داستان ماهندرا آهیروار 12 ساله از هند ، که بیماری نادر از دست دادن عضله دارد و این بدان معناست که او نمی تواند بایستد یا راه برود و عضلات گردن او بسیار ضعیف است و سر او به صورت وارونه آویزان است...
پروفسور مارتین ریس در مورد جستجوی مدرن برای موجودات فرازمینی و این نظریه بحث می کند که تصور ما از حیات بیگانه همگی اشتباه است: اینکه این زندگی ارگانیک نیست که باید در آنجا جستجو کنیم، بلکه باید ماشین ها را جستجو کنیم.
فیلم «با یک بوسه میمیرم» داستان عاشقانهای تراژیک درباره ژولیت کپولت است که پس از مرگ معشوق خود، مجبور به زندگی ابدی میشود. او که سالها در غم فرو رفته بود، با دختری جوان آشنا میشود و عشق را دوباره تجربه میکند. این فیلم به ما میآموزد که عشق و از دست دادن، دو روی سکه زندگی هستند.
این مستند داستان "روبرتو دوران" بوکسر پانامایی قهرمان چهار دوره مسابقات جهانی است. او مردی است که شرایط موجود را برهم میزند و در مقابل دنیا میایستد، از ورزش فراتر میرود و الهام بخش یک ملت میشود تا در برابر دیکتاتوری که سازمان سیا از او حمایت میکند، به پا خیزند و به استقلال دست پیدا کنند. از روزهایی که او در خیابان کفش واکس میزد تا زمانی که در سراسر دنیا سالنهای مسابقه به خاطر او پر میشد، این فیلم داستان پانامای جدید و مشهورترین فرزند اوست ....
این فیلم مستند که از بیش از پانصد ساعت فیلم که هرگز دیده نشده است ساخته شده است ، فوتبالیست مشهور دیگو آرماندو مارادونا برای باشگاه فوتبال ناپولی در بین دهه هشتاد بازی میکرد را به تصویر میکشد و…
درباره تاریخچه ، خانواده ها ، عشق و طرحی که در هر پای استفاده می شود اطلاعات کسب کنید. علاوه بر این ، درک کاملا جدیدی از پیتزا به عنوان هنر آشپزی واقعی پیدا کنید.
داستان این فیلم درباره ایستر و خوان است، خانواده ای که در حومه مکزیک زندگی می کنند و به پرورش گاو های جنگی مشغولند.حال رفته رفته زندگی احساس آنها در مزرعه دچار بحران می شود...
یک اردوگاه آموزشی تروریستی در نیوزیلند کشف شد. وقتی با رهبر کاریزماتیک تامه ایتی، متهم به اداره اردوگاه آشنا می شویم، خصومت عمیق بین بخش هایی از مردم مائوری و مقامات نیوزیلند آشکار می شود...
یک انقلاب «چشم انداز» اجتماعی و سیاسی یک کشور را تغییر می دهد، اما قبل از هر چیز چشم انداز فیزیکی را تغییر می دهد. برای قرن ها، هیچ یک از مراکز شهرهای پایتخت های جهان در چند ماه گذشته هیچ شباهتی به میدان نداشت، که در عین حال شبیه یک شهر قرون وسطایی و یک فانتزی آینده نگر است...
دلتای دانوب در رومانی یک میراث جهانی یونسکو است. اما زندگی در یک منطقه حفاظتشده طبیعی به چه معناست؟ دیالوگهای باتلاق، مردابهای دلتا را از طریق زندگی روزمره روستاییان در دورهای که هیچ توریستی در آن پرسه نمیزند، به تصویر میکشد.
هو-ایم یه دکتر شرقی و شناخته شده به عنوان بهترین متخصص طب سوزنی دوران چوسان است. شهرت و موفقیت وی به دلیل شأن و مقام پایینش در ان زمان با مانع مواجه شده بود. روزی او در زمان سفر کرده و خودش را در به سئول امروزی میابد! او با چویی یئون-کیونگ اشنا میشود… دختری که به عنوان دکتر قاطعانه فقط به روش ها و درمان های امروزی اعتقاد دارد
7 سال از ممنوعیت ازدواج می گذرد! مردان و زنان جوان چوسون از ازدواج ممنوع! زمانی که ولیعهد درگذشت، قانونی که ازدواج را ممنوع می کرد، اعلام شد. و الان 7 سال گذشته! مردم به این دلیل احساس شدیدی از خشم پیدا می کنند. چه کسی به پادشاه کمک می کند تا بر شاهزاده خانم غلبه کند و دوباره عاشق شود، به قانون منع ازدواج پایان دهد و مردم را از بدبختی نجات دهد؟
داستان در مورد یک فرشته مرگ هست که بر روی زمین در کالبد یک کارگاه مرد هبوط کرده است و به زنی فانی که سایه مرگ را می بیند علاقه مند می شود. این عشق ممنوعه باعث رانده شدن این فرشته از بهشت و فراموشی آن از خاطر تمامی جهانیان خواهد شد…
داستان یک دانشجوی سال سوم سینما که به دوست خود علاقمند است . پس از سه سال عشق نافرجام و دردناک، او تصمیم می گیرد این احساسات را در خود بکشد و برایش مهم نیست که این کار چقدر دشوار باشد.
داستان عشق و دوستی بین پنج دانش آموز دبیرستانی از دبیرستان Seoyeon. لی هامین مانند یک فرد روشن ظاهر می شود، اما تاریکی نیز در ذهن او وجود دارد. هان سو مانگ فردی خونگرم است، اما همچنین بسیار ترسو است. لی جائه مین یک دانش آموز محبوب با گذشته ای دردناک است. او با همه اطرافیانش مهربان است. یون بو می یک دانشجوی شیرین و نمونه است. چوی جین یانگ عاشق بازی کردن است. او می تواند غیر دوستانه به نظر برسد و شخصیت ظریفی دارد.
بازگشت ایلجیما به عبارتی ادامه ی سریال بسیار دیدنی ایلجیما می باشد که حکایت از مردی جنگجو و البته با قلبی رئوف و مهربان دارد. ایجیما به مانند زورو مردی عدالتخواه و جنگجوست که به حمایت از مردم سطح پایین جامعه می شتابد. او که در کودکی از خانواده رها شده توسط یه زن و شوهر چینی بزرگ می شه و به کره برگردونده می شه تا پدر و مادرش را پیدا کنه … در همین حین با دال ئی آشنا می شه و برای اولین بار تو عمرش عشق را تجربه می کنه ولی دال ئی به طور ناجوانمردانه و غیر عادلانه به مرگ محکوم شده … ایلجیما تصمیم به نجات دال ئی و گرفتن انتقام اون از مقامات دولتی می گیره و …
این سریال در تاریخ چوسان رخ میدهد؛ زمانی که آشوب و جنجال بر سر قدرت حول تخت سلطنتی به سطوح بالایی میرسد پادشاه برای فرار از کسانی که قصد ترور او را دارند، یک دلقک که دقیقا شبیه خودش است را روی تخت مینشاند…
سریالی تاریخی، تخیلی در مورد جاه طلبی ها و موفقیتهای شش شخصیت است که با محور لی بانگ وون نوشته شده است. لی بانگ وون، سومین پادشاه سلسله چوسان و پدر شاه سجونگ بزرگ بود. او به پدرش، شاه تجو، در تأسیس سلسله ی چوسان کمک کرد.
صدها سال پیش، کودکی به نام خدا نامگذاری شد و نفرین شد. پس از 4 تناسخ، او عشق خود را در قالب یک کارمند شرکت خود می یابد، یک مرد! اگر قرار نگذارند می میرند!
بک هی سونگ (Lee Joon-Gi) پدر مهربان و سخت کوشی است که با تلاش فراوان سعی میکند که هم در خانه و هم در محل کار، تمام نیروی خود را برای تلاش بیشتر خرج کند ، همسر او ، چا جی وون (Moon Chae-Won) کاراگاه تیزهوش و موفقیست که متوجه میشود پشت چهره فریبنده و خوبی های همسرش ، گذشته وحشتناکیست که از همه پنهان میکند ، پس سعی میکند راز این گذشته را کشف کند و…
درست زمانی که ماساتو فکر می کرد که بررسی تصادفی در مدرسه تمام شده است، در یک طرح مخفی دولتی درگیر شد. همچنان که با جریان برده می شد، به یک دنیای بازی رسید! انگار که اینها کافی نبوده، مادرش نیز آن جا بود! کمی با مدل همیشگی انتقال به دنیای دیگر متفاوت بود، اما بعد از کمی سر و کله زدن، "مامان می خواهد با ما-کون به ماجراجویی بپردازد." آیا مامان می تواند همراه ما-کون باشد؟ ماساتو و ماماکو ماجراجویی شان را شروع می کنند، آن ها پورتا را می بینند، یک تاجر زیبای در حال سفر، و یک فیلسوف زیرک قابل تاسف. در کنار عضو جدیدشان، ماساتو و دوستان سفرشان را شروع می کنند.
ساحل پشه ها داستان یک مخترع و خانوادش را روایت میکند که از دست عدهای که قدرت و نفوذ دولتی دارند فرار میکنند و در این راه اتفاقهای خطرناکی برایشان می افتد...
زمانی که فین توسط یک باند محلی مجبور به معامله مواد مخدر نادرست می شود، زندگی روآن به مارپیچ می رسد. با توجه به اینکه زندگی فین در خطر است و یک رهبر باند خشن به زندگی او تجاوز می کند، روآن با بازپس گیری پولی که فین از دست داده است مواجه می شود.