ناگی سیشیرو، یک فوتبالیست جوان و بااستعداد، به پروژه بلو لاک دعوت میشود. در این پروژه، او با رقابت شدیدی از سوی بهترین مهاجمان کشور روبهرو میشود و برای رسیدن به هدف خود، یعنی تبدیل شدن به بهترین بازیکن، تلاش میکند.
یک تیم بسکتبال آمریکایی با نام مستعار "جبرواک" برای مسابقه به ژاپن می روند و به راحتی تیم حریف را شکست می دهند ولی آن ها را بعد از برد مسخره میکنند ، حال مربی تیم "کاگتورا" برای انتقام از گروهی به نام "معجزه گرها" کمک میگیرد...
کروکامی مداکا (Kurokami Medaka) یه دانشآموز سال اولی فوقالعاده تو آکادمی هانوکیوا (Hanokiwa Academy) هست که با ۹۸ درصد آراء، رئیس شورای دانشآموزی میشه. هم باهوشه، هم قویه، هم پولداره؛ خلاصه میخواد به هر کی مشکل داره کمک کنه. برای همین یه صندوق پیشنهاد راه میندازه که هر دانشآموزی بتونه مستقیم بهش پیام بده. بعداً به این صندوق میگن «جعبه مداکا» و کلی چالش عجیب و غریب و سخت براش و دوستاش تو شورای دانشآموزی میاره.
سائه (Sae Iwata)، دختری که یه کم از بقیه سرسختتره، تو دبستان عاشق لبخند مهربون کوکی (Koki Kamishiro)، یه پسر ظریف، میشه. وقتی به راهنمایی میرسن، کوکی یه جوون جذاب و محبوب شده که انگار دیگه دستنیافتنیه. وقتی باهم تو کمیته جشنواره ورزشی قرار میگیرن، عشق قدیمی سائه که سالها قایمش کرده بود، دوباره جون میگیره.
زندگي در ژاپن فئودال آسان نيست. خصوصا حالا که فضاييها آمده و همه چيز و همه جا را به تصرف خود درآوردهاند! خب البته، اوضاع بيمه و بهداشت عالي شده، اما ممنوعيت عمومي استفاده از شمشير، بسياري از ساموراييهاي شکستخورده را با تصميم سختي روبهرو ساخته که همانا انتخاب مسير زندگي آيندهشان است! اين موضوع، خصوصا در مورد افرادي از جمله گينتوکي ساکاتا صدق ميکند که به شغل درازمدت و منظمي پايبند نيستند. اين شد که گينتوکي، دنبال شغل آزاد رفته و هر کاري به او پيشنهاد شود، ميپذيرد، البته تا جايي که حقوق آن به اندازهي کافي باشد. اما ...
جوجو اما (Joji Ema) تو یه مدرسه پسرونه درس میخونه. بعد از جشنواره ورزشی، مییوشی هایاشی، همکلاسی عجیبش، یه جوری عجیب باهاش رفتار میکنه. از اون طرف، یویچی مداکا تو یه مدرسه مختلطه و پشت سر آکیرا نیکایدو، یه دانشآموز عجیب که خیلیا ازش خوششون نمیاد، میشینه. این داستانا نشون میدن جوونی چه مزهای داره.
هانتر ( به معنی شکارچی ) فردیه که دور دنیا سفر میکنه و هر جور ماموریت خطرناکی که فکرشو بکنید انجام میده . از دستگیر کردن مجرم ها گرفته تا کنجکاوی و جستجوی سرزمین های ناشناخته به دنبال گنج . گون ( Gon ) پسر جوونیه که پدرش چندین سال پیش ، موقعی که یه هانتر بوده ، ناپدید شده . گون باور داره که اگه بتونه پا جای پای پدرش بزاره ، ممکنه یه روز بتونه دوباره بهش بپیونده . بعد از اینکه گون 12 سالش میشه ، خونه رو ترک میکنه و ماموریت شرکت در آزمون " هانتری " رو امتحان میکنه . آزمونی که بخاطر پیشرفت کندی که آزمون دهنده داره و درصد بالای مرگش برای هانتر رسمی شدن حسابی معروف شده . گون با کوراپیکا که به عشق انتقام زندست ، با لوریو که میخواد در آینده دکتر بشه و با کیلوآ که قبلا یه قاتل سرکش بوده دوست میشه . و همین جور که ماموریت های سخت تری رو ، به عنوان یه هانتر ، پشت سر میزارن و با خطرات و تهدیدهای بیشتری رو به رو میشن که باعث میشه رفاقتشون گسترده تر میشه.
کلواتس (Clevatess)، یکی از اربابهای هیولاهای تاریک، با زنده کردن قهرمانی که خودش کشته بود و به فرزندی گرفتن یک بچه یتیم انساننما، تاج و تختش به خطر میافتد. این بچه، تنها امید برای نجات دنیای در حال نابودی است. حالا که این سه نفر به هم گره خوردهاند، چه سرنوشتی در انتظار این گروه غیرمنتظره است؟
سیزده سال پیش، ارتش شرور شیطان تلاش کرد به زمین حمله کند، که با اسکادران سوپرسنتای معروف به نگهبانان اژدها و سلاحهای فوقالعادهشان، ابزار الهی مواجه شد. با این حال، ارتش شیطانی در عرض یک سال شکست خورد، تمام مدیران آن از بین رفتند، و سربازان پیاده بازمانده (و تقریباً جاودانه) از آن زمان مجبور شده اند هر یکشنبه شکست خود را در مقابل انبوه تماشاگران به نمایش بگذارند. . یکی از سربازان پیاده که از غارت خسته شده و متوجه می شود که این چیزی بیشتر از برده داری است، شورش می کند و تصمیم می گیرد که با نفوذ به سازمان، نگهبانان اژدها را شکست دهد.
در یک دنیای فانتزی جایگزین، پادشاه شیطان با ارتشی مهیب به رهبری چهار پادشاه آسمانی خود سلطنت می کند. یکی اوچیمورا دنوسوکه، یک حقوقبگیر معمولی است که به طور غیرمنتظرهای توسط خود پادشاه شیطان از زندگی روزمرهاش بیرون کشیده شده است. اما حتی در این قلمرو جدید، اوچیمورا هیچ قدرت خاصی ندارد. آیا او می تواند از ماموریت های خائنانه تنها با دانش یک کارمند اداره جان سالم به در ببرد؟
در دنیای با حیوانات به شکل انسان، گیاهخواران و گوشت خواران در کنار هم وجود دارند. برای نوجوانان آکادمی چریتون، زندگی مدرسه ای پر از امید، عشق، بی اعتمادی و اضطراب است. "لگوشی" گرگ کاراکتر اصلی بوده، و عضوی از باشگاه نمایش است. بر خلاف ظاهر ترسناکش، قلب بسیار مهربانی دارد. در بیشتر زندگی اش، عنصری از ترس و نفرت برای باقی حیوانات بوده است، و او کاملا به این نحوه زندگی عادت کرده است. ولی به زودی، او با همکلاسی هایش بیشتر که آن ها نیز مشکلات خودشان را دارند ارتباط برقرار می کند و زندگی اش در مدرسه به آرامی تغییر می کند.
پس از شکست فاجعه بار در جام جهانی 2018، تیم ژاپن در تلاش است تا دوباره جمع شود. اما چه چیزی کم است؟ یک مهاجم آس کامل، که می تواند آنها را به پیروزی هدایت کند. اتحادیه فوتبال ژاپن به دنبال خلق مهاجمی است که تشنه گل و تشنه پیروزی است و می تواند ابزار تعیین کننده ای برای برگرداندن بازی شکست خورده باشد... و برای انجام این کار، آنها 300 نفر از بهترین های ژاپن را جمع آوری کرده اند. و درخشان ترین بازیکنان جوانان چه کسی برای رهبری تیم ظاهر خواهد شد... و آیا آنها قادر خواهند بود هرکسی را که در راه آنها قرار میگیرد، از بین ببرند و از خود بیزاری کنند؟
یک سازمان شیطانی به همه چیز سر راهش حمله می کند و نابود می کند. مغز این عملیات وحشیانه، دست راست پادشاه، یک ستوان شیطانی به نام میرا است. همه چیز وقتی تغییر می کند که دختری جادویی به نام بیاکویا میموری سعی می کند جلوی گروه شیطانی را بگیرد. وقتی میرا با او روبرو می شود، می داند که این عشق در نگاه اول است. میرا و بیاکویا که بین دستورات و عشق گیر کرده اند چه می شود؟
هر 30 سال یکبار، یک شاهزاده خانم از خاندان هیمه برای خدمت به هایاگامی انتخاب میشود. اما این بار، هیچ دختری به دنیا نیامده، به جز آراتا، پسری 15 ساله. آراتا به عنوان شاهزاده خانم موقت انتخاب میشود، اما شاهد قتل شاهزاده خانم فعلی میشود و به عنوان قاتل معرفی میشود. حالا او باید برای نجات جان خود از دست دربار امپراتوری فرار کند.
کافه ساحلی خدمتکار در منطقه خرید مارکو در نگاه اول عادی به نظر می رسد. اما سه کارمند آن عجیب و غریب هستند: هوتوری آرزو دارد یک کارآگاه باشد، توشیکی یک کمال گرا است و اوکی یک زن مسن با علاقه به لباس های خدمتکار است.
جنگ جام مقدس: مسابقه ای که در آن Mages ارواح قهرمان را احضار می کنند و در تعقیب جام مقدس با یکدیگر رقابت می کنند، یک ماشین برآورده کننده آرزوها که می تواند هر و همه آرزوها را برآورده کند. چندین سال پس از پایان پنجمین جنگ جام مقدس در ژاپن، جنگ بعدی در مکانی به نام Snowfield در غرب ایالات متحده ظاهر می شود. این یک جنگ جام مقدس است که پر از چیزهای دروغین است. Mages و Heroic Spirits روی یک پایه دروغین دور هم جمع شده اند. حتی با وجود اینکه آنها می دانند که این یک جنگ جام مقدس دروغین است، آنها همچنان بر روی پایه به رقصیدن ادامه می دهند. آنچه درست و نادرست است در زندگی بعدی حل می شود. آنها این کار را نه برای جام مقدس بلکه برای حمایت از اعتقادات خود انجام می دهند و نه بیشتر.
پس از رویدادهای فصل دوم (Hell Girl: Two Mirrors)، سه کمککننده آئی، یعنی ایچیموكو رن، وانیودو و هونه-آنا، زندگی خود را با آرامشی نسبی سپری میکنند. ای به صورت مرموزی از مرگ بازمیگردد و از بدن یک دختر جوان به نام یوزوکی میکاگه استفاده میکند تا عملیات جیگوکو تسوشین را ادامه دهد. یوزوکی از حضور آی آگاه است، با این حال، وقتی که...
انیمه داستان ماریا را دنبال می کند که قوی ترین جادوگر در طول جنگ صد ساله در فرانسه است. او از جنگ نفرت دارد و با قدرت های جادویی قوی خود، نبردها را مختل می کند. دخالت او با آرتمیس ساکوبوس و پریاپوس اینکوبوس، توجه آسمان ها را به خود جلب کرده است و بنابراین فرشته میکائیل یک فرمان صادر می کند. هنگامی که ماریا بکارت خود را از دست می دهد، قدرت های جادویی او نیز از بین می رود. فرشته زیبایی به نام حزقیال قرار است ماریا را تماشا کند و مطمئن شود که جادوگر در مقابل مردم از جادو استفاده نمی کند، اما ماریا به هر حال از جادو استفاده می کند.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
تو یه زندان تو ژاپن جوتارو کوجوی ۱۷ ساله زندگی می کنه: یه آدم وحشی، مبارز و خلافکار که یه نیروی غیر قابل کنترل تسخیرش کرده! سرتاسر دنیا نیروهای شیطانی در حال بیدار شدنن: “استند”ها، موجودات وحشتناک نامرئی که به حاملاشون قدرتهای بی نظیری می دن.جوجو برای نجات مادرش باید نیروی تاریک وجودش رو مهار کنه و به مصر سفر کنه تا خون آشام صد ساله ای که دنبال خون اعضا خونواده اشه رو شکست بده. ولی این راه رو به این آسونی نمی شه رفت؛ چون دشمنان زیادی قصد دارن در مقابلش ایستادگی کنن .
فویوزورا کوگاراشی توانایی ماوراء طبیعی دیدن را دارد و از زمان بچگی توسط ارواح تسخیر شده بود. این باعث دردسرهای زیادی در زندگی او شده بود، ولی او یاد گرفت تا دربرابر این ارواح شیطانی بجنگد. متاسفانه، او بسیار فقیر و آواره است و آرزوی داشتن زندگی دبیرستانی شادتر و معمولی تری دارد. در جستجویش برای خانه، به مسافرخانهای ارزان به اسم یوراگی مانور برخورد که...