همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
تقریباً نیم قرن پیش، دهکده ای دورافتاده در میان یک جنگل بارانی استوایی شاهد مجموعه ای از رویدادهای غیرقابل توضیح است که آنها را به ماوراء طبیعی نسبت می دهند...
ساوی ، وقتی دوستش پول نقد یک اوباش را از دست میدهد،او با ساعت مسابقه میدهد تا آن روز را نجات دهد فقط اگر بتواند از یک چرخه عجیب بنبست بیرون بیاید...
تیروچیترامبالام با پدر و پدربزرگش زندگی می کند. او پدرش را مقصر از دست دادن مادر و خواهرش می داند و با پدربزرگش رابطه خوبی ندارد. در این میان، زندگی عاشقانه او چندان موفق نیست...
ویکرام یک پلیس 32 ساله است. در حالی که او در حال مبارزه با گذشته دردناک خود است، خطرات زمانی بالا میرود که دختری به نام پریثی به طور مرموزی در حیدرآباد ناپدید میشود و ویکرام باید به هر قیمتی شده این پرونده را حل کند...
یک جنگلبان وظیفه دارد یک ببر انسان خوار را در دهکده ای دورافتاده به دام بیندازد. با این حال، او در تلاش برای انجام وظیفه خود ازهر طرف با دشمنی روبرو می شود...
سینتو، یک مرد جوان، عاشق سونام گوپتا، دلباز شهرش است. هنگامی که او احساسات خود را روی اسکناس می نویسد، این موضوع ویروسی می شود و زنجیره ای از رویدادهای خنده دار را به وجود می آورد...
زندگی یک پلیس تجلیل شده در هرج و مرج قرار می گیرد زیرا او مجبور می شود قبل از اینکه یک بمب گذار انتحاری مدرسه ای را منفجر کند مرتکب یک سری جنایات می شود...