راهول برای برآورده کردن آخرین آرزوی پدربزرگش به روستای کوچکی در هند می رود: تا خاکستر او را در آب مقدس رودخانه آنجا بریزد. او در مسیرش با زنی آشنا می شود و یک سری اتفاقات غیر منتظره برای آن ها رخ می دهد...
زمانی که شیوا، فرزند باهوبالی، درباره ی میراثش می فهمد شروع به یافتن پاسخ برای سوالاتاش میکند، داستان او درباره حوادثی است که در پادشاهی ماهیشماتی اتفاق افتاده است...
زمانی که زندگی دخترِ یوسف توسط یک باند خلافکار محلی در معرض خطر قرار میگیرد، او دست به هرکاری میزند تا جلوی آنها را بگیرد. در همین حین، گذشتهی دخترش نیز کم کم نمایان می شود…
وارون یک طراح بازی ویدیویی در انگلستان است. او پس از آنکه پدرش وینودهان در پرونده دارایی های غیر قانونی زندانی شده است تا زمان بازگشتش او را به عنوان وزیر موقت ایالت تامیل منصوب می کند. وارون هیچ ایده ای برای ساماندهی تامیل ندارد، به هیمن دلیل در اتاقش مشغول ساخت بازی ویدئویی می شود تا اینکه شورشی وحشتناک در شهر رخ می دهد. او اهمیت این پست را می فهمد و متوجه می شود چقدر حزب مخالف در تامیل مشغول فعالیت اند...
این فیلم روایتگر داستانهای گورو و هارینی میباشد که در دفتر جن زدهی خود گرفتار میشوند و برای نجات از این شرایط، مجبور هستند که یک بازی پر رمز و راز را آغاز کنند..
راناسینگام که برای کار به دوبی رفته ، در یک شورش کشته می شود. همسر و خانواده وی تلاش می کنند که جسد وی را به کشور باز گردانند ولی اراده عجیبی در طرفین ۲ کشور برای عدم انجام این کار وجود دارد…
سانگا و همسرش که زندگی مشقت باری در شهر ماهیسماتی دارند، فرزندی به دنیا میاورند و این کودک بزرگ می شود و کم کم در می یابند که او برای هدف بزرگی به دنیا آمد است و...
در حالی که سینو برای نجات رستوران خانواده اش تلاش می کند ، عاشق مدهوی بازرس بهداشتی که مشتاق تعطیل کردن آنجا است ، می شود. وقتی برادرش از زندان آزاد می شود همه چیز پیچیده تر می شود....
شوهر سامیوکتا ، گوتهام ، قراردادی برای ساخت یک ویلای شهرکی در منطقه جنگلی متروکه منعقد می کند. گوتهام از دوست نزدیکش گایاتری ، معمار ، برای برنامه ریزی ساخت و ساز کمک می گیرد. گوتهام ، سامیوکتا ، گایاتری ، آدیتی برای برنامه ریزی ساخت و ساز از مهمانخانه در منطقه جنگلی دیدن می کنند. در همین حین ، آنها چندین فعالیت ماوراءالطبیعه را در مهمانخانه تجربه می کنند که آنها را شوکه و وحشت زده می کند...
هنگامی که "سارپاتا پارامبرائی" برای مسابقه "عمل کن یا بمیر" به چالش کشیده می شود ، "آیا کابیلان" ، یک کارگر جوان ، آیا خود دستکش می پوشد و قبیله خود را به پیروزی می رساند ، یا توسط مادر ناراضی و سیاست خطرناک او منصرف می شود؟...