اولریک تورپ، که زمانی روزنامهنگاری تحقیقی و نترس بود، اکنون با بیکاری و بحران میانسالی دست و پنجه نرم میکند. او ناگهان خود را درگیر یک توطئه سیاسی جدید میبیند.
فرانک فارلی در شهری در ایالات متحده آمریکا کار می کند، جامعه ای که در افسردگی بسیار عمیقی قرار دارد که آنها به یک واسطه نیاز دارند تا به طور حرفه ای اخبار بد را به دیگران منتقل کند...
داستان دینا، دختری که توانایی جادویی برای وادار کردن مردم به پذیرش پنهانی ترین شرم های خود دارد. او باید به کمک پدر تازه پیدا شده اش، خانواده خود را نجات دهد. اما پدر او یک استاد اسرار تاریک است که توانایی جادویی برای وادار کردن مردم به دیدن و باور کردن چیز هایی دارد که...
یک قمارباز و دلال ماشین به نام کلاوس پسر 19 ساله خود، سیلاس، را غرق در بدهیهایی می بیند، حال او مجبور میشود برای نجات پسرش جان خود را به خطر بیندازد...
داستان فیلم درباره ی پسربچه ای به نام پِل نورمِن می باشد که برای نجات مظلومین و همچنین مبارزه با افراد شرور شهرش، تبدیل به ابرقهرمانی بنام "پسر مورچه ای" می شود...
داستانی در مورد یک زن جوان زیبا اما گیج هلن است که به گفته مادرش به عنوان یک "خطای فنی" به دنیا آمده است. هلن مشکوک است که پدرش که قبل از تولد هلن خانواده اش را ترک کرد، ممکن است کارگردان مشهور تئاتری در کپنهاگ باشد. ..
فیلم سرگذشت پسرجوانی به نام «آلبرت» را در زمان وقوع جنگ جهانی اول روایت می کند که اسب مورد علاقه اش را به ارتش کشورش، انگلستان فروخته و خودش هم برای رویارویی با دشمن به ارتش پیوسته است. با شدت گرفتن جنگ در اروپا آلبرت برای جنگ اعزام می شود…
فیلم داستان چهار عاشق را دنبال م کند."اینگبرگ" که احساس می کند جذابیتی ندارد و "جوناس" جوان که به قدری جذاب است می تواند هر کسی را جذب خود کند."آنا" زنی جوان با ناتوانی فیزیکی و "آندرس" مردی حساس با مشکلات روانی...
"لارس" عضو سابق ارتش دانمارک به همراه "جیمی" وارد یک گروه نئونازی می شوند.تغییر رابطه آنها از دشمنی به دوستی و در نهایت علاقه به خوبی پیش می رود تا اینکه این رابطه آشکار می شود و...
"ایوان" کشیشی در کلیسای یک روستا است. او انسان عجیبی است. دنیا را با عینک خوشبینی می بیند و معتقد است با شیطان در حال جنگ است. "آدام" یک آدمسرسخت است که به کلیسا برای انجام خدمات اجتماعی محکوم می شود. او به خود قول می دهد که ایمان "ایوان" را در هم بشکند...
دو نیمه ی جسد، که یکی از آنها متعلق به یک سیاستمدار زنِ سوئدی است، روی پل "اُرساند"، که دانمارک و سوئد را به هم وصل میکند پیدا میشود. با پیدا شدن این دو جسد، دو بازرس یکی از دانمارک و یکی از سوئد با یکدیگر همکاری میکنند، "کوپنهاگن" دانمارک و اداره ی تجسس جرائم "مالمو" از سوئد دخیل هستند. این جسد از کمر به دو قسمت تقسیم شده، و دقیقاً روی مرز بین دو کشور روی این پل قرار گرفته است، بنابراین پلیس هر دو کشور درگیر این پرونده قتل هستند. بعد از تحقیقات و آزمایشات بیشتر، مشخص میشود که این یک جسد، متشکل از دو جسد جدا است و نیمی از آن مربوط به یک زن دانمارکی است. از سوئد "ساگا نورن" و از دانمارک "مارتین راد" روی این پرونده کار میکنند. این دو بازرس به دنبال پیدا کردن قاتل این قربانیان هستند...
داستان حول محور مامور جدید سرویس اطلاعاتی، تی، میچرخد که مخفیانه وارد یک محیط جنایی بیرحم میشود که مدتی است از دسترس سرویس اطلاعاتی دور مانده است. تی با اتخاذ یک هویت کاملاً جدید، باید با دوست دختر مغز متفکر جنایتکار، اشلی، دوست شود تا اطلاعات حیاتی جمعآوری کند. اما وقتی تی به اشلی نزدیکتر میشود و شاهد واقعیت تلخ زندگی او در تار عنکبوت کنترلگر و جنایتکارانه میران میشود، در مورد اینکه وفاداری واقعی او به کجا بستگی دارد، تردیدهایی ایجاد میشود.
هنگامی که آلمان و پروس علیه دانمارک اعلان جنگ می کنند، دو برادر به خدمت در خونین ترین جنگ در تاریخ دانمارک احضار می شوند. سریال حول دو برادر Peter و Laust در طول سال های جنگ شلسویگ دوم می چرخد، در حالی که دو برادر همزمان عاشق یک زن می باشند و …