یک هنرمند به همراه یک کلاهبردار به نیویورک سفر می کنند تا 25000 دلار که او برای ازدواج با نامزدش احتیاج دارد بدست بیاورند. اما خود را گرفتار رقصنده ای زیبا و مشتاق می بیند...
« آقاى ديدز » ( كوپر ) ، مرد سادهاى اهل شهرى كوچك ، ميليونها دلار به ارث مىبرد و تصميم مىگيرد پولش را به نيازمندان ببخشد. وقتى به نيويورك مىرود ، عده اى انگل گردش را مىگيرند ، و زنى روزنامهنگار ( آرتور ) دربارهى او گزارشهايى مسخره چاپ مىكند...
دو فروشنده بیمه که سریع صحبت می کنند، با مری که در حال فرار از دست مادر ثروتمندش است، ملاقات می کنند و آنها موافقت می کنند که به او در امر اداره هتل کمک کنند. وقتی متوجه می شوند که هتل ویران شده و تقریباً متروکه شده است، یک کمپین روابط عمومی ساختگی راه اندازی می کنند که هتل را به عنوان یک استراحتگاه مورد علاقه ثروتمندان معرفی می کند...
یک زوج جوان پس از سرقت پولشان توسط یک خلافکار، به طور غیرمنتظرهای مورد حمایت سرکرده باند آن خلافکار قرار میگیرند. در حالی که خلافکار مذکور به دنبال انتقام از این زوج است، در یک درگیری کشته میشود و پلیس به اشتباه این زوج را متهم میکند.
یک دختر جوان که ظاهراً دختری ساده است، اما در واقع دختر خوبی است، و یک زن فاسد که خود را به عنوان دختری ساده جا می زند، هر دو برای دست یک میلیونر رقابت می کنند...