به دنبال یک حادثه فضایی، یک کایجو کوسهای-انسانی خلق میشود. در این میان، دو طرفدار گلم راک نگران لغو شدن کنسرت گروه مورد علاقهشان هستند. سرنوشت جهان و کنسرت، هر دو در هالهای از ابهام است.
دانشجویان در صومعه قدیمی دانشگاه خود، جایی که راهبان توسط یک گرگینه شیطانی کشته شدند، تابوت سنگی یک راهب-جادوگر را کشف میکنند. آنها یک کتاب مصور پیدا میکنند و با استفاده از جادوی سیاه، آن هیولا را زنده میکنند.
در طول یک تعطیلات خانوادگی در یک مزرعه فعال، پروفسور رِبکا با جیک وست آشنا شد. رِبکا، بیوهای است که به دنبال کسب درجه استادی است و جیک، یک کابوی جذاب است که هرگز زندگی آرامی نداشته است.
فرانک مولینا، روزنامهنگاری که پس از فروپاشی حرفهاش به صورت ناشناس مخفی شده بود، با پیدا شدن چشمان بریده شده و یادداشتی خونین در پناهگاهش، آرامش خود را از دست میدهد. با افزایش تعداد قربانیان، او مجبور میشود برای افشای هویت قاتل، با آسیبهای روانی گذشته خود روبرو شود.
دختر جوانی برای یافتن پدر گمشدهاش از دستگاهی مرموز برای سفر به دنیاهای موازی استفاده میکند، اما ناخواسته هیولایی را آزاد میکند که او را تعقیب میکند.
کریستف شوارتز، فیلمساز، برای یک مستند تلویزیونی اتریشی به نام "سالهای تأثیرگذار"، یک سال را بدون پول سپری میکند. هدف او از این کار، شرکت در فعالیتهای اقلیمی و ضدسرمایهداری، و همچنین خرید مخفیانه یک خانه ییلاقی است.
سه زوج علاقهمند به ورزش پرخطر بیس جامپینگ، طی هفت سال زندگی خود را وقف این ورزش هیجانانگیز کردند. آنها با به خطر انداختن همه چیز، عشق و وفاداری خود را در شرایط سخت محک زدند.
چهاردهمین دور از مسابقات قهرمانی جهان موتورسواری در سال ۲۰۲۴، گرند پری امیلیا رومانیا نام داشت. این مسابقات که به عنوان گرند پری پراماک امیلیا رومانیا نیز شناخته میشود، در روز ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۴ در پیست بینالمللی میسانو مارکو سیمونچلی در میسانو آدریاتیکو برگزار شد. این گرند پری پس از دو سال وقفه، مجدداً به تقویم مسابقات اضافه شد.
فدراسیون جهانی موتورسواری، اتحادیه تیمهای مستقل مسابقه و شرکت دورنا اسپورت، برگزار نشدن گرند پری هند در سال ۲۰۲۴ را اعلام کردند. به دلیل برخی ملاحظات عملیاتی، بازگشت مسابقات موتورسواری MotoGP به هند به اوایل سال ۲۰۲۵ موکول شده است.
سومین و آخرین قسمت از مجموعه گیون، با عنوان گیون 3، پس از رویدادهای میکس هیراگی به وقوع میپیوندد و بر روابط پیوسته میان شخصیتهای اصلی داستان تمرکز دارد.
داستان در یک ساختمان آپارتمانی اتفاق میافتد که شایعه شده است افراد زیادی یکی پس از دیگری در آنجا ناپدید میشوند. روایت زمانی شروع میشود که ماروکو، یک پیک جوان (مامور تحویل)، به طور تصادفی راز یکی از ساکنان مشکوک را کشف میکند.
پاندای محبوب فو بائو که در کره جنوبی متولد شده بود، به زودی به چین بازگردانده میشود. پرستاران باغ وحش که از جدایی او ناراحت هستند، تلاش میکنند تا لحظات پایانی فو بائو را شاد و خاطرهانگیز کنند.
فیلم «جنگ خفاش» داستان سرهنگ فائو را دنبال میکند که وظیفه دارد موسیقی سنتی تایلندی غیرمجاز را در مدارس موسیقی تعطیل کند. با این حال، او کینهای شخصی از خائو، رئیس یکی از این مدارس، در دل دارد که ریشه در کینه دوران کودکی او دارد.
داستان در دنیایی شکل میگیره که پری ها در بدن حیوان ها زندگی وجود دارن و به اونا قابلیت های عجیب میدن. با حذف کردن برخی ارگان های بدن حیوان و تبدیل اونا به انسان، پری ها میتونن به عنوان یه نفس جایگزین احضار بشن و به عنوان سلاح استفاده شن. کسایی که از پری ها به عنوان سلاح استفاده میکردن "سربازان پری" نامیده میشدند. وقتی جنگ تموم و اونا نقش خودشون رو ایفا کردن، سربازها هدفشون رو از دست دادن. بعضی از اونا شروع به کار برای دولت کردن، بعضیا عضو مافیا شدن و بعضیاشون حتی تروریست شدن که بتونن زنده بمونن. شخصیت اصلی داستان یعنی ماریا استخدامی جدید "دوروتئا"ـست، سازمانی که به جرائم در رابطه با پری ها رسیدگی میکنن. به خاطر وضع سیاسی بی ثبات، جرائم در رابطه با انتقام و تروریسم زیاد شده. این داستان سربازان پریه که برای عدالت خودشون با دنیای آشوب زده مبارزه میکنن.
داستانی کمدی که زندگی یک شیر، توکان و مارمولک را درقالب یک زندگی کارمندی در نظام اجتماعی سرمایه داری در ژاپن دنبال میکند. همچنین با شرایط منحصربفردشان درقالب زندگی حیوانات آنسوی دشت ها و زنجیره غذایی سروکار دارد.
میزوکی هیجیری، یه دختر دبیرستانیه که تازه مدرسه عوض کرده. تو مدرسه جدیدش، یه برخورد شوم با پسرایی که دارن از چونیبیو (توهم عظمت در بلوغ) زجر میبرن داره. نودا که رؤیای قهرمان شدن میکنه، تاکاشیما که یه اوتاکوییه که به طور غم انگیزی خوشتیپه و فقط دخترهای دو بعدی رو دوست داره، ناکامورا که مثلا از یه فرشته یا شیطان (نمیتونه تصمیم بگیره که کدوم) تو یه جسم دیگه دوباره زنده شده و تسوکومو کنترل کننده خود آموخته.
دشمنی عجیب و غریب و قوی به نام سایرن، ناگهان از دریا ظاهر میشود. برای جنگیدن مقابل آنها گروهی از ارتش دریایی شکل میگیرد. آن ها موفق شدند که برای لحظه ای حمله سایرن را با بکارگیری ناوهای جنگی متوقف کنند. داستان درمورد دخترانی ست که با دشمنان قوی که درهیچ اردو نظامی که تابحال داشتند با چنین مواردی مواجه نشدند، میجنگند.
داستانی درمورد دخترانی که بعد مدرسه بازی های روی تخته میکنند! کیوتو در بهار. "آیا" یه دختر دبیرستانی که به تازگی به شهر جدیدی نقل مکان کرده. "میکی" همکلاسی خجالتی "آیا" و اولین دوستش هست. یک روز بعد مدرسه آیا و میکی، رئیس شورا، "میدوری" رو تا یه فروشگاه ویژه بازی های روی تخته تعقیب میکنن. کلوب تاس بازی!! آیا و میکی بدون فکر کردن یه بازی تخته ای آلمانی رو امتحان میکنن. این دخترانی که به دنبال سرگرمی بودن خیلی زود گرفتار دنیای هیجان انگیز بازی ها میشن.
چه می شود اگر دختری که دوستش دارید به شما اعتراف کند؟ دیگر اینکه، اگر فقط یک دختر نباشد چه؟ دانش آموزان باحال دبیرستانی که کل مدرسه را دوست دارند و دوستان بامزه و شاد دوران کودکی تان. بله، از فرط خوشی دیوانه می شوید. ولی اگر مشکل غیر قابل انتظاری به خاطر محتوای این اعتراف به پا شود چه؟
پنج "نقطه سیاه" به طور ناگهانی در سراسر جهان به عنوان پورتال به جهان های موازی ظاهر شدند. بلافاصله پس از آن ، موجودات عجیب حمله خود را از این درگاه ها آغاز کردند. این موجودات ساکنان پنج جهان هستند - همین دنیاها در بازه های زمانی مختلف. برای اطمینان از ماندگاری چارچوب آینده خود ، هر یک از پنج نیروی تهاجمی برای از بین بردن سایر بازه های آینده می جنگند.
15 سال پیش، دروازه ای به دنیای دیگر بر فراز اقیانوس آرام باز شد. آنسوی این دروازه رتو سمانی قرار دارد. دنیای غریبی که پری ها و هیولاها در آن زندگی می کنند. سن ترزا سیتی، شهریست که در آن بیش از 2 میلیون مهاجر از هر دو دنیا زندگی می کنند. در نتیجه، آنجا داراها و ندارها وجود دارند. این جدیدترین " شهر رویاها" ی دنیاست. اما در سایه های آشوب، جنایت حکمفرماست: مواد مخدر، فاحشه گری، و قاچاق اسلحه. کارآگاهانی که در برابر این جنایات فجیع ایستاده اند در پلیس سن ترزا سیتی هستند. زمانی که کارآگاه کی ماتوبا و دلاور دنیای دیگر تیرانا – دو فرد با جنسیت، شخصیت و حتی دنیای متفاوت، همدیگر را می بینند، ماجرا شروع می شود. دو دنیا، دو قاضی. از اینجا به بعد پرده بالا رفته و یک ماجرای اکشن پلیس های همکار شروع می شود.
یوون جونگ وو (Im Shi-Wan) جوان 20 ساله ایست که در تمام طول زندگی خود ساکن یک شهر کم جمعیت بوده اما حالا یک شغل در یک دفتر کوچک در سئول پیدا کرده. برای همین یه سئول میرود و یک آپارتمان کوچک و ارزان قیمت میگیرد؛ جایی که مجبور است حمام و آشپزخانه اش را با دیگر ساکنین آپارتمان شریک شود. او زندگی در این آپارتمان را که از نظرش تمام ساکنین آن عجیب و مشکوک هستند را دوست ندارد…
ما دونگ چان (Ji Chang-Wook) و گو می ران (Won Ji Ah) در طول یک آزمایش، منجمد میشوند اما به جای 24 ساعت، پس از 20 سال از خواب بیدار میشوند! حالا پس از هوشیاری برای زنده ماندن مجبورند تا دمای بدن خود را کمتر از 30 درجه نگه دارند و در این حین به دنبال یافتن علت این ماجرا نیز میگردند…
این داستان روایتگر زندگی سه دوست میباشد که دهه سی سالگی خود را میگذرانند. ایم جین جو (Chun Woo Hee) یک فیلم نامه نویس سریال های تلویزیونی است که شخصیت عجیبش گاهی او را وا میدارد تا با اشیای بی جان سخن بگوید! در همین حال هوانگ هان جو (Han Ji Eun) رییس بخش بازاریابی شرکت تولیدی و یک مادر است و تمام تلاش خود را میکند تا زندگی کاری و بچه داری را در تعادل نگه دارد؛ از طرفی لی یون جونگ (Jun Yeo Bin) یک مستندساز است که از کودکی به فیلم های مستند علاقه بسیار داشت. گرچه او تنها کارمند شرکت خود است اما آخرین مستندی که میسازد تعجب همه را برمی انگیزد. زندگی این سه دوست به یکباره تغییر میکند و …
یک مامور طردشده سازمان اطلاعات خارجی هند، شاخه تحقیقات و تحلیل هند که بسیار باهوش و زیرک می باشد به ماموریتی مخفی در ایالت بلوچستان فرستاده می شود تا چند جاسوس هندی که دستگیر شده اند را نجات دهد. اما خیلی زود این ماموریت عوض می شود و او باید با شرارت های گذشته اش روبرو شود...
مو سوک هی (Im Soo-Hyang) تنها فرزند خانواده ، زیبا و باهوش و ثروتمند است. خانواده او شرکت بزرگ MC Group را اداره میکنند که شامل زیرگروه هاییست که یکی از آن ها گروه TOP که وظیفه اش پوشاندن موارد غیراخلاقی که در خانواده ها صورت میگیرد، است. مردم فکر میکنند که مو سوک هی، دختر متکبریست اما او تلاش میکند تا قاتل مادر خود که 15 سال پیش کشته شده را پیدا کند. از طرفی هو یون دون (Lee Jang-Woo) وکیل تواناییست که حتی یک دفتر کار هم ندارد ولی با عشق مشکلات خانواده های مستمند را حل میکند. او طی اتفاق عجیبی به شرکت MC Group و تیم TOP ملحق میشود. بنابراین مو سوک هی و هو یون دون تلاش میکنند تا قاتل را شناسایی کنند…
داستان سریال درباره یک زن به نام فنگ چین چن، که به صورت مخفیانه در یک سازمان به نام برج جادوگر که وظیفه محافظت از خانواده سلطنتی را برعهده دارد، و یوان لین، یک شاهزاده از غرب ویی (پادشاهی حاکم در دوران سلسله های شمالی و جنوبی) است.
جنی جانگ (کیم سون اه) بعد از ترک یتیم خانه ای که در آن بزرگ شده بود، در یک حمام عمومی مشغول به کار میشود. او بعدا کار جدیدی را به عنوان خدمتکار یک خانواده ثروتمند پیدا میکند و سپس یک بوتیک راه میندازد. اگرچه بوتیک جنی جان مانند یک فروشگاه معمولی پوشاک به نظر می رسد اما در واقع یک شرکت حقوقی کوچک است که به صورت خصوصی به حل و فصل امور افراد طبقه بالا میپردازد…
لی سان سیم (Hyeri) یک کارمند وظیفه شناس و تواناست که تا حد امکان به تمامی کارمندان کمک رسانی میکند اما در قبال زحماتی که میکشد احترامی که باید به او گذاشته نمیشود و همه او را به اسم کوچک خانم لی صدا میزنند تا اینکه یک روز به طور ناگهانی مدیر عامل شرکت میشود که تقریبا در حال ورشکستگی است…
دو دانش آموز دبیرستانی، تایچی و رین در روز روشن ناپدید می شوند. آن دو به دنیایی از شمشیر و جادو وارد شده اند. نهایتا پس از حمله هیولاها، موفق به فرار می شوند، به خاطر توصیه ماجراجویی راه انجمن را در پیش می گیرند. در آنجا، می فهمند که نیروی جادویی بسیار قدرتمندی را تصاحب کرده اند. پس دانش آموزان معمولی دبیرستانی به بزرگترین فریبکاران مبدل می شوند.
لی جه سانگ (Rain) یکی از وکیل های عالی بزرگترین شرکت حقوقی هست که فقط به منافع خودش فکر میکند. طی یک تصادف عجیب و اسرارآمیز به دنیای موازی کشیده میشود جایی که در آن با را شی آن (Lim Ji-Yeon) دوست وفادارش، ازدواج کرده است. را شی آن در دنیایی که لی جه سانگ از آنجا آمده کاراگاه بوده است. اکنون لی جه سانگ یک دادستان سختگیر در قانون است و…
وی دائه هان (Song Seung-Heon) ، سیاستمداری با ظاهر خوب و توانایی بی عیب و نقص در سخنرانیست. طی اتفاق خانوادگی ناگواری که برای او اتفاق می افتد مجبور به ترک آرزوها و خواسته های سیاسی خود میشود. یک روز دا جونگ (Roh Jeong-Eui) دختری هجده ساله به ملاقات او می آید و ادعا میکند که وی دائه هان پدر واقعی اوست و مادر خود را طی تصادفی از دست داده و اکنون به تنهایی از سه خواهر و برادر خود مراقبت میکند. بنابراین وی دائه هان این حقیقت را میپذیرد و سعی میکند با یک نمایش بزرگ، مجددا خودش را برای نماینده مجلس شدن، آماده کند…
هونگ یی یونگ (Kim Se-Jeong) جوان ساده ایست که شاهد یک قتل بوده اما روز حادثه را به یاد نمی آورد و از بی خوابی رنج میبرد. او هم چنان که به دنبال شغل است با جانگ یون (Yeon Woo-Jin) ملاقات میکند که صدای بسیار افتضاحی در خوانندگی اما توانایی بالایی در پیانو زدن دارد! جانگ یون سعی میکند که مشکل خواب کیم سه جونگ را برطرف کند و حقیقت پشت قتل اتفاق افتاده را کشف کنند…