تولد : March 14, 1965 در Bombay, Maharashtra, India
جوایز : برنده 24 جایزه و نامزد دریافت 41 جایزه دیگر.
عامر خان (زادهٔ ۱۴ مارس ۱۹۶۵) که در ایران بیشتر با نام امیر خان شناخته میشود، بازیگر اهل کشور هند است. عامر خان بینالمللیترین بازیگر سینمای هند است که فیلمهای او را جدا از سینمای هند و با کلاس جهانی میدانند. او در وبگاه آیامدیبی ۷ فیلم را در بین ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ دارد و هیچ بازیگر هند اینگونه ندرخشیده است. او همچنین داور جشنوارهٔ برلین بوده و تصویرش بهعنوان یکی از صد نفر تاثیرگذارترین افراد جهان در سال ۲۰۱۳ بر روی مجلهٔ تایم آمده است.
عامر خان در ۱۸ آوریل ۱۹۸۶ با رینا دوتا ازدواج کرد. آنان دو فرزند دارند: یک پسر و یک دختر. این دو در سال ۲۰۰۲ از هم جدا شدند ولی همچنان همدیگر را میبینند و رابطهٔ خوبی با هم دارند. عامر خان در سال ۲۰۰۵ با کیران رائو ازدواج کرد. این دو در ۵ دسامبر ۲۰۱۱ تولد اولین فرزندشان را اعلام کردند. عامر خان همچنین دوست بسیار صمیمی سلمان خان و رانی موکرجی است.
این داستان به تلاشی خستگیناپذیر برای انتقام میپردازد که زندگی یک مرد را از جوانی تحت تأثیر قرار داده است. او با انگیزۀ جبران اشتباهات گذشته، به سفری پرآشوب قدم میگذارد و بیننده را با پیچیدگیهای این مسیر پرمخاطره همراه میکند.
مربی مغرور بسکتبالی که به دلیل رانندگی در حالت مستی (DUI) محکوم شده، برای انجام خدمات اجتماعی باید به بزرگسالان دارای تفاوتهای عصبی (Neurodivergent) آموزش دهد. پیشداوری اولیه او رفتهرفته از بین میرود، زیرا بازیکنانش دیدگاهی تازه به زندگی به او نشان میدهند.
کبیر، یک نویسنده، با بلوک نویسنده و ازدواج ناموفق دست و پنجه نرم می کند و به ایستگاه تپه ای نقل مکان می کند. با این حال، زمانی که یک قاتل زنجیره ای شبیه او در شهر ظاهر می شود، کبیر به مظنون اصلی تبدیل می شود...
مردی که در سیرک کار می کرده و به خوبی تعلیم دیده است، سعی دارد برای گرفتن انتقام مرگ پدرش، به یک بانک فاسد در شیکاگو دستبرد بزند. دو مامور پلیس از بمبئی برای رسیدگی به این پرونده انتخاب می شوند و …
پلیسی به دنبال کشف راز قتل یک بازیگر معروف می باشد، و در عین حال با یک سری مشکلات در زندگی شخصی اش هم مواجه می شود. این ماجرا ها تغییری بزرگ در او ایجاد می کنند...
آرون نقاشی با اخلاقی خاص پس از نقل مکان به خانه ای جدید بطور تصادفی تعدادی نوار فیلمبرداری شده توسط دختری بنام یاسمن که برای برادرش پر کرده را پیدا و شروع به دیدن انها می کند و....
سه دانشجوی احمق در یکی از بهترین کالج های هند اتاقی دارند. هر سه در خوابگاه از آن استفاده می کنند که یکی از آن ها عکاس حیات وحش است و به دنبال یافتن دوست گمشده خود راهی سفر شده و در طول این سفر با حوادثی رو به رو می شوند...
«زوني» (کاجول)، دختري کشميري که از کودکي بينايي اش را از دست داده، با مردي به نام «ريحان» (عامرخان) ازدواج مي کند. «ريحان» راهي براي درمان «زوني» مي يابد اما وقتي پس از عمل، «زوني» چشم هايش را باز مي کند، ساعتي از کشته شدن «ريحان» در يک عمليات تروريستي گذشته است...
در سال ۱۹۸۳، هنگامي که هند هنوز مستعمره ي بريتانيا بود، حاکم نظامي منطقه، «سروان راسل» (بلکتورن)، شرط مي گذارد که اگر اهالي دهکده ي «چامپانر» بتوانند مردانش را در بازي کريکت شکست دهند، کل ايالت را براي مدت سه سال از پرداخت ماليات معاف خواهد کرد ...