سینا چند ماه بیشتر برای قبولی در کنکور فرصت ندارد. از یک سو بنیاد متزلزل خانوادگی و از سوی دیگر آشنایی او با یک جوان خیابانی عاشق موسیقی ماجراهایی را برای او رقم میزند.
در سال 57، به هنگام وقوع انقلاب اسلامي، بازپرس دادگر ضمن بررسي پرونده كامپيوتريزه كردن سيستم بايگاني سازمان تأمين خدمات اجتماعي (وزارت بهداري) كه توسط يك شركت آمريكايي انجام مي شد، به يك سري اعمال خلاف از جمله حساب سازي و رشوه خواري پي مي برد و ...
صداي خوش «نعمت»، جوان اهوازي سبب مي شود كه «جمشيد» صاحب كاباره اي در تهران به محبوبيت و ثروت برسد. اما وقتي نعمت سعي مي كند از استعدادش به نفع خود استفاده كند جمشيد كه زيان ديده براي انتقامجويي «آمنه» دختر مورد علاقه ي نعمت را بي سيرت مي كند. آمنه خودكشي مي كند و جمشيد گرفتار پنجه ي عدالت مي شود.
نقش اصلی دوران عاشقی را لیلا حاتمی بازی می کند که درگیر ماجریی می شود و زندگی اش را دستخوش دگرگونی می کند. این فیلم یک درام عاشقانه با موضوعات روز جامعه است. فیلمی زنانه که همه صحنه های آن در تهران فیلمبرداری می شود.
ماهیها در خاک میمیرند فیلم سینمایی ایرانی ساخته شده در ۱۳۵۶ به کارگردانی امیر مجاهد و محمد دلجو است. این فیلم چهارمین کار مشترک محمد دلجو و امیر مجاهد است. این فیلم که موضوعی اجتماعی دارد محصولی از استودیو میثاقیه است…
تو می دونی من از چیه مارادونا خوشم میاد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی می کرد با همه وجودش بازی می کرد، پرواز می کرد، بازی نمی کرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین می ریخت جلوش د بکش همه چیز و تا تهش می رفت، خودشو لوس نمی کرد… همه اش برای این بود که واقعیت و رویا براش مرز نداشت، اگه هم داشت اون نمی تونست مرزشونو تشخیص بده.
انیمیشن «شاهزاده روم» قصه عاشقی و دلدادگی بانویی پاکدامن و مسیحی از سلاله شمعون از حواریون حضرت مسیح(ع) است که با مردی از نوادگان پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) ازدواج میکند و ثمره این ازدواج فرزندی نیک سرشت است که در آیندهای نزدیک، جهان را پر از عدل و داد می کند.
مادری دو فرزندش امیرمحمد پنج ساله و نوزاد شش ماهه خود را در خانه آپارتمانی تنها میگذارد و به قصد انجام کاری بیرون میرود. در فاصله ای که مادر به خانه بازمیگردد دو کودک او به ویژه امیر محمد، با مشکلات فراوانی روبرو میشوند. مادربزرگ و همسایه ها که دو کودک را در خطر می بینند و نمیتوانند به خانه راه یابند، بیرون آپارتمان ازدحام میکنند…
سرگیجه فیلمی با موضوع اجتماعی است که هسته اصلی آن اهدای عضو می باشد. این فیلم روایت یک روز پسر بچه ای را به تصویر می کشد که بعد از فشارهای اجتماعی و محیطی دچار سرگیجه می شود ، تعادلش را از دست می دهد ، دچار ضربه مغزی و سپس مرگ مغزی می شود. و با اهدای بدنش به چند بچه دیگر زندگی جدیدی به آنها می بخشد...
دختر و پسر جوانی بعد از آزادی از زندان، برای جمع کردن یک گروه جدیدِ موزیک، به قلب تهران میزنند و سفری زیرزمینی را شروع میکنند تا تک تک افراد بندشان را از میان گروههای مخفی زیرزمینی پیدا کنند. آنها میخواهند از ایران بروند تا خودشان را به جشنوارهای در لندن و پاریس برسانند اما بیشترشان برای رفتن از ایران نه پولی دارند و نه پاسپورتی. جوان دیگری تلاش میکند تا برایشان پاسپورت جعلی جور کند و قبل از رفتنشان ترتیب کنسرتی مخفی را در تهران بدهد و ...
حمید و هما زوج ناباروری هستند که تصمیم گرفته اند از راه اجارهی رحم بچهدار شوند. این دو در راه پیگیری و انتخاب شخص مورد اطمینان برای این منظور به زن جوانی به نام رضوان بر می خورند که با وجود شرایط مساعد دارای مشکلاتی است. اتفاقی که برای این زوج پس از آشنایی با رضوان می افتد سبب می شود آنها به شناخت تازه ای از خود و پیرامون شان برسند . . .
قصه ی علاقهمندی یک جوان به خواهر دوستش است که منجر به قتل یکی از آنها میشود. سام که حیرت زده از کشته شدن دوست خود هست نمیتواند بگوید که عبد خودش را کشته است و او بی تقصیر بوده از طرفی کسی او را باور نمیکند حتی پدر و مادر و وکیل او…
بیوهای ثروتمند اما افسرده به شدت احساس پوچی میکند و قصد خودکشی دارد. وی در گذشته بین یک خواستگار ثروتمند و یک خواستگار هنرمند، مرد ثروتمند را ترجیح دادهاست و…
شراره و سینا پس از ازدواج، برای ماه عسل به ویلایی در شمال می روند. در راه سینا مدام از یکی از آشنایانش به نام فریبا صحبت میکند که ویلا را آماده کرده و در انتظار آنهاست. وقتی به ویلا می رسند، از همان آغاز با اتفاقهای مشکوکی روبرو می شوند، و شراره سوظن شدیدی نسبت به رفتار و کارهای فریبا دارد و…
شفق (فرهاد قائمیان) یکی از اعضای گروه سیاسی که اوائل انقلاب از ایران خارج شده، پس از سالها تصمیم میگیرد برای دیدن دخترش ارغوان (خزر معصومی) که دانشجوی دانشکده جنگلداری است مخفیانه به ایران بازگردد. یکی از مأمورین امنیتی به نام هوشنگ (حمید فرخ نژاد) به عنوان دانشجو وارد دانشکده میشود و از امکانات مدرن امنیتی استفاده میکند تا با کنترل ارغوان، شفق را به دام اندازد. در این میان بین او و ارغوان رابطهای عاطفی بوجود میآید…