وقتی لوک از کی خواستگاری میکند و یک کلمه ساده «متاسفم» را میشنود، از خواب بیدار میشود که روی تختش میلرزد. لوک دوباره تلاش می کند اما به دلیل رد شدن مکرر مجبور می شود به همان صبح خواستگاری خود برگردد...
افسر پلیس چو قصد دارد از دوستش چن خواستگاری کند. بعدها او یک گزارش قتل دریافت می کند و تا منطقه کوهستانی کشیده می شود. متأسفانه متوفی دوستش چن است. او که از درون ویران شده است، تمام تلاش خود را می کند و قاتلش را دستگیر می کند. با این حال، از اعتراف قاتل ، چو متوجه می شود که چن داوطلبانه به لی اجازه داده است او را بکشد...
یک مستند منحصر به فرد که هنرمند مارک والر و خانواده اش را در طول 20 سال دنبال می کند. هنگامی که مارک مبتلا به ملانوم مرگبار تشخیص داده می شود، خطوط گسل در خانواده والر با نتایج شگفت انگیزی فوران می کند...
این برنامه، لی مک کمدین را در تلاش برای تناسب اندام و جمعآوری کمک مالی برای مسابقه فوتبال خیریه «یاری فوتبال» به نفع کودکان بیسرپرست زیر نظر سازمان یونیسف، همراهی میکند. در این مسیر، چهرههای مشهور و اسطورههای ورزشی به او کمک میکنند.
مارک هانت یک فوق ستاره جهانی در کیک بوکسینگ و هنرهای رزمی ترکیبی، "سوپر ساموئن" است. این مستند زندگی پر فراز و نشیب او را از سوء استفاده از دوران کودکی به دست پدرش تا شروع پست او در رینگ و پیروزی در UFC را به تصویر میکشد...
داستان زنان خانهدار از درههای ولز که به اخبار صفحه اول تبدیل شدند، با زندان مواجه شدند و حتی با رونالد ریگان هم برخورد کردند، همه در مبارزه برای جلوگیری از ورود بمبهای هستهای به بریتانیا...
جیسون پریستلی در این مستند نگاهی به هارولد بالارد، مالک جنجالی تورنتو میپل لیفز انداخته است. رفتارهای توهینآمیز بالارد از معاملات غیراخلاقی قراردادی تا تحمل یک سال زندان برای دزدی و کلاهبرداری ...
یک بازرس که به یک منطقه جنگلی روستایی فرستاده شده است، شیفته مجموعه ای از سرقت ها و جنایات عجیب در حوزه قضایی خود می شود و مصمم است که ریشه آن را پیدا کند...
داستان یک صاحبخانه میخانه که برای نجات ملت در جدیدترین اسراف خود ایستاده است ، زیرا او می داند که کشور در حال حاضر واقعاً به چه چیزی احتیاج دارد این است که افراد کمی راه حل های عقلانی ارائه می دهند...
دختری یک تفنگ دستی قدیمی را در اتاق زیر شیروانی خود پیدا میکند و این شی نمادین صحنهای عرفانی از تجمع ساموراییها در مکان پوشیدهشده از خزه معبد کاسوسان در استان توچیگی را تداعی میکند...
بوکسوری تازه از زندان آزاد شده پس از کشتن حریف خود در حین مسابقه، همراه دوست بلندپرواز و بیرحمش، در گردابی از توطئه و خیانت گرفتار میشوند و مسیرهای متفاوتی برای زندگی جدید خود انتخاب میکنند...
ال کوینیون جوانترین شهر اسپانیا است: شهری کاملاً جدید که زمانی که بحران مالی اقتصاد کشور را ویران کرد، ناتمام ماند. نسل اول کودکان اکنون به نوجوانانی تبدیل شده اند و در شهر ارواح زندگی می کنند که تلاش می کند به یک جامعه تبدیل شود...
کای که به دلیل آگورافوبیا مادام العمر محدود شده است، بیشتر عمر خود را در چهار دیواری خانه والدینش گذرانده است. اکنون 74 ساله است و اخیراً بیوه شده است، شیفتگی او به یک همسایه جوانتر به او فرصتی می دهد تا آزادی های شخصی و جنسی را که همیشه پنهان بوده است کشف کند...
در مدرسه ی موریم ویژگی های اخلاقی مثل فداکاری ، صداقت و ایمان و... آموزش داده میشود که معلمان و دانش آموزان این مدرسه از کشورهای مختلفی هستند که در مدرسه جمع شدن و هر کدومشان داستانی متفاوت دارند...
در یک خیابان خاطره انگیز در روستای Shikou دختری به نام Ritsuka Tachibana به عنوان یک دانش آموز سال اولی به دبیرستان Shikou می رود. او روزهای آرامی را در کنار مادر خود ماریا می گذراند تا این که همه چیز سقوط می کند...او کیست؟ انسان؟ دیو؟ این داستان دختری است که افسون زیبایی شیاطین گشته است...
این سریال در مورد زندگی دو شخصیت هست که یکی خواهان گرفتن انتقامه و دیگری در پی مخفی کردن حقیقتی است. ۲۵ سال زندگی زناشویی که مملو از جنگی در سکوت و پراسترس برای آنهاست …
این سریال داستان کسانی است که طلاق گرفته اند و آرزو دارند یک بار دیگر یه پایان خوش برایشان رقم بخورد . "هان می مو" ( جانگ نارا ) قبلا آیدل و خواننده بوده است و اکنون در یک دفتر مشاوره ازدواج کار میکند. "سونگ سو هیوک" ( جونگ کیونگ هو ) هم یک مرد مطلقه ی سی و چند ساله هستش که با پسر 11 سالش زندگی میکند. او یک خبرنگار موفق و جذاب هست و با لبخندش گونه ای قلب آدم ها رو ذوب میکند که حتی خصوصی ترین رازهایشان را هم برایش فاش میکنند ...
چرا ما اینجاییم؟ اینجا چیکار میکنیم؟” وقتی Haruhiro چشماشو باز میکنه، خودشو کنار چند نفر دیگه در تاریکی میبینه که این سوالات رو داشتن میپرسیدن. ناگهان تاریکی کنار میره و این افراد خودشونُ توی دنیایی میبینن که بیشتر شبیه بازیهای رایانهایه. دنیای Grimgar. هاروهیرو با بقیه تیم میشه، تواناییهای جنگی یاد میگیره و پا میذاره به این دنیای بزرگ. چه چیزی در انتظار وی خواهد بود؟
پارک ته سوک یک وکیل هست که متوجه میشود که الزایمر دارد و تمام زندگیش را برای دفاع از پرونده اخرش میگذارد. این دراما, تلاش او برای دفاع از ارزشهای زندگیش و عشق به خانواده اش را زمانی که حافظه اش کم کم محو میشود, به تصویر میکشد.
چی جی وون یک افسر نیروی دریایی است که بسیار مقید به کار است. این فرد بسیار خوش بین است و به دوستش اعتماد دارد. بعد از اینکه دوستش خیانت بزرگی به او می کند تصمیم می گیرد از او انتقام بگیرد. در این بین دختری به نام سوان یک دختر باهوش و بانمک است که بعد از آشنایی با جی وون به او کمک می کند تا انسانیت خود را دوباره بدست آورد.
زنی در یک تصادف همسرش میمیرد,و او دختر کوچک خود را به تنهایی بزرگ میکند تا زمانی که میفهمد تومور مغزی دارد. او به دنبال فرشته محافظی برای دخترش است و به همین خاطر طی قرارداد زمان داری با مردی قرارداد ازدواج میبندد…
فاز اول این مجموعه در مورد شخصی به نام هومن صحرایی است که مامور میشود یک مرکز درمانی تعطیل شده را راه اندازی کند. اما در این مسیر با سهراب کاشف و بهروز عشقی که سابقه کلاهبرداری و شیادی دارند همراه میشود. وی که فردی متعهد و آرمانگرا است به زودی به اهداف سودجویانه آنها آگاهی پیدا میکند و از دکتر کی مرام که از استادان معتبر دانشگاه و حوزه درمان است کمک می خواهد تا یک مرکز درمانی استاندارد و کارآمد راه اندازی کنند. فاز دوم مجموعه در حاشیه در یک اردوگاه می گذرد که در آن افرادی که در فاز اول به تخلفات در حوزه پزشکی پرداخته بودند دوران محکومیتشان را بین زندانیان سابقه دارمی گذرانند و در طول آن درگیر ماجراهایی می شوند…
داستان انیمیشن در سال ۲۰۵۰ میلادی روایت می شود. زمانی که قهرمان داستان، یعنی “کونگ” بعد از خرابکاری هایش در جزیره ی تاریخی-زیست محیطی آلکاتراز یک فراری محسوب شده و در حال تعقیب می باشد. چیزی که مردم در حال تعقیب کونگ از آن اطلاعی ندارند این است که همواره یک نیروی شیطانی هوشمند با کونگ همراه است و برای ترور کردن دنیا با نیروی عظیمی از دایناسورهای رباتیک برنامه ریزی می کند. حال کونگ به نبرد با این نیروی شیطانی می پردازد و در این مسیر سه کودک که حقیقت را درباره وی می دانند با او همراه می شوند و...
ملکه شیم نازاست و صاحب فرزندی نمیشود.او از یک جادوگر زن(جادوگر هونگ جو) کمک میخواهد تا صاحب فرزندی شود.هونگ جو جادوی سیاهی انجام میدهد و ملکه صاحب یک دوقلو میشود.یک دختر و یک پسر.نوزاد دختر که سوری نام دارد, طسم سیاهی به دنبال خود دارد.او را در کوه ها رها میکنند و بیرون از قصر بزرگ میشود و عاشقانه ای بین او و پزشک هجونِ معروف چوسون رقم میخورد. این سریال تلفیقی از پزشکی،عشق و سحر و جادو را به نمایش خواهد گذاشت…
بو نوی به فال و پیشگویی اعتقاد دارد. روزی از یک پیشگو میشنود که اگر با مرد نجیبی که در سال 1986، در سال ببر، به دنیا آمده نخوابد، او خواهد مرد. بنابراین تلاش میکند تا شخصی با این مشخصات پیدا کند. سپس با سو هو که مالک استودیوی او است ملاقات میکند. سو هو سعی می کند او را بیرون کند چون اجاره را نپرداخته است. بو نوی سپس متوجه میشود که او تمام ویژگی هایی که پیشگو میگفت را دارد. از طرفی سو هو شخصی است که به رابطه ی قبل از ازدواج معتقد نیست…
این سریال درباره تشکیل یک گروه موسیقی است . جی سانگ کاراکتر کسی را بازی میکند که مدیر یک آژانس بوده که مسئول خوانندگان تاپ کشور است. و حالا رییس اژانسی است که مسئول اموزش راکی هاست. این دراما شامل سختیها و ماجرا هایی است که جی سانگ را تیدیل به یک جدیر,شایسته میکند .
برای نجات کشور ، شاهزادگان کشور تصمیم به بازگرداندن کریستال گرفتند ، اما با حمله ی ارتش دشمن راهی جز عقب نشینی کردن و منتظر فرصت مناسب بودن راهی برای پس گرفتن تاج و تخت نمانده بود
گوکو، پسری سادهدل اما نیرومند، برای پیدا کردن هفت گوی جادویی اژدها، سفری پرماجرا را شروع میکند. این ماجراجویی هیجانانگیز در دنیایی فانتزی رخ میدهد و پر از مبارزات رزمی، دوستان نامتعارف و دشمنان عجیب است. در طول این سفر، گوکو نه تنها با چالشها روبرو میشود، بلکه به تدریج رشد کرده و شخصیتش تکامل پیدا میکند.
اين سريال که بر اساس رمان مشهور کالين مک کالو ساخته شده است، ۶۰ سال از زندگي خانواده «کليرلي» را به تصوير مي کشد که براي گرداندن مزرعه ي عمه «مري کارسون» از نيوزيلند به استراليا آمده اند. محوريت داستان با دختر آنها، «مگي» و عشق او به کشيش خانواده، «پدر رالف» است. مگي با ازدواج با جوان جذاب و ثروتمندي به نام «لوک اونيل» سعي ميکند رالف را فراموش کند ولي او و رالف به زودي دوباره به هم مي رسند. رسيدني که عواقب غمناکي براي هر دو آنها به دنبال دارد ، در ادامه اتفاقات بسیاری برای شخصیت های داستان می افتد و یک پایان باور نکردنی در برابر مخاطب قرار دارد...
چارلز جوان و با استعداد لندن را به قصد آکسفورد ترک می کند. آشنایی او با لرد سباستین زندگی هر دو جوان را تغییر می دهد.در یکروز افتابی سباستین چارلز را با خود به عمارت خانوادگی می برد.ملاقات چارلز با خواهر و مادر کاتولیک چارلز و دوستی با سباستین سرآغاز کشمکشی از عشق ،دوستی، تعهد، عشق ممنوعه ، تقدیر و مذهب می شود.کشمکشی که تا سالها ادامه می یابد…
درباره دو زن هست که اسم هر دوی اونها اوه هه یونگ هست که بخاطر اسم مشترکشون زندگیشون با هم قاطی شده, مشکل اونها فقط اسمشون نیست بلکه حرفه اونها هم مشکل ساز شده, هر دوی اونها برای کمپانی های بزرگ (شاید هم هر دو در یک کمپانی) کار میکنند, یکی از اونها رهبر تیم هست و اون یکی دستیار مدیر . کیم آه جونگ نقش دستیار مدیر رو داره. مردی در زندگی اونها هست که توانایی دیدن اینده رو داره.