مستند "مرغابیهای غواص: فریادی از میان مه" به بررسی زندگی پنهان مرغ غواص معمولی و دلیل کاهش جمعیت آن میپردازد و تلاشهای دانشمندان برای نجات این پرندگان را به تصویر میکشد. این مستند شامل تصاویر نادری از زندگی این پرندگان در محیطهای مختلف است.
تیمهایی از سراسر جهان در رقابت برای عنوان بهترین در برف، با تبدیل بلوکهای برف به آثاری با الهام از Pixar، Marvel، Walt Disney Animation، Walt Disney Studios و The Muppets Studios تشکیل میدهد...
سال 2020 یک خانواده آسیایی-آمریکایی در آمریکای روستایی ترامپ در حال تلاش برای زنده نگه داشتن رستوران و رویای آمریکایی در مواجهه با همه گیری ، نئو نازی ها و زخم های نسلی از مزارع کشتار است...
بر اساس سریال درام 2020 MBC با همین عنوان، داستانی تلخ و شیرین و در عین حال شفابخش که در کافهای اتفاق میافتد که فقط از نیمهشب تا طلوع آفتاب باز است...
هر تابستان، انبوهی از بابانوئلهای حرفهای، خانم کلاوز و الفها به اردوگاهی در جنگلهای نیوهمپشایر فرود میآیند تا ترفندهای حرفه خود را بیاموزند. اما امسال متفاوتر از سال های قبل است...
داستان غم انگیز زن جوانی را دنبال کنید که آرزوی شغل نظامی را در سر می پروراند، اما پس از اینکه به مادرش گفت در پایگاه نظامی فورت هود مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، ونسا گیلن توسط شریک زندگی خود کشته شد...
در شبی که ماه گرفتگی کامل رخ می دهد، صدای غریبه ای از آینده از طریق رادیو عتیقه داخل اتاق یونگ (یئو جین-گو) طنین انداز می شود. "می شنوی؟" رادیوی اسرارآمیز دو دانشجوی کالج را که بیست سال از هم فاصله دارند به هم متصل می کند. آنها هر شب چت می کنند، داستان های عاشقانه یکدیگر را به اشتراک می گذارند و ...
ظریفه غفاری در سن 26 سالگی یکی از اولین شهرداران زن افغانستان و جوانترین شهردار شد که تا به حال این سمت را به دست آورده است. این فیلم که طی دو سال پرتلاطم فیلمبرداری شده است، نبرد شخصی او برای بقا را در حالی که کشورش از هم می پاشد، مستند می کند...
جورج آنتونی مورتون، نقاش کلاسیک که ده سال را در زندان فدرال گذراند، برای نقاشی اعضای خانواده اش به زادگاهش سفر می کند. بازگشت به عقب، جورج را مجبور میکند تا در تلاش برای بازنویسی فیلمنامه زندگیاش، با گذشتهاش روبرو شود...
یان بروبرگ و خانوادهاش داستان باورنکردنی را روایت میکنند که چگونه او از دو آدم ربایی و سالها آزار جنسی در دوران کودکی توسط یک دوست خانوادگی جان سالم به در برد...
دئون کول در دومین برنامه کمدی ویژه نتفلیکس، که به مادر مرحومش تقدیم شده است، به طرز خندهداری توصیههای خود را در مورد نحوه گذر از زندگی و قرار ملاقات در جامعه امروزی به اشتراک میگذارد...
در این مستند هیل و روانشناسنش را دنبال کنید زیرا او بحث های صریح در مورد سلامت روان و حملات اضطرابی که به تدریج در ارتباط با تبلیغات فیلم است که شغل رویایی او را به یک کابوس تبدیل کرده است، دارد...
این مستند بلیک زف، روزنامهنگار را دنبال میکند که به ایالات متحده سفر میکند تا اثرات بدهی وامهای دانشجویی را کشف کند، و مأموریتی را برای یافتن مقصری که مسئول تنظیم لایحه آموزشی سال 1998 است که زندگی - و کیف پول - میلیونها نفر را تغییر داد، پیدا میکند...
در مدرسه ی موریم ویژگی های اخلاقی مثل فداکاری ، صداقت و ایمان و... آموزش داده میشود که معلمان و دانش آموزان این مدرسه از کشورهای مختلفی هستند که در مدرسه جمع شدن و هر کدومشان داستانی متفاوت دارند...
در یک خیابان خاطره انگیز در روستای Shikou دختری به نام Ritsuka Tachibana به عنوان یک دانش آموز سال اولی به دبیرستان Shikou می رود. او روزهای آرامی را در کنار مادر خود ماریا می گذراند تا این که همه چیز سقوط می کند...او کیست؟ انسان؟ دیو؟ این داستان دختری است که افسون زیبایی شیاطین گشته است...
این سریال در مورد زندگی دو شخصیت هست که یکی خواهان گرفتن انتقامه و دیگری در پی مخفی کردن حقیقتی است. ۲۵ سال زندگی زناشویی که مملو از جنگی در سکوت و پراسترس برای آنهاست …
این سریال داستان کسانی است که طلاق گرفته اند و آرزو دارند یک بار دیگر یه پایان خوش برایشان رقم بخورد . "هان می مو" ( جانگ نارا ) قبلا آیدل و خواننده بوده است و اکنون در یک دفتر مشاوره ازدواج کار میکند. "سونگ سو هیوک" ( جونگ کیونگ هو ) هم یک مرد مطلقه ی سی و چند ساله هستش که با پسر 11 سالش زندگی میکند. او یک خبرنگار موفق و جذاب هست و با لبخندش گونه ای قلب آدم ها رو ذوب میکند که حتی خصوصی ترین رازهایشان را هم برایش فاش میکنند ...
چرا ما اینجاییم؟ اینجا چیکار میکنیم؟” وقتی Haruhiro چشماشو باز میکنه، خودشو کنار چند نفر دیگه در تاریکی میبینه که این سوالات رو داشتن میپرسیدن. ناگهان تاریکی کنار میره و این افراد خودشونُ توی دنیایی میبینن که بیشتر شبیه بازیهای رایانهایه. دنیای Grimgar. هاروهیرو با بقیه تیم میشه، تواناییهای جنگی یاد میگیره و پا میذاره به این دنیای بزرگ. چه چیزی در انتظار وی خواهد بود؟
پارک ته سوک یک وکیل هست که متوجه میشود که الزایمر دارد و تمام زندگیش را برای دفاع از پرونده اخرش میگذارد. این دراما, تلاش او برای دفاع از ارزشهای زندگیش و عشق به خانواده اش را زمانی که حافظه اش کم کم محو میشود, به تصویر میکشد.
چی جی وون یک افسر نیروی دریایی است که بسیار مقید به کار است. این فرد بسیار خوش بین است و به دوستش اعتماد دارد. بعد از اینکه دوستش خیانت بزرگی به او می کند تصمیم می گیرد از او انتقام بگیرد. در این بین دختری به نام سوان یک دختر باهوش و بانمک است که بعد از آشنایی با جی وون به او کمک می کند تا انسانیت خود را دوباره بدست آورد.
زنی در یک تصادف همسرش میمیرد,و او دختر کوچک خود را به تنهایی بزرگ میکند تا زمانی که میفهمد تومور مغزی دارد. او به دنبال فرشته محافظی برای دخترش است و به همین خاطر طی قرارداد زمان داری با مردی قرارداد ازدواج میبندد…
فاز اول این مجموعه در مورد شخصی به نام هومن صحرایی است که مامور میشود یک مرکز درمانی تعطیل شده را راه اندازی کند. اما در این مسیر با سهراب کاشف و بهروز عشقی که سابقه کلاهبرداری و شیادی دارند همراه میشود. وی که فردی متعهد و آرمانگرا است به زودی به اهداف سودجویانه آنها آگاهی پیدا میکند و از دکتر کی مرام که از استادان معتبر دانشگاه و حوزه درمان است کمک می خواهد تا یک مرکز درمانی استاندارد و کارآمد راه اندازی کنند. فاز دوم مجموعه در حاشیه در یک اردوگاه می گذرد که در آن افرادی که در فاز اول به تخلفات در حوزه پزشکی پرداخته بودند دوران محکومیتشان را بین زندانیان سابقه دارمی گذرانند و در طول آن درگیر ماجراهایی می شوند…
داستان انیمیشن در سال ۲۰۵۰ میلادی روایت می شود. زمانی که قهرمان داستان، یعنی “کونگ” بعد از خرابکاری هایش در جزیره ی تاریخی-زیست محیطی آلکاتراز یک فراری محسوب شده و در حال تعقیب می باشد. چیزی که مردم در حال تعقیب کونگ از آن اطلاعی ندارند این است که همواره یک نیروی شیطانی هوشمند با کونگ همراه است و برای ترور کردن دنیا با نیروی عظیمی از دایناسورهای رباتیک برنامه ریزی می کند. حال کونگ به نبرد با این نیروی شیطانی می پردازد و در این مسیر سه کودک که حقیقت را درباره وی می دانند با او همراه می شوند و...
ملکه شیم نازاست و صاحب فرزندی نمیشود.او از یک جادوگر زن(جادوگر هونگ جو) کمک میخواهد تا صاحب فرزندی شود.هونگ جو جادوی سیاهی انجام میدهد و ملکه صاحب یک دوقلو میشود.یک دختر و یک پسر.نوزاد دختر که سوری نام دارد, طسم سیاهی به دنبال خود دارد.او را در کوه ها رها میکنند و بیرون از قصر بزرگ میشود و عاشقانه ای بین او و پزشک هجونِ معروف چوسون رقم میخورد. این سریال تلفیقی از پزشکی،عشق و سحر و جادو را به نمایش خواهد گذاشت…
بو نوی به فال و پیشگویی اعتقاد دارد. روزی از یک پیشگو میشنود که اگر با مرد نجیبی که در سال 1986، در سال ببر، به دنیا آمده نخوابد، او خواهد مرد. بنابراین تلاش میکند تا شخصی با این مشخصات پیدا کند. سپس با سو هو که مالک استودیوی او است ملاقات میکند. سو هو سعی می کند او را بیرون کند چون اجاره را نپرداخته است. بو نوی سپس متوجه میشود که او تمام ویژگی هایی که پیشگو میگفت را دارد. از طرفی سو هو شخصی است که به رابطه ی قبل از ازدواج معتقد نیست…
این سریال درباره تشکیل یک گروه موسیقی است . جی سانگ کاراکتر کسی را بازی میکند که مدیر یک آژانس بوده که مسئول خوانندگان تاپ کشور است. و حالا رییس اژانسی است که مسئول اموزش راکی هاست. این دراما شامل سختیها و ماجرا هایی است که جی سانگ را تیدیل به یک جدیر,شایسته میکند .
برای نجات کشور ، شاهزادگان کشور تصمیم به بازگرداندن کریستال گرفتند ، اما با حمله ی ارتش دشمن راهی جز عقب نشینی کردن و منتظر فرصت مناسب بودن راهی برای پس گرفتن تاج و تخت نمانده بود
گوکو، پسری سادهدل اما نیرومند، برای پیدا کردن هفت گوی جادویی اژدها، سفری پرماجرا را شروع میکند. این ماجراجویی هیجانانگیز در دنیایی فانتزی رخ میدهد و پر از مبارزات رزمی، دوستان نامتعارف و دشمنان عجیب است. در طول این سفر، گوکو نه تنها با چالشها روبرو میشود، بلکه به تدریج رشد کرده و شخصیتش تکامل پیدا میکند.
اين سريال که بر اساس رمان مشهور کالين مک کالو ساخته شده است، ۶۰ سال از زندگي خانواده «کليرلي» را به تصوير مي کشد که براي گرداندن مزرعه ي عمه «مري کارسون» از نيوزيلند به استراليا آمده اند. محوريت داستان با دختر آنها، «مگي» و عشق او به کشيش خانواده، «پدر رالف» است. مگي با ازدواج با جوان جذاب و ثروتمندي به نام «لوک اونيل» سعي ميکند رالف را فراموش کند ولي او و رالف به زودي دوباره به هم مي رسند. رسيدني که عواقب غمناکي براي هر دو آنها به دنبال دارد ، در ادامه اتفاقات بسیاری برای شخصیت های داستان می افتد و یک پایان باور نکردنی در برابر مخاطب قرار دارد...
چارلز جوان و با استعداد لندن را به قصد آکسفورد ترک می کند. آشنایی او با لرد سباستین زندگی هر دو جوان را تغییر می دهد.در یکروز افتابی سباستین چارلز را با خود به عمارت خانوادگی می برد.ملاقات چارلز با خواهر و مادر کاتولیک چارلز و دوستی با سباستین سرآغاز کشمکشی از عشق ،دوستی، تعهد، عشق ممنوعه ، تقدیر و مذهب می شود.کشمکشی که تا سالها ادامه می یابد…
درباره دو زن هست که اسم هر دوی اونها اوه هه یونگ هست که بخاطر اسم مشترکشون زندگیشون با هم قاطی شده, مشکل اونها فقط اسمشون نیست بلکه حرفه اونها هم مشکل ساز شده, هر دوی اونها برای کمپانی های بزرگ (شاید هم هر دو در یک کمپانی) کار میکنند, یکی از اونها رهبر تیم هست و اون یکی دستیار مدیر . کیم آه جونگ نقش دستیار مدیر رو داره. مردی در زندگی اونها هست که توانایی دیدن اینده رو داره.