دانشجویی به نام “جون” اوقات بیکاریِ زیادی دارد، او با “هارو” مواجه میشود که بنظر میاید او را در گذشته میشناخته و آنها با نوهی “هارو” یعنی “تاکیو” ملاقات میکند و…
در سال 1967 كارگردان مشهور ژان لوک گدار فيلم "چینی" را توليد كرد. پوستر فیلم چيزي جز عكس زن موردعلاقه اش آن ویازمسکی که 17 سال از او جوانتر بود؛ نبود. اونها اندکی قبل سر فیلمبرداری فیلم "ناگهان بالتازار" اثر روبرت برسون در 1966 با هم آشنا شدند؛ با هم شاد بودند و عاشق یکدیگر بودند و پس از مدتی ازدواج کردند. در اکران فیلم "چینی" با شکست مواجه شد و بازخوردهای منفی ای به خود دید و همین باعث ایجاد سوالات عمیقی برای ژان لوک گدار شد. این اتفاقات همراه با جریان می 1968 فرانسه شد. فیلمساز با عبور از این بحران شدیدا تغییر نمود و از یک ستاره فیلمسازی تبدیل به یک هنرمند مائوئیست شد.
داستان فیلم در مورد یک کارآگاه پلیس می باشد که سعی می کند راز مجموعه ای از قتل های مرموز را کشف کند اما تحقیقات باعث می شود سلامت عقلانی خودش نیز زیر سوال برود …
مین جائه یه دانشجوی معمولی با دزد حرفه ای بانک سوک گو آشنا میشه و بزودی با اون و تیم کلاهبرداریش همراه میشه. نقشه اشون خوب پیش میره، اما اونها نمی تونن به هم اعتماد کنن. هائه سون زیبا و باهوش همراه و دوست مین جائه از دوران مدرسه ست
داستان این فیلم درباره ی گروهی ماهیگیر است که در جزیره ایی متوجه می شوند ارتباطشان با دنیا از بین رفته است. زمانی که افراد گروه به وحشت می افتند متوجه می شوند چیزی یا کسی در حال شکار کردنشان است و…
داستان فیلم درباره یک بازیگر اتریشی به نام روری مکنیل (برایان دنیس کاکس) هست که باید بین زندگی عاشقانه اش در جزیره ای آرام و رفتن به سانفرانسیسکو برای درمان یکی را انتخاب کند، بعد از تصمیم گرفتن برای رفتن از جزیره و در سانفرانسیسکو سعی میکند با پسر و خاواده پسرش کنار بیاید و...
هنگامی که یک مرد مجبور می شود به خانه پدری اش برگردد تا پدر عجیب غریب خود را دفن کند، همه چیز پیچیده می شود زمانی که می فهمند پدرشان وصیت کرده بعد از مرگ، خاکستر اش را در زمین تیم ورزشی مورد علاقه اش، پراکنده کنند...
هنگامی آدام لی بلانک مدیر یک کارخانهی بزرگ با یکی از توزیعکنندگان مهمش یعنی کیشن به مشکل برمیخورد ، آدام جنگی سخت و نفسگیر را با برادران کیشن یعنی رئیس گروه خلافکاران هنگ کنگ آغاز میکند و…
این فیلم بر اساس داستانی واقعی می باشد که در طول فصل فوتبالی ۲۰۰۹ ساخته شده است. "بن" و "نیک" با هم دوست و همکار می باشند و یک خانه خریداری می کنند. حال مجبورند بین سبک زندگی خود که طرفدار فوتبال اند و یک دختر، یکی را انتخاب کنند …
یک بازیگر دارای مشکلات روانی به نیویورک باز میگردد، او سعی دارد که چهره واقعی خود را از دیگران پنهان کند اما رسانه ها و شبکه های اجتماعی قدرتمندتر و تاثیرگذارتر از آنچیزی که فکر میکرد هستند و...
هنگامی که مایکل تصمیم میگیرد برای جشن و تعطیلات کریسمس به خانهی خانوادهی یکی از دوستانش برود، پس از مدتی درمییابد که افراد آنجا تعادل روانی ندارند و…
داستان این سریال در مورد بررسی تهدید در حال افزایش اسامه بن لادن و القاعده می باشد و نگاهی متناقض به چگونگی رقابت بین "سیا" و "اف بی آی" دارد که به طور ناگهانی ممکن است باعث بوجود آمدن فاجعه 11 سپتامبر و جنگ در عراق شوند...
داجونگ قبلاً یک مادر شیرین شاغل بود، اما با ابتلا به سرطان کولورکتال، او به تدریج قادر به غذا خوردن نیست. شوهر دا-جونگ، چانگ ووک، قبلا هرگز آشپزی نکرده بود، اما او برای مراقبت از سلامتی و وعده های غذایی همسرش آشپزی را شروع کرد. چانگ ووک مواد اولیه مناسبی را انتخاب می کند و سعی می کند دستور العمل های سالمی را برای تهیه یک غذای گرانبها برای همسر بیمارش ایجاد کند. اگرچه ممکن است گاهی اوقات دست و پا چلفتی باشد، اما متوجه می شود که چگونه برای پخت و پز و صرف یک وعده غذایی با خانواده اش ارزش زیادی داشته باشد.
موجوداتی به نام Septentriones به ژاپن حمله میکنن. در جواب افرادی که قادر هستن موجوداتی رو کنترل کنن به مقابله با اونها میپردازن ولی مشکل اینجاست که Septentriones ها فقط یک بار در روز پیدا میشن و برای شکست دادن اونها ۷ روز بیشتر وقت ندارند….
مانجی یک شمشیرزن نامیراست که با زندگی ابدی نفرین شده و از مرگ هایی که توی این مدت زمان باعثشون شده خسته شده. اون به غیر از کشتن هیچ استعداد دیگه ای نداره برای همین یه نقشه میچینه که فراپذیریش رو برگردونه: باید ۱۰۰ انسان خبیث رو به ازای هر انسان خوبی که کشته، بکشه. جادوگری که این نفرین رو روی مانجی گذاشته با این نقشه موافقت میکنه و مانجی راهش رو برای کشتن هزار انسان خبیث شروع میکنه و...
آکادمی سِتون، مدرسه ای پر از حیوانات که نژاد انسان کمتر از بقیه موجودات توش پیدا میشه. مازاما جین، یکی که از حیوانات متنفره و تنها انسان مذکر کلاسشه، در نگاه اول عاشق هینو هیتومی میشه که تنها انسان مونثه. با این حال خیلی زود میبینه که بعد از اینکه عضو دسته لانکای گرگ میشه، قاطی موجودات مختلف دیگه ای شده.
لی یئوروم از زمانی که تصمیم گرفت به زندگی بسیار فقیرانه خود نه بگوید، با سبک زندگی غیرفعال خود چیزهای جدیدی را امتحان کرده است. برخی او را برای فرار از واقعیت ساده لوح می خوانند، اما برخی دیگر او را روحی خوب با قلبی طلا می دانند. هیچ کدام از اینها دیگر برای او مهم نیست زیرا تنها چیزی که در حال حاضر به آن نیاز دارد کمی دور از هیاهوی شهر است. Ahn Dae-beom یک کتابدار است. او فقط یک کتابدار نیست، بلکه یک خجالتی است. می توان تعجب کرد که چگونه با خجالتی عمیق خود حتی به عنوان یک کتابدار شغل خود را مدیریت می کند، اما در اعماق وجود، طرف دیگر داستان خود را برای گفتن دارد. سفر یئو-روم برای کشف خود در شهری کوچک به نام "آنگوک" آغاز می شود که او وارد زندگی دای بیوم می شود. شاید در اینجا، در کنار یکدیگر، او و او بالاخره بتوانند خود را در یک مکان آرامش عاطفی بیابند. هیچ کس نمی داند، اما آنها در پایان سفر متوجه خواهند شد.
مزدور تنها گاتس به سرزمینی سفر می کند که جنگی صد ساله در آن جریان دارد. خشونت و مهارت او در نبرد توجه گریفیث، رهبر گروهی از مزدوران به نام گروه هاوک را به خود جلب می کند. گاتس به نزدیک ترین متحد و معتمد گریفیث تبدیل می شود، اما با وجود تمام پیروزی های آنها، گاتس شروع به این سوال می کند که چرا برای رویای مرد دیگری برای حکومت بر پادشاهی خود می جنگد. جاه طلبی تسلیم ناپذیر گریفیث برای گاتز ناشناخته است که سرنوشتی وحشتناک را برای هر دو رقم خواهد زد.
ساکورای شینیچی فقط آرزوی کمی سکوت و آرامش رو داره. اما اوزاکی هانا سال پایینی پر سروصداش خیال های دیگه ای داره، همه چیزی که میخواد اینه که بره بیرون و با فضولی کردن تو کاراش مسخرش کنه. با کمک جذابیت سرزنده اش و سماجت قابل توجهش، این شاید تنها شروع یک رابطه ی زیبا باشه!
نه چندان دور از شهر دومینا، شیلو، پسری زندگی می کند که مدام صدایی را در رویاهای خود درباره ماموریتی که باید انجام دهد می شنود. اما مشخص نیست که او برای چه ماموریتی مورد نیاز است. همه چیز با ملاقات او با دو جومی تغییر می کند، نژادی که به دنبال سنگ های قیمتی منحصر به فرد آنها است، زیرا حملات ناگهانی علیه جومی ها رخ می دهد. رویای او، تلاش او، روشن می شود - به جومی ها و سنگ های قیمتی آنها کمک کنید!
یک مدیر تشییع جنازه که توانایی ویژهای دارد که به او اجازه میدهد مرده را ببیند و با آنها صحبت کند، با کارمندی در یک سرویس اجرای سفارشی "Ildangbaek" ملاقات میکند، که تقریباً برای هر چیزی که مشتریان درخواست میکنند تا 100 وون کرهای خدمات ارائه میدهد. دو ساقی، یکی برای مرده و دیگری برای زنده ها، دست به دست هم می دهند و با هم متحد می شوند تا آرزوهای مرده های وحشتناک، خونگرم، عجیب و غریب و بی حس کننده را برآورده کنند. آنها متوجه می شوند که مرگ و زندگی دو روی یک سکه هستند و درخواست های مردگان پیام هایی برای زنده ها هستند.