قتل یک کارگر مهاجر در شهر مرزی جنوب غربی، تنش شدیدی را در شهر ایجاد میکند. در این میان، دشمنی بین صاحب یک روزنامه و رئیس پلیس، منجر به تحریف حقیقت و یک نبرد کثیف برای عدالت میشود.
در پی حادثهی تیراندازی در دبستان راب در تگزاس، خبرنگاران روزنامهی محلی لیدر-نیوز یووالده با انبوهی از پیامدهای این تراژدی روبرو میشوند، و در این میان، یکی از همکاران خود را نیز در این فاجعه از دست دادهاند.
در سفری تفریحی به پارک ملی یوسِمیتی، دو خواهر به نام کاترینا و جنیفر با مردی خوشتیپ به نام ریک آشنا میشوند. کاترینا که شیفته ریک شده، او را همسر ایدهآل خود میداند. اما زمانی که کاترینا در دل طبیعت وحشی یوسِمیتی ناپدید میشود، جنیفر به آدمربایی مشکوک شده و برای نجات خواهرش به دل خطر میزند.
با بازگشت هولناک بزرگترین شرور کهکشان در هیئتی جدید، دشمنان همیشگی، سرخها و آبیهای دره خونین، چارهای جز کنار گذاشتن کینهها و اتحاد برای نجات کهکشان در نبردی نهایی ندارند.
مردی ولگرد در شبی برفی به بار شهر خود باز میگردد و برای پرداخت بدهی، داستانی هولناک از هویتهای اشتباه، خیانت و خشونت را تعریف میکند که شبی آرام را به سمت تاریکی و ناآرامی هدایت میکند.
زندگی مشترک لوکاس، دانشمند هستهای بیکار، پس از سقط پنهانی همسرش وایولت، دچار بحران میشود. با وخامت ناگهانی وضعیت جسمی و رفتارهای عجیب و غریب وایولت، لوکاس با راز تاریکی روبرو میشود که همسرش در حال پنهان کردن آن است.
نگاه جهانیان به دو فضانورد، داگ هِرلی و باب بهنکن، دوخته شده بود، چرا که آنها برای رقم زدن رویدادی تاریخی راهی سفر فضایی شده بودند. اکنون میتوانید به طور زنده شاهد جدایی این دو فضانورد از ایستگاه فضایی و تلاششان برای بازگشت به زمین باشید.
چهار دختر در آمریکا با شور و اشتیاق به مسابقات رودیو، در دنیای مردانهای که زمانی متعلق به پدران و برادرانشان بود، به رقابت میپردازند و ثابت میکنند که جنسیت مانع از رسیدن به خواستهها و موفقیت نیست.
ریچل، مربی زندگی که به آگورافوبیا مبتلا است، با از دست دادن مشتری خود، مجبور به پذیرش مراجعهکننده حضوری میشود. او که با مشکلات روحی خود دست و پنجه نرم میکند، با کمک اطرافیانش برای غلبه بر بیماری خود تلاش میکند.
در این مستند، به پشت پرده فعالیتهای تیمهای مهندسان اسپیسایکس، کارمندان و دانشمندان ناسا میرویم و شاهد تلاشهای آنها برای آمادهسازی یک مأموریت فضایی تجاری به ایستگاه فضایی بینالمللی خواهیم بود.
جمال پس از 18 ماه زندگی در سوریه، به سیدنی بازگشته و مشتاق دیدار با مادر بیمارش است. اما او باید با برادر بزرگتر قاطع خود عمر، همسرش هایدی و پسرش و مهمتر از همه، پدر بیرحمش روبرو شود.