تولد : December 1, 1935 در The Bronx, New York City, New York, USA
جوایز : برنده 4 جایزه اسکار. همچنین 127 جایزه و نامزد دریافت 198 جایزه دیگر.
وودی آلن (به انگلیسی: Woody Allen) (۱ دسامبر ۱۹۳۵)، کمدین، بازیگر، کارگردان، نویسنده و موسیقیدان یهودی آمریکایی است. آلن فعالیت حرفهای خود را به عنوان یک نویسنده کتابهای طنز و سپس یک کمدین روی صحنه آغاز کرد و سپس در دههٔ ۶۰ میلادی فعالیت فیلم سازی خود را آغاز کرد. آنی هال (۱۹۷۷)، منهتن (۱۹۷۹) و نیمه شب در پاریس (۲۰۱۱) از مشهورترین فیلمهای وودی آلن اند. وی 19 بار نامزد اسکار و 4 بار برنده آن شده است که این جوایز شامل یک اسکار بهترین کارگردانی و سه جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شده است.
وودی آلن با نام اصلی Allen Stewart Konigsberg اول دسامبر سال ۱۹۳۵ در بروکلین نیویورک در یک خانوادهٔ یهودی ثروتمند متولد شد. او هشت سال از دوران کودکی اش را در مدرسه یهودیان سپری کرد، پس از آن در دبیرستانی به نام میدوود به تحصیلاتش ادامه داد. در آن زمان موهای قرمز رنگ او باعث شده بود تا در بین دوستان و هم کلاسیهایش به «قرمز» معروف شود. آلن با هدف کسب درآمد، به نوشتن قطعات طنز و فروش آنها همت گمارد، این قطعات در ستونهای طنز روزنامهها به چاپ میرسید.
پس از آن در سال ۱۹۵۳ در دانشگاه سینمایی نیویورک ثبت نام کرد و بلافاصله در دورهای به نام «تولیدات سینمایی» مردود شده مجبور به ترک دانشگاه شد. از آن پس به مدت دو سال با دستمزدی معادل هفتهای ۲۰ دلار، به نویسندگی برای کمدینی به نام دیوید آلبر (David Alber) مشغول بود. سپس وارد تلویزیون شد و به نوشتن متون برنامههای تلویزیونی پرداخت. آلن از نوجوانی نواختن کلارینت را آغاز کرد، با ورود به برنامههای تلویزیونی، او اسم کوچک وودی هرمن نوازنده مشهور کلارینت را بر خود نهاد.
آلن به مدت پنج سال در تلویزیون به فعالیت پرداخت و در نهایت تصمیم گرفت استعدادش را در زمینه بازیگری نیز امتحان کند. اولین حضور او در مقام بازیگر در سال ۱۹۶۰ در کلوپی در منهتن بود. شخصیت کمدی متفاوت و خلاق او به سرعت نگاهها را به سوی او معطوف کرد. در سال ۱۹۶۳ او به عنوان مهمان در اغلب برنامههای گفتگوی تلویزیونی ظاهر میشد.
از میان آلبومهایش میتوان به Nightclub Years ۱۹۶۴–۱۹۶۸ و Stand-Up Comic: ۱۹۶۴–۱۹۶۸ اشاره کرد. در آلبوم Stand-Up Comic وودی آلن یکی از بهترین کارهایش را ارائه کردهاست، او تجربه پنج سال کار در تلویزیون را با فعالیتهایش در برنامههای طنز به هم آمیخت و در یک محصول گرد آورد. توازن و اعتماد موجود در صدایش به زیبایی با شنونده ارتباط برقرار میکند. این آلبوم چکیده فعالیتهای او بین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۹ است. عصبی بودن به عنوان مشخصه دائمی این شخصیت در جای جای سخنانش قابل لمس است.
«لری لیپتن» (آلن)، ویراستار کتاب است و «کارول» (کیتن)، همسرش، زن مستقل و پر شر و شوری که همیشه مترصد انجام تجربه های جدید است؛ درست برخلاف «لری» که مرد ترسو و بی جربزه ای است که به هیچ وجه اهل ماجراجویی نیست. وقتی آشکار می شود که یکی از همسایه ها (آدلر) همسرش را به قتل رسانده، «کارول» مایل است از ته و توی این معما سر در بیاورد…
وقتی "جک" و "سالی" اعلام می کنند قصد دارند از هم جدا شوند،این خبر بهترین دوستان آنها "گیب" و "جودی" را غافلگیر می کند.این اتفاق باعث می شود ازدواج آنها به مرور از هم گسیخته شده و هر کدام به شخص دیگری علاقه مند می شوند...
دههٔ ۱۹۲۰، در شهری بینام، تاخت و تاز آزادانهٔ یک قاتل بیرحم وحشتی عمومی برانگیخته و باعث شده مردم از رفت و آمد شبانه منع شوند. یک شب مهآلود ̎کلایتمن̎ ( آلن)، کارمند دون پایه به رغم خواست خودش همراه گروهی از مردم میشود که در پییافتن قاتلاند. همزمان ̎ایرمی̎ (فارو) که در یک سیرک کار میکند، سرخورده از بیوفائی دوستش، دلقک سیرک (مالکوویچ) بارش را میبندد و در خیابانها سرگردان میشود. دکتری (پلیزنس) که ̎کلاینمن̎ با او ملاقات کرده، کشته میشود و همه به ̎کلاینمن̎ مظنون میشوند..
"آلیس تیت" مادر دو کودک،پس از شانزده سال زندگی مشترک،عاشق نوازنده ساکسیفون "جو" می شود.پس از دچار شدن به کمر درد او به "دکنر ینگ" مراجعه کرده و متوجه می شود که درد او ارتباطی به کمرش نداشته و مربوط به ذهن و قلبش می شود.گیهان جادوئی "دکتر ینگ" به "آلیس" قدرتهای عجیبی می دهد و...
«جودا رزنتال» (لندو)، چشم پزشکي که مورد احترام خانواده، دوستان و هم کارانش است، در خفا با «دولورس» (هيوستن) رابطه دارد. «دولورس» که از پنهان کاري خسته شده، تهديد مي کند که رابطه شان را بر «ميريام» (بلوم)، همسر «جودا» آشکار خواهد کرد. «جودا» نگران و دستپاچه با ترغيب برادرش که با تبهکاران در ارتباط است، به کشتن «دولورس» رضايت مي دهد.
هنرمندی میانسال به دستیار زیبا و جوان خود علاقه مند می شود،دختری 12 ساله در هتلی گرانقیمت زندگی می کند و وکیلی عصبی همراه با مادر خود سه داستان این فیلم را تشکل می دهند...
"ماریون" زنی است که یادگرفته از خود در برابر احساساتش محافظت کند.او آپارتمانی برای کار بر روی کتاب جدیدش اجاره می کند اما برحسب اتفاقات می تواند صدهای آپارتمان کناری اش که مطب یک روانپزشک است را بشنود.وقتی صدای زنی را می شوند که با دکتر صحبت می کند وارد ماجرای پیچیده ای می شود و...
یکی از نوادگان شکسپیر تلاش میکند تا نمایشنامههای او را در جهانی که پس از فاجعه چرنوبیل که بیشتر تمدن بشری را نابود کرد، خود را بازسازی میکند، احیا کند.
تکه های مختلفی از زندگی یک خانواده ی نمونه ای ساکن بروکلین در دهه ی ۱۹۴۰ از دیدگاه پسر کوچک خانواده، «جو» (گرین)، روایت می شود و طی آن ها مشغله ها و علایق اعضای مختلف خانواده و بستگان «جو» از جمله برنامه های رادیویی محبوب شان مورد اشاره قرار می گیرد.
هانا (فارو) که با الیوت (کین) ازدواج کرده، قبلا همسر میکی (آلن)، بوده است. لی (هرشی) و هالی (ویست) خواهران آنا هستند. الیوت مدتی با لی رابطه برقرار می کند و هالی به زندگی هانا که ظاهرا بی عیب و نقص است حسادت می ورزد. میکی نیز نگران این است که در اثر تومور مغزی بمیرد. سرانجام هانا و الیوت دوباره به هم نزدیک می شوند، لی با جوانی آشنا می شود و هالی و میکی نیز یکدیگر را پیدا می کنند و …
«سسيليا» (ميا فارو) براي فرار از آزارهاي شوهرش، مرتب براي تماشاي فيلم «رز ارغواني قاهره» به سينما مي رود. تا اين که در يکي از اين دفعات، قهرمان فيلم، «تام باکستر» (دانيلز) به او علاقه مند مي شود از پرده بيرون مي آيد...
«زليگ» (آلن) چهره ي جنجال برانگيز دوره ي بحران اقتصادي آمريکاست که قابليتش براي همسان شدن با هر کسي که در جوارش قرار مي گيرد، دنيا را مبهوت مي کند. قابليتي که ناشي از ميل او به پذيرفته شدن در جامعه است، ميل به حل شدن در ميان جمع، ميلي که باعث مي شود او مثل آفتاب پرست تغيير ظاهر دهد...
«آیزاک دیویس» (آلن)، روشنفکر نیویورکی از بابت رابطه اش با دختری بسیار کم سن تر از خود به نام «تریسی» (همینگوی) احساس گناه می کند از طریق دوستش «ییل» (مورفی)، با «مری» (کیتن) آشنا می شود که زنی دوست داشتنی است اما فقط نقش روشنفکران را خوب بازی می کند…
«آلوی سینگر» (آلن)، کمدین موفق که دو بار ازدواج کرده، اکنون تنها در منهتن زندگی می کند. او وقتش را صرف کار حرفه ای، رفتن به سینما و مراجعه به روان کاو می کند. تا این که در سال ۱۹۷۵، پس از شانزده سال مراجعه به روان کاو، «آلوی» با دختری به نام «آنی هال» (کیتن) آشنا می شود…
در دهه 1960 و در زمان های آشفته در ایالات متحده یک خانواده طبقه متوسط که درحومه شهرهستند توسط ملاقات مهمانی که باعث می شود خانواده آنها را کاملاً زیر و رو کند.