یک سرمایهدار قدرتمند رسانهای توسط یک هکر ناشناس مورد هدف قرار میگیرد و این باعث ایجاد یک بازی ذهنی خطرناک میشود که امپراتوری، شهرت و عزیزان او را تهدید میکند.
این داستان که ادای احترامی صمیمانه به فرهنگ هواداران است، ساگار، یک هوادار سرسخت را دنبال میکند که زندگی، روابط و هویتش حول تحسین او از الگوی سینماییاش، سوریا کومار، «پادشاه آندرا»، میچرخد.
یک جنگجوی افسانهای از زندگی ساده و فروتنانهاش ظهور میکند تا نیروهای قدرتمندی را که سرزمینش را تهدید میکنند، به چالش بکشد، در حالی که پیشگوییهای باستانی و پیوندهای خانوادگی، سفر او را شکل میدهند.
ازدواج بینقص یک زوج پس از اولین ملاقاتشان، زمانی مورد آزمایش قرار میگیرد که زن به رفتار عجیب شوهرش مشکوک میشود و این موضوع منجر به کشفی میشود که دیدگاه آنها را نسبت به عشق تغییر میدهد.
تاجر ثروتمند، کریشنا، پسر سرکش خود، کومار، را برای اصلاح به کرالا میفرستد. در آنجا، کومار عاشق مرسی، دختری با اختلال استرس پس از سانحه و تمایل به خودکشی میشود. داستان عاشقانه آنها زمانی که کومار تصمیم به پایان دادن به همه چیز میگیرد، با چالشهایی روبرو میشود.
سبک زندگی مرفه روهان از کنترل خارج میشود، زیرا او متقاعد میشود که یک موجود ماوراءالطبیعه در خانهاش وجود دارد. همانطور که او این راز را کشف میکند، به قلمروها و اتحادهای غیرمنتظرهای کشیده میشود، همراه با وحشتهایی که در پیش رو دارد.
یک نویسندهی ناموفق اعلام میکند که مرتکب جرم بینقصی خواهد شد و این باعث میشود پلیس برای جلوگیری از قتلهای برنامهریزیشدهی او، تعقیب و گریز شدیدی را آغاز کند.
گروهی از بازدیدکنندگان که برای تماشای ارواح به یک ایستگاه رادیویی متروکه رفتهاند، ناخواسته روحی خفته را بیدار میکنند. آنها در ساختمان به دام افتادهاند و باید پیش از آنکه نیروهای ماوراءالطبیعه جانشان را بگیرند، راه نجاتی پیدا کنند.
پس از اینکه همسرانِ گروهی از مردان متأهل مجذوب و شیفتهی یک سریال دنبالهدار تلویزیونی پخش شده از شبکههای کابلی میشوند، این مردان با یکدیگر همپیمان میشوند.
دکتر شیام، روانپزشکی الهامگرفته از جنگجوی مهابهاراتا (بارباریک)، در جستجوی نوهاش نیدی که ناپدید شده، با یک پلیس همکاری میکند. این جستجو، او را وارد مسیری میکند که با دو مرد (رام و دِو) که در پی کسب درآمد سریع هستند، برخورد میکند.