اویناشو، کارمند یک شرکت تولید سیگار است. او میخواهد از این کار استعفا دهد، اما میداند که این کار عواقبی برای او خواهد داشت. او با تصمیم خود برای استعفا، زندگی خود را تغییر میدهد...
سه دوست دوران دانشگاه، با استاد خود، کیشور کومار، روبرو میشوند. استاد به آنها پیشنهاد میدهد که در منزل او اقامت کنند. سالها بعد، این سه دوست دوباره دور هم جمع میشوند تا در دوران بیماری، به استادشان یاری رسانند. در جریان این کمکرسانی، آنها ناخواسته فرصتی برای حلوفصل مسائل عاطفی زندگی خود مییابند.
مردی که از بیخوابی رنج میبرد فریب خورده و دارویی به نام لوسیا میخرد که خواستههایش را در رویاهایش برآورده میکند و مرز بین خیال و واقعیت را محو میکند...