تئوری آشوب نشان میدهد که چگونه نظم از بینظمی پدیدار میشود و الگوها و پیچیدگیهای طبیعت را توضیح میدهد. پروفسور الخلیلی نشان میدهد که چگونه فیزیک، و نه مداخله الهی، سیستمهای ساده را به ساختارهای پیچیدهای مانند درختان و انسانها تبدیل میکند.
جونسی در پی جشن سال نو خود در یک خانه زباله بیدار می شود. او از تمیز کردن پرهیز میکند و به جای آن آهنگهایی مینوازد که بازتاب شب قبل، تلخی و شیرینی سال نو و غم و اندوه گذشته است...
ورود به دنیای بازماندگان، کسانی که عزیزان خود را به دلیل خودکشی از دست داده اند و داستان های آنها را فاش می کند. با استفاده از ماسک، بازماندگان راهی منحصر به فرد و خلاقانه برای بیان ناگفتنی ها پیدا می کنند...
HBO مجارستان به محبوبیت پیر وودمن، کارگردان فرانسوی که بهخاطر فیلمبرداریهای آماتور «بازیگری» و کار قراردادی با Private و Hustler معروف است، نگاه میکند...
رولند اس. هاوارد، ماشینحسابهای بدوی، اولی اولسن، فیلیپ بروفی و بسیاری دیگر خاطرات خود را بیان میکنند و دشمنیهای خود را در ادای احترام به صحنه موسیقی زیرزمینی 77 تا 81 در ملبورن، استرالیا بیان میکنند...
نائوکی زمانی همه چیز را داشت - ماشین سریع، خانه اجرایی. رئیس کسب و کار خود زمانی که اقتصاد ژاپن در اوج بود زندگی خوبی داشت. سپس حباب ترکید - و او با یوشی آشنا شد ...
مستند 'هر ثانیه حساب می شود' به بررسی دقیق ورزش کراس فیت و فرهنگ حاکم بر آن می پردازد. در این ورزش، زمان حرف اول را می زند و ورزشکاران برای رسیدن به بهترین عملکرد، نه تنها باید از نظر ذهنی و جسمی در اوج آمادگی باشند، بلکه باید با تمام وجود تلاش کنند و گاهی حتی از مرزهای توانایی خود نیز فراتر روند. فیلم، سفر پرماجرای این ورزشکاران را به تصویر می کشد.
رسیدن از 0 تا 150 مایل در ساعت در سه ثانیه، تحمل سه Gs نیرو، و بلند شدن از جایی که اغلب خطرناکترین مکان روی کره زمین نامیده میشود، تنها بخشهایی از زندگی روزمره یک خلبان ناو هواپیمابر است ...
مستندی از جک چارلز، با نام مستعار «جکی»، بازیگر افسانهای بومی استرالیایی که اولین شرکت تئاتر بومی استرالیا را تأسیس کرد و بعداً در زندگی با هویت خود مبارزه کرد....
در حالی که چائوشسکو زنده بود، ما میدانستیم چه کسی خوب است (غرب و ایالات متحده) و چه کسی شرور است. از آن زمان به بعد، اوضاع پیچیدهتر شد. الکساندرو سولومون، فیلمساز، معتقد است داستان این جنگ تبلیغاتی میتواند به ما کمک کند تا تفاوتهای ظریف در درگیریهای معاصر را درک کنیم. او میگوید: «به سردبیران رادیو اروپای آزاد نگاه کنید: شما ممکن است در جبهه درست بجنگید و همچنان بخشی از یک بازی کثیف باشید.»
یک دامپزشک روانی و یک کارآگاه برای کشف پروندههای شهری کوچک به نیروهایشان میپیوندند - اما مهارتهای آنها زمانی آزمایش میشود که راز قاتل زنجیرهای را کشف کنند.
تناسخ در دنیایی دیگر با وعده یک قدرت "فریبنده" یک چیز است... اما اینکه در کودکی دوباره به دنیا بیایید و بعد از اینکه والدین سلطنتی تان فکر می کنند شما ناتوان هستید مرده را ترک کنید؟ این کاملاً یک چیز دیگر است! اکنون راینهارت تازه متولد شده - یا هارت به دوستان جدیدش - باید راه خود را در دنیای خطرناکی بیابد... اما خوشبختانه او جادویی دارد که به معنای واقعی کلمه از نمودارها خارج شده است!
آینده اینجاست و گونه جدیدی در میان مردم زندگی می کند: انسان نماها. این موجودات روباتیک مانند انسان بسیار حساس هستند و از بیماری های منحصر به فردی رنج می برند. خوشبختانه، دکتر هیکارو سودو می تواند کمک کند. او قول میدهد که انساننماها را حتی با وسایلی که ممکن است غیرقانونی تلقی شوند، درمان کند و باعث شود زندگی دوگانهای داشته باشد. اما زمانی که بیماری های عجیب به دلیل این همزیستی پدیدار می شوند، خطوط اخلاقی تار می شود.
در گذشته دور، هیولاها به برخی از مقامات منتخب توانایی کنترل پنج عنصر را می دادند. اما برای این کار، باید از کوه های مه آلود خطرناک عبور می کردند. این داستان ماجراجویی یکی از این مقامات منتخب را دنبال می کند که در تلاش است این توانایی را به دست آورد.
مستندی درباره باشگاه فوتبال نیوکاسل یونایتد یکی از سنتیترین باشگاههای فوتبال سطح بالای انگلستان که به داشتن یکی از بهترین فضاهای استادیوم در این کشور معروف است.
پادشاه جانوران و شیاطین مرتباً قربانی های زن را برای خوردن می پذیرد تا تسلط مردم خود را بر نژاد بشر تثبیت کند. با این حال، برای قربانی نود و نهم، دختر انسانی که به پایتخت، ساریفی آورده شد، پادشاه هیولا را مجذوب خود می کند. در واقع، او نه از او و نه از هیچ جانور دیگری نمی ترسد و حتی بدون التماس و گریه مرگ او را می پذیرد، زیرا در صورت آزادی نه خانه دارد و نه خانواده ای که به آنجا برگردد. پادشاه او را جذاب می یابد و به او اجازه می دهد با وجود انسان بودن، به عنوان همسرش در کنار او بماند. این داستان چگونگی تبدیل شدن ساریفی به ملکه شیاطین و جانوران است.
در گرنبل کینگدام، یه شهربازی متروکه، شیکی تمام عمر خودشو لا به لای دستگاه ها سپری کرده. اما یک روز، ربکا و گربه ـش، هپی، جلوی شهربازی ظاهر میشن. این تازه واردا نمیدونن که این اولین باریه که گرنبل توی این صد سال بازدیدکننده های انسان به خودش دیده! در حالی که شیکی به دنبال پیدا کردن دوست جدیده، همسایه های سابقش منتظر یه فرصتن تا یه شورش رباتی به راه بندازن... و وقتی که اونجا برای شیکی خیلی نا امن میشه، اون باید به ربکا و گربش بپیونده و با بشقاب پرندشون به یه کهکشان بی حد و مرز فرار کنه.
این سریال سه اپیزودی به کارگردانی و نویسندگی پتریک گراهام داستان یک زندانی است که به یک مرکز دورافتاده بازجویی نظامی وارد میشود و بازی بازجویان را با افشاگری از ترسناکترین رازهایشان به هم می ریزد، ماجرایی که رگه هایی از عناصر ماوراء الطبیعی هم در خود دارد.
آیانو وارث خاندان کانناگی است. کازوما، پسر عموی آیانو، پس از شکست در مبارزه با او، از خاندان اخراج میشود. او فرار میکند و نام خانوادگی خود را تغییر میدهد. کازوما با روح باد قرارداد میبندد و به یک کاربر قدرتمند باد تبدیل میشود. چهار سال بعد، او به خاندان کانناگی بازمیگردد. قتلهای اخیر در خاندان کانناگی توسط یک کاربر باد قدرتمند انجام میشود. کازوما ادعای بیگناهی میکند، اما در حال آماده شدن برای جنگ با خاندان کانناگی است.
هو فنگچی، یک جوان بیخانمان، شاهد قتل وحشیانه خانوادهاش توسط هموطنان خود بود. او به تمرینات رزمی پرداخت تا روزی بتواند انتقام خانوادهاش را بگیرد. او با یک فن و نام مکانی که سرنخهایی از دشمن را نشان میداد، به راه انتقامجویی قدم گذاشت.
ژاپن ممکن است پر از هیولاهای مرموز به نام یااکاشی باشد، اما آنها یک نیروی نینجا جن گیر ویژه برای مقابله با تهدید دارند! نینجا جن گیر جوان ماتسوری روزهای خود را با یاکاشی می گذراند تا از دوست دوران کودکی اش سوزو محافظت کند. اما وقتی یک گربه یاکاشی به نام شیروگان ظاهر می شود، همه چیز برعکس می شود!
واتارو ساجو، دانش آموز دبیرستانی، عاشق همکلاسی زیبایش، آیکا ناتسوکاوا است. آیکا او را مزاحم می داند، اما واتارو هر روز در رویای عشق متقابل اوست. اما یک روز، او ناگهان از این رویا بیدار می شود و تصمیم می گیرد از آیکا دوری کند. اما این تصمیم او، آیکا را آشفته می کند.
کومورا (Komura) در سال تحصیلی جدید، همکلاسی جدیدی به نام می (Mie)، دختری عینکی، پیدا میکند. او خیلی زود به می (Mie) علاقهمند میشود، اما از اینکه در کنار دختری که دوست دارد قرار بگیرد، دچار استرس میشود.