مورگنس یک پسر خوشحال است که در شهری زندگی می کند که در آن همسایه های عجیب و غریب آنجا را احاطه شده اند ، اما با جدا شدن والدینش همه چیز تغییر می کند. او قصد دارد مهمانی لغو شده سالانه خیابانی را از سر بگیرد تا بتواند خانواده اش را دوباره دور هم جمع کند...
این فیلم دانمارکی درباره ی کریسمس است و در گرینویل اتفاق می افتد. دختری دوازده ساله به نام لوسیا به همراه مادرش کلاودیا و پدرش جولیوس یا همان بابانوئل زندگی می کند...
کارلا در تعطیلات تابستانی کنار دریاچه با یوناس ملاقات کرد. او پس از اینکه نتوانست دست از فکر کردن به یوناس و بوسهشان بردارد، به او تلفن میکند و به بهانه یک تکلیف مدرسه در مورد کودکانی که در یتیمخانه زندگی میکنند، با او صحبت میکند؛ دقیقاً همان جایی که یوناس زندگی میکند.
یک زن، کارلا، از کاترین دعوت می کند تا تعطیلات را با او بگذراند، به این امید که آنها بهترین دوستان شوند. همانطور که معلوم است، هیچ چیز طبق برنامه پیش نمی رود، اگرچه کارلا با مردی به نام جوناس ملاقات می کند و برای اولین بار عاشق می شود...
کارلا ده ساله یک معمای کامل برای حل دارد و باید سریع آن را حل کند: او شدیداً می خواهد که تمام خانواده اش دور هم جمع شوند تا کریسمس را جشن بگیرند - اما این کار آسانی نیست، به خصوص وقتی والدین شما طلاق گرفته اند...
دو نیمه ی جسد، که یکی از آنها متعلق به یک سیاستمدار زنِ سوئدی است، روی پل "اُرساند"، که دانمارک و سوئد را به هم وصل میکند پیدا میشود. با پیدا شدن این دو جسد، دو بازرس یکی از دانمارک و یکی از سوئد با یکدیگر همکاری میکنند، "کوپنهاگن" دانمارک و اداره ی تجسس جرائم "مالمو" از سوئد دخیل هستند. این جسد از کمر به دو قسمت تقسیم شده، و دقیقاً روی مرز بین دو کشور روی این پل قرار گرفته است، بنابراین پلیس هر دو کشور درگیر این پرونده قتل هستند. بعد از تحقیقات و آزمایشات بیشتر، مشخص میشود که این یک جسد، متشکل از دو جسد جدا است و نیمی از آن مربوط به یک زن دانمارکی است. از سوئد "ساگا نورن" و از دانمارک "مارتین راد" روی این پرونده کار میکنند. این دو بازرس به دنبال پیدا کردن قاتل این قربانیان هستند...
یه کارآگاه جنایی تو آخرین روز کارش، یه خونواده معمولی که دارن اسبابکشی میکنن، و یه سیاستمدار پرمشغله تو کمپین انتخاباتیش، همه به یه جنایت عجیب وصل میشن. تو بیست روز پراسترس تو نوامبر، تحقیقات قتل زندگیشون رو زیر و رو میکنه و آدمای جورواجور از دانشآموزا تا مهاجرا و سیاستمدارا تو یه داستان گیر میافتن.