همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
دو خلافکار به نام های ویجو و ونکات تصمیم میگیرند بازیگری را ربوده و در آپارتمان رئیسِ ویجو او را مخفی کنند. اما از شانس بدشان رئیس ویجو از آمریکا می آید و بعنوان یک کارآگاه خصوصی اقدام به حل کردن پرونده آدم ربایی میکند……
«ونکاتاراتنام نایدو» به خاطر علاقه زیادش به فیلم شعله، نام خود را «جبار سینگ» می گذارد. طولی نمی کشد که او یک پلیس می شود و در شهر مادری اش به خدمت پردازد. «سیداپا نایدو»، خلافکار معروف شهر است و ...
داستان فیلم در مورد چهار نفر به نام های (Pandi, Murugan, Afsal , Kumar) می باشد ، آنها در فروشگاه مواد غذایی کار میکنند ، روزی پلیس به محل کار آن ها رفته و بدونه هیچ دلیلی آنها را دستگیر و به زندان میفرستد و در انجا مورد شکنجه و اعتراف برای جرم و جنایت قرار میگیرند ، آن سه نفر که هنوز از ماجرای خبری ندارند و نمیدانند که برای چه شکنجه میبینند و تمام امیدشان را از دست داده اند ، یک پلیس آشنا در محل زندگی شان به کمک آن ها می رود...
نخیل” بعد از ۱۰ سال از آخرین دیدارش با “میتا” مجددا او را میبیند.حالا “نخیل” یک هفته فرصت دارد تا خود را لایق ازدواج با “کاریشما” خواهر میتا نشان دهد اما…
داستانی عشقی در قرن شانزدهم میلادی، درباره عشقی که بعد از یک وصلت با اهداف سیاسی، بین امپراطور بزرگ مغول «اکبرشاه» (هریتیک روشن) و «جودا» شاهزاده راجپوت، به وجود می آید.