داستان فیلم در مورد پسری می باشد که قصد دارد شهرت پدرش را که زبانزد عام و خاص بود را حتی پس از مرگش زنده نگه دارد، برای همین کار تلاش می کند زمین پدرش که توسط اشغال گران تصاحب شده را باز پس گیرد...
زمانی که شیوا، فرزند باهوبالی، درباره ی میراثش می فهمد شروع به یافتن پاسخ برای سوالاتاش میکند، داستان او درباره حوادثی است که در پادشاهی ماهیشماتی اتفاق افتاده است...
وارون یک طراح بازی ویدیویی در انگلستان است. او پس از آنکه پدرش وینودهان در پرونده دارایی های غیر قانونی زندانی شده است تا زمان بازگشتش او را به عنوان وزیر موقت ایالت تامیل منصوب می کند. وارون هیچ ایده ای برای ساماندهی تامیل ندارد، به هیمن دلیل در اتاقش مشغول ساخت بازی ویدئویی می شود تا اینکه شورشی وحشتناک در شهر رخ می دهد. او اهمیت این پست را می فهمد و متوجه می شود چقدر حزب مخالف در تامیل مشغول فعالیت اند...
یک مامور جوان NSA که کارفرمایانش او را برای کشتن آموزش داده اند، ماموریت سختی میگیرد که مربوط میشود به حل و فصل جریان مرگ پدرش که مامور سابق NSA بود و...
سانگا و همسرش که زندگی مشقت باری در شهر ماهیسماتی دارند، فرزندی به دنیا میاورند و این کودک بزرگ می شود و کم کم در می یابند که او برای هدف بزرگی به دنیا آمد است و...
بر اساس رمان "اعترافات یک قاتل" از فیلیپ میدواس تیلور منتشر شده در سال 1839، این فیلم درباره یک قاتل به نام آمیر علی و باند او هست، که با انجام خلاف های بزرگ چالش جدی برای امپراتوری بریتانیا در هند بین سال های 1790 تا 1805 بود و...
پادشاه "Scribble" در آسمان انرژی زندگی خود را با خط خطی کردن شارژ می کند هنگامی که مردم جهان خط و خط زدنشان را کاهش دهند زندگیش به خطر می افتد. ارتش برای اجرای بیشتر خط نوشتن اعزام می شوند...
هنگامی که هند جنوبی در قرن 14 تحت خیانت خارجی بود ، Vidhyaranya Swami به همراه شاگردانش Hari Hara و Bukka Raya کشور را نجات دادند. آنها پادشاهی جدیدی به نام ویجایاناگارا تأسیس کردند ...
راگاوا ، مرد جوانی است که یک غذاخوری در روستای خود اداره می کند اما او آرزو دارد یک هتل کوچک در نزدیکی شهر افتتاح کند. با این حال ، او در تلاش خود با چالش هایی روبرو است و برای موفقیت باید بر آنها غلبه کند...
داستان درباره چهار دوست است که سفری پرماجرا به مانالی در دامنه کوه های هیمالیا می روند. “بانی” با رفیق اش “آوی” و “آدیتی” در ایستگاه قطار منتظر قطاری به مقصد مانالی هستند که با “ناینا” آشنا می شوند…