همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
بعد از مرگ همسرش، خانم هاتا در مزرعه خیارش به کمک نیاز دارد. مادر رینکو از او میخواهد تابستان را برای کمک به خانم هاتا، دوست همیشگیاش بگذراند. اما رینکو 12 ساله روش های سنتی ژاپنی خانم هاتا را عقب مانده و "دیوانه" می داند. وقتی او به درخواست مادرش تسلیم می شود، متوجه می شود که خانم هاتا مهربان و شجاع است و برای نجات مزرعه خود می جنگد. قبل از پایان تابستان، رینکو به قدردانی و دفاع از خانم هاتا "دیوانه" می آید.
نیا یک کپی نویس موفق در آژانس تبلیغاتی است، و زندگی سفیدپوستی یوپی دارد (اگرچه مادرش سیاه پوست است). زمانی که به او دستور داده شد یک برند جدید آبجو را برای بچههای سیاهپوست شهری بفرستد، آژانس را ترک میکند و به جستجوی هویت نژادی خود میرود...
سه دختر نوجوان که در دبیرستان شان از مشهورترین ها هستند، دختری را که بعنوان زیباترین دختر مدرسه انتخاب شده است را می دزدند، و در این بین او به طور تصادفی کشته می شود...
یک افسر پلیس به دلیل نبود جرم و جنایت در شهر کوچکش واقع در کالیفرنیا، معمولا سرش خلوت می باشد. تااینکه سه اوباش سر و کله شان پیدا شده و به یک زن جوان تجاوز می کنند...
جانی که آرزو دارد روزی راننده اتومبیلرانی استوک شود، در لاسوگاس با یک جوان جیببر آشنا میشود. این جوان او را به دیدن دوستان و "مادرش" که یک روسپی سابق است، میبرد...