به قاتل کو-اد، 10 نفر را بهقتل رسانده و بریدهو تراشیده است، ازجمله مادر خود. در این مستند، جان داگلاس، یکی از عاملان سابق FBI، ما را از طریق مصاحبههای گسترده خود با کمپر، که به عنوان اساس روانشناسی جرمی مدرن شناخته شده است، همراهی میکند...
مجازات اعدام آمریکا در بحران است. اعدام های نادرست، هزینه های بسیار و کاهش حمایت عمومی، مجازات اعدام را بیش از هر زمان دیگری تحت نظارت قرار داده است...
این فیلم با دسترسی بیسابقهای به هنرمندان محوری و بازار داغ اطراف آنها، عمیقاً به دنیای هنر معاصر میرود و آیینهای سرگرمکننده برای ارزشها و زمانههای ما در دست دارد.
نگاهی به خصوصیات بینظیر منطقه «چری گروو»، یک اجتماع در جزیره فایر آیلند نیویورک. چری گروو در زمانی که در دست گرفتن دست همدیگر توسط دو مرد در انظار عمومی غیرقانونی بود، پناهگاهی امن برای ه.م.ج.ن.سگ.ر.ا.ی.ا.ن محسوب میشد. «فیشر» در این میان، داستانهای پنهان و حقایق ناشناختهای را فاش میکند که باید گفته شوند.
این رویداد سری محدود به دنیای دبلیو دبلیو ای نگاهی نادر از درون به مارک کالاوی، مرد پشت آندرتیکر می دهد، در حالی که او برای پایان کار افسانه ای خود آماده می شود.
در گذشته فئودالی کره، ولیعهد مخلوع لی هئون به وسیله برادر بزرگتر بی رحم خویش که تاج و تخت را غصب نموده است ناچار به تبعید و تنهایی گردیده است. لی هیون هر لحظه از جان خود می ترسد، چون برادرش قصد دارد با کشتن وی، مقام خود را بر روی صندلی سلطنتی محافظت نماید. قاتلان و دیگر نقشه ها تهدیدی دائمی برای لی هیون میباشند که صرفا متحد واقعی وی محافظ وفادار و مهربانش میباشد. در همین حال، در دوران مدرن، دانش آموز دبیرستانی به اسم یون هو عاشق نگارگری میباشد. در واقع هنر تمام دنیای اوست. و وقتی که وی وظیفه کامل شدن یک نگارگری اسرارآمیز را داراست، به صورت غیرمنتظره ای به گذشته های دور کشیده می شود، جایی که با لی هیون ملاقات می نماید و …
هازیران برای شغلی که زمان زیادیه خواستارشه با رئیسش ملاقات میکنه. رئیسش هم شرط میذاره که برای گرفتن ترفیع باید مرد بداخلاقی که در جزیره زندگی میکنه و زمینشو نمیفروشه رو راضی کنه و ازش آتو بگیره. هازیران وقتی به جزیره و به اون زمین میره با پویراز آشنا میشه و پویراز هم که فکر میکنه اون توریسته از کارخانه بیرون میندازتش و از همون اول با هم لج میکنند. هازیران اطلاعاتی که رئیسش میخواسته رو پیدا میکنه و وقتی میخواد برگرده استانبول به صورت ناگهانی با خاله اش که سالها ندیدتش روبرو میشه و از کشتی جا میمونه و مجبور میشه تو جزیره بمونه و بدون اینکه متوجه بشه خودشو در حال شرکت کردن در مسابقه رقص همراه پویراز میبینه و میفهمه که رئیسش در مورد پویراز بهش اشتباه گفته و ناخواسته به پویراز ضرر رسونده. هازیران که قصد داره اشتباهشو جبران کنه میره پیش پویراز و بهش پیشنهادی میده…
در این مجموعه نگاهی درونی به ستارگان رسانههای اجتماعی بیندازید که در مورد عشق، شهرت و دوستی خود در حین تولید محتوا و زندگی مشترک با یکدیگر حرکت میکنند.
دو برادر مادرشان را به دلیل یک بیماری لاعلاج از دست می دهند. آنها با نیروی علم کیمیا، از دانشی ممنوع برای برانگیختن مادرشان استفاده می کنند. اما کار آنها با شکست رو به رو می شود و به عنوان مجازاتی برای استفاده از این گونه کیمیا، برادر بزرگتر، "ادوارد الریک" پای چپش و برادر کوچکتر، "الفونس الریک" تمام بدنش را از دست می دهد. "ادوارد" برای نجات برادرش دست راستش را قربانی می کند و می تواند روح برادرش را به یک زره کامل پیوند بزند و "ادوارد" با کمک یک دوست خانوادگی اعضای بدن فلزی، "اتومیل"، را دریافت می کند تا آنها را جایگزین اعضای از دست رفته اش کند. با این کار او سوگند یاد می کند که به دنبال "اکسیر" بگردد تا خود و برادرش را به بدن های اولشان بازگرداند، حتی اگر این بدین معنا باشد که او یک "کیمیاگر ایالت" شود، یعنی کسی که از کیمیا برای ارتش استفاده می کند.
جانگ با روم (Lee Seung-Gi) افسر پلیس تازه کاریست که با صداقت تمام ، جویای عدالت و رسیدن به حقیقت است تا اینکه با یک پرونده قتل زنجیره ای رو به رو میشود که قاتل آن از بیماری روانی سایکوپاتی (جامعه ستیزی) برخورد دار است ، درحالیکه تمام شهر بخاطر این قاتل در ترس و وحشت فرو رفته است ، جانگ با روم ، با این قاتل ترسناک رو به رو میشود …
گئوم بی تنها هشت سال سن داره که از یک بیماری نادر ژنتیکی رنج میبره.او به تدریج حافظش رو از دست میده. پدرش هم یک کلاه بردار دست پا چلفتیه که ارزش های زندگی رو در حالیکه از گئوم بی مراقبت میکنه درک میکنه…کانگ هی هم که یک درخت شناسه با زندگی گئوم بی و پدرش همراه میشه…
در دنیای مملو از موجوداتی خطرناکی به نام youma دختر جوانی با چشم های نقره ای به نام Clare که از طرف سازمانی که دخترانی جوان که نیمی youma هستند را آموزش می دهد به نابودی این موجودات می پردازد. با در نظر گرفتن همراه کردن پسر جوانی با خود و از دست دادن کنترل خود به نیمه ی youma و با Awakening شدن به او ماموریت های خطرناک تری محول می شود.
آوریل 2095. یک قرن از زمان تثبیت جادو به عنوان فناوری واقعی می گذرد. این دو خواهر و برادر در یک مدرسه معتبر برای شعبده بازان به نام دبیرستان اول وابسته به دانشگاه جادوی ملی، که بیشتر به عنوان "دبیرستان جادویی" شناخته می شود، ثبت نام می کنند. تاتسویا، برادر بزرگتر، یک "نامنظم" با نقصی کشنده در قدرت جادویی خود است. خواهر کوچکتر، میوکی، یک دانش آموز ستاره دار با استعداد جادویی بی بدیل است. اگرچه آنها اکنون به قدری صمیمی هستند که به عنوان یک زوج اشتباه می شوند، فقط چند سال پیش، این دو رابطه ناکارآمدی داشتند، جایی که آنها چیزی بیش از یک ارباب و خدمتکار نبودند. اما یک حادثه رابطه آنها را برای همیشه تغییر می دهد. سه سال پیش در اوکیناوا، یک تجربه فراموش نشدنی روح و سرنوشت آنها را بر سر آنها می چرخاند.
کو ئه جین (Shim Dal Gi) در مدرسه توسط هم کلاسی هایش به خاطر ظاهرش مسخره و اذیت می شود. تنها دوستی که او در مدرسه دارد جین سونگ (Yang Hong Seok) است. کو ئه جین پس از مدرسه، یک زندگی مخفیانه را دنبال می کند. او با آرایش سنگین و ساعت ها ویرایش عکس، با عنوان جنی، یک اینفلوئنسر معروف و محبوب است که بیش از 770 هزار دنبال کننده دارد…
آنگه یوکی، پسری که تنهاست و نمیتواند وارد جمع شود و خانوادهای ندارد. او شهر خود را ترک میکند و به دنبال هنرمندی میرود که او را تحسین میکند و در همان حین، با نبرد بین اکلیپس و لاس ادن مواجه میشود و نفسش برای اجرای پرشور و هیجانشان بند میآید و ناگهان با درد عجیبی مواجه میشود...