“جیمز وبستر” پس از اینکه از خدمت باز می گردد و می بیند که برادرش را به قتل رسانده اند، به دنبال عاملان ماجرا می گردد، اما در نهایت متوجه می شود که این قتل، توطئه ای از سوی دولتمردان آمریکا بوده است…
در اثر فشار زندگی و در گیری با عشق و کار در منهتن، میراندا به همراه شارلوت و سامانتا تصمیم می گیرند به ابوظبی امارات سفر کنند که در آنجا مشاهده می کنند همسر سابق سامانتا در حال تهیه فیلمی جدید است...
دختر شهر کوچکی با پسر مرموز سرگردان ملاقات می کند، آنها عاشق می شوند. فقط در این مورد، پسر یک نفرین خانوادگی و وحشت غیرقابل تصوری را با خود می آورد که جهنم بر شهر کوچک می بارد...
قهرمان سابق مسابقات ناسکار – جنسون ایمز ( استاتام ) – به جرم قتل همسرش به زندان می رود . سرپرست بند زندانی که جنسون در آن به سر می برد محبوب ترین بازی سال را طراحی کرده است : مسابقه ماشین سواری که باید یا بکشی یا کشته شوی! برنده ها از زندان آزاد می شوند. یک مجرم توسط یک رییس زندان مجبور میشود در محبوبترین مسابقه ورزشی شرکت کند. یکمسابقه اتومبیلرانی که البته در آن بیرحمترین و قاتلترین فرد که بتواند بقیه را از دور مسابقات خارج کند برنده میشود و …
زندگی افراد بیگناه در دستان قاتلی دیوانه قرار دارد. اما سه قرد غریبه که در خطر قرار دارند تلاش می کنند ییش از آنکه کشته شوند برای همیشه به این بازی خطرناک پایان دهند...
در سال 1899 و در دوران ویکتوریا، تنش و اختلاف میان انگلستان و آلمان بالا میگیرد. علت اینکار این است که فردی موسوم به فانتوم که مبتلا به جنون خودخواهی است میکوشد تا با انجام پاره ای خرابکاریها این دو کشور بزرگ را درگیر یک جنگ فراگیر کند. هدف فانتوم از اینکار فروختن سلاحهای کشتار جمعی خود با قیمتهای گزاف به این دو کشور است. دولت انگلستان برای متوقف ساختن این توطئه، مامور قدیمیو با سابقه خود را فرا میخواند تا با تشکیل گروهی از افراد خارق العاده که دارای قدرتهای افسانه ای هستند به جنگ فانتوم و نیروهای شیطانی او برود. رهبری گروه بر عهده ی ماجراجویی مشهور به اسم آلن کواترمین (شان کانری) است و سایر اعضای گروه عبارتند از: زنی خون آشام به اسم میناهارکر، دریانوردی به اسم کاپیتان نیمو، فردی دوشخصیتی به اسم دکتر جکیل/آقایهاید، مردی نامرئی به اسم رودنی اسنیکر، مردی نامیرا به اسم دوریان گری و یک مامور مخفی آمریکایی به اسم تام سایر…
هویان سوی چین (جت لی) استاد هنرهای رزمی و مامر پلیس چین برای همکاری با پلیس فرانسه، وارد پاریس می شود. ولی ناگهان با توطئه ای که همکار فرانسوی او (چکی کاربو) تدارک دیده شده بود، روبرو می شود …