مگپای در یک جامعه کلیسایی منزوی به رهبری پدرش، کشیش، زندگی میکند. با کشته شدن یک مرد، ترس و بدگمانی جامعه را فرا میگیرد و شایعاتی درباره وجود «هیولایی» مرموز در جنگل دهان به دهان میچرخد.
فیلم رویارویی دو دشمن کینه توز در ایرلند شمالی را به تصویر میکشد. "ایان پیزلی" عضو فرقه پروتستان و طرفدار ایرلند شمالی و "مارتین مکگینس" رهبر پیشین IRA مجبور میشوند سفری کوتاه را در یک ماشین کنار هم باشند، سفری که میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد...
داستان فیلم در سال 2012 و سالگرد حملات یازدهم سپتامبر در کشور لیبی رخ می دهد. در این روزها سفارت آمریکا لحظات پرتنشی را سپری می کند و هر لحظه امکان وقوع فاجعه ای دیپلماتیک می رود. در این وضعیت، گروهی متشکل از نیروهای ویژه آمریکایی مامور میشوند تا از دیپلمات های آمریکایی گرفتار شده در خشونت معترضان ، دفاع نمایند و شرایط را برای برقراری امنیت مهیا نمایند اما ...
دو برنامه نویس نخبه تصمیم میگیرند با استفاده از هوش مصنوعی موجودی را خلق کنند برای کمک به بشریت, اما وقتی وزارت دفاع این طرح را به سرقت میبرد به اشتباه موجودی علیه بشریت خلق میکند که...
جیمز باند» (برازنان) پس از مأموریت ظاهرا ناموفقی که در کره ی شمالی داشته و تحمل چهارده ماه شکنجه و بازجویی، در حالی آزاد می شود که او را مهره ی سوخته تلقی می کنند. اما «باند» وارد عمل می شود تا جایگاه از دست رفته را دوباره به چنگ بیاورد. سرانجام نیز پی گیری هایش اوم را به «گوستاو گریوز» (استیونز) می رساند. «گریوز» تاجر الماسی است که اختراعی جدید به نام ماهواره ی ایکاروس را در اختیار دارد. ایکاروس می تواند ستون نور و انرژی ویران گرش را به هر سوی زمین که بخواهند، هدایت کند و …
زندگی زنی پس از تصادفی عجیب که همسر و برادر همسرش را به کما می برد تغییر می کند. اما وقتی برادر همسرش بهوش آمده و تصور می کند برادر واقعی او است، همه چیز تغییر می کند…
در روسیه، در دهه 1820 میلادی، اونگین املاک روستایی عمویش را به ارث میبرد و از شهر سن پترزبورگ به آنجا نقل مکان میکند. او با همسایهاش، لنسکی، طرح دوستی میریزد و از طریق او با دختری به نام تاتیانا آشنا میشود. تاتیانا دلباخته اونگین میگردد، اما اونگین صرفاً خواهان دوستی با اوست.
وقتی خواهرش در سال 1846 می میرد، بته از قلعه به پاریس نقل مکان می کند تا به عنوان خیاط تئاتر کار کند. او به یک هنرمند خوش تیپ و گرسنه کمک می کند. هنگامی که خواهرزادهاش او را از خود دور میکند، او قصد انتقامی فریبنده را دارد...
عکاس “چارلز کسل” پس از مرگ نامزد خود عزادار می شود. او به جنگ رفته و به عنوان عکاس در خط مقدم مشغول بکار می شود. به دنبال جنگ او عکسهایی را بدست می آورد که ادعا شده متعلق به پریان است …
مردی اشراف زاده بنام «اورلاندو» ، به خواسته ی ملکه الیزابت اول، برای همیشه جوان مانده است. فیلم ماجرای زندگی او را در طی چندین قرن جوانی به تصویر می کشد...
سریال داستان روث الیس را دنبال می کند: سبک زندگی او به عنوان یک مدیر کلوپ شبانه جوان، رابطه خشونت آمیز او با مردی که سپس با خونسردی کشته بود، دستگیری، محاکمه و نبرد قانونی بعدی برای آزادی او قبل از اعدام.
به شهر گاتهام خوش آمدید، جایی که مجرمان بیداد می کنند و شهروندان قانونمند در حالت ترس دائمی زندگی می کنند. بروس وین اجتماعی ثروتمند که در آتش تراژدی جعل شده است به چیزی بیشتر و کمتر از انسان تبدیل می شود - بتمن. جنگ صلیبی تک نفره او برای عدالت، متحدان غیرمنتظره ای را در GCPD و شهرداری جذب می کند، اما اقدامات قهرمانانه او عواقب مرگبار و غیرقابل پیش بینی ایجاد می کند.
داستان خارقالعادهای از نیمه خدای امروزی 12 ساله را روایت میکند که به تازگی با قدرتهای فراطبیعی تازه کشفشدهاش کنار میآید، زمانی که خدای آسمان، زئوس، او را به دزدیدن صاعقه استادش متهم میکند. اکنون پرسی باید در سراسر آمریکا سفر کند تا آن را پیدا کند و نظم را به المپوس بازگرداند.
سریال درباره دختری جوان است که در کودکی پدر مادر خود را از دست میدهد و در محیط خشک پرورشگاه بزرگ میشود، جین بعد از مدتی به سمت معلمی روی می آورد و در خانه ای مشغول کار میشود صاحب خانه به جین ابراز علاقه میکند و ...
بادبانهای سیاه (به انگلیسی: Black Sails) یک سریال تلویزیونی درام به کارگردانی جاناتان استاینبرگ است که از ۲۵ ژانویه ۲۰۱۴ از شبکه استارز پخش شده است. داستان این سریال پیش در آمدی بر رمان مشهور «جزیرهٔ گنج» اثر رابرت لوئیس استیونسنون می باشد. ماجرا دو سال قبل از داستان رمان آغاز میشود؛ سال ۱۷۱۵ میلادی است و دوران طلایی دزدان دریایی. مستعمرهٔ سابق بریتانیا که اکنون جزیرهای بی قانون است، به دست یکی از بدنامترین ناخدایان دزدان دریایی، ناخدا فلینت، اداره میشود. همزمان با تهدیدهای ناوهای بریتانیای که برای پس گرفتن سرزمینهای خود به آبهای آن مناطق برگشتهاند، چهرهٔ جدیدی از ناخدا فلینت پدیدار میشود. او با النور گاتری، دختر یکی از قدرتمندترین قاچاقچیان متحد میشود تا در کنار یکدیگر غنیمتی بزرگ بدست آورند و با جبران خسارتهای وارده، بقایشان را تضمین کنند...
بعد از سقوط بر روی یک سیارهی بیگانه، خانوادهی رابینسون با تمام مشکلات و اتفاقات برای بقا و فرار مبارزه میکنند، اما آنها توسط خطرهایی پنهان محاصره شدهاند
سریال رابین هود سریالی است بسیار جذاب و سرگرم کننده با داستانی تاریخی و اسطوره ای که در طول تاریخ هر بار از دهان مرشدی به سبکی خاص نقل می شود. سریالی که آمیزه ای از جنگ و خشونت و مهر محبت است. داستانی خونین و غم انگیز و یا ان را داستانی دراماتیک و عاشقانه نیز می توان توصیف کرد. رابین هود نام مردی است دلاور که بر علیه حاکمان ظالم دوران قرون وسطی قیام می کندو طرفدارانی را گرد خود جمع می کند...
داستان این مینی سریال از قرار می باشد که 10 غریبه توسط یک میزبان مرموز و ناشناس به جزیره ای جدا از شهر دعوت می شوند که در آنجا یکی پس از دیگری کُشته می شوند. اما آیا یکی از آنها قاتل است یا ماجرا چیز دیگریست؟
به فارسی : "مستاجر عمارت وایلدفل" (برگرفته از رُمان "آن برونته" شاعر و نویسندهٔ انگلیسی با همین نام) سریال در مورد یک بازیگر زن مرموز به نام "تارا فیتزجرالد" است که به همراه پسره جوانش به عمارت قدیمی وایلدفل (قرن نوزدهم - مربوط به دوره ملکه الیزابت) راهی میشوند ، تارا تصمیم دارد که به همراه پسرش در آنجا تنها زندگی کند ، ولی همسایه های تارا قصد دارند تا او را تنهایی در بیارند..