نیویورک، سال 2000. فیلم ساز جوانی به نام «هملت» (هوک)، با تصویر روح پدرش (شپارد) رودررو می شود که از او می خواهد از عمویش، «کلادیوس» (مک لاکلن) انتقام بگیرد. کلادیوس» پدر «هملت» را به قتل رسانده، ریاست کمپانی فیلم سازی دانمارک را به عهده گرفته و با مادر «هملت»، «گرترود» (ونورا) ازدواج کرده است…
بازسازی داستان کلاسیک شکسپیر، که کارگردان، کنت برانا، آن را به سبک موزیکالهای کلاسیک دهه ۱۹۳۰ فیلمبرداری کرده است. این فیلم داستان چهار دوست صمیمی را روایت میکند که قسم میخورند از عشق دوری کنند.
"تسئوس" دوک آتن قصد ازدواج با "هیپولیتا" ملکه آمازون را دارد. از طرفی "هرمیا" از ازدواجی اجباری سرباز زده و همراه با معشوقش "لیساندر" به جنگل می گریزند. پریان حاکم بر جنگل به زندگی آمده و...
«هملت» ( برانا )، پسر پادشاه دانمارک را به زادگاهش فرا مي خوانند تا در مجلس ترحيم پدر و مراسم ازدواج مادرش ( کريستي ) با عمويش ( جيکوبي ) شرکت کند. هملت که پي برده عموي منفورش پدرش را به قتل رسانده، ابتدا خود را به ديوانگي مي زند...
«روميو» (دي کاپريو) که نسبت به رفتارهاي عموزاده هايش بي توجه است، وقتي در يک ضيافت با «جوليت»(دينز) که دل باخته اش شده از خانواده ي «کاپولت» است آشنا می شود می فهمد که، دشمني بین دو خاندانوجود دارد و این باعث نگرانيش مي شود و...
مستند مصاحبه هایی با بازیگران بریتانیایی است و توضیح آنها درباره اینکه چرا بازیگران آمریکایی در اجرا کردن نقشهای نمایشنامه های شکسپیر نسبت به آنها دچار مشکلات بیشتری می شوند...
“کاپومزو” و “مالاچیچی” دو خانواده ایتالیایی-آمریکایی مباشند که در کار غذا و رستوران داری با هم رقیب هستند.وقتی پسر و دخترشان برای بازی در نمایش رومئو و جولیت می روند عاشق یکدگیر می شوند و…
"ایاگو" با موفقیت "اوتلو" را متقاعد می کند که همسرش به او خیانت می کند.او شخصیتی شرور با خواسته های شخصی خود است.برداشتی مملو خشم و حسادت از داستان کلاسیک "شکسپیر"...
مسینا، سیسیل. «دون پدرو» (واشینگتن) و مردانش پیروز مندانه از جنگ باز می گردند. دوستان نزدیک «دون پدرو»، «کلودیو» (لنرد)، «بندیک» (برانا) و برادر ناتنی «دون»، او را هم راهی می کنند. «بی یتریس» (تامپسن)، خواهرزاده ی فرماندار مسینا و «بندیک» به هم قول می دهند که هرگز ازدواج نخواهند کرد. او «دون پدرو» با توطئه چینی می کوشد این دو را دل باخته ی هم کند…
یکی از نوادگان شکسپیر تلاش میکند تا نمایشنامههای او را در جهانی که پس از فاجعه چرنوبیل که بیشتر تمدن بشری را نابود کرد، خود را بازسازی میکند، احیا کند.
این داستان "جنگ های گل رز" که در قرون وسطا رخ داد را به تصویر می کشد . نبردی خونین بین رزهای سفید یورک و رزهای سرخ لنستر بر سر پادشاهی انگلستان. ریچارد پسر سوم خانواده یورک با رازی بزرگ متولد می شود.او هم مرد است و هم زن، ریچارد که خود را به خاطر دوجنسه بودنش نفرین شده می داند، و بااینکه کشتی سرنوشتش شکسته و متلاشی است اما بازهم سعی دارد دل به دریایی طوفانی و پر تلاطم بزند. داستانی فانتزی و تاریک که از دارم های تاریخی " هنری ششـم" و "ریچارد سوم" شکسپر اقتباس شده است.