یک افسر پلیس و همسرش از اینکه در مهدکودک محلهشان آزار و اذیت کودکان اتفاق میافتد، شوکه میشوند. وقتی متوجه میشوند که ممکن است پسر خودشان هم قربانی شده باشد، ویران میگردند. آیا باید میدانستند، آیا باید میدیدند؟
"ادی ویلسون" کسی میباشد که در سال 1960 با اینکه یک کارگر ساختمانی بیشتر نبود، گروه موسیقی راکی تشکیل داد که آن زمان از محبوبیت زیادی برخوردار شد. اما وی پس از یک تصادف، به شکل مرموزی ناپدید شد...
چند دوست که به تازگی کالج را به پایان رسانده اند با مشکلات دوران بزرگ سالی روبرو می شوند. مشکل اصلی آنها این است که همه آنها خودخواه و نفرت انگیز هستند!
یک زن روزنامه نگار داستانی درباره یک گروه راک در سال 1960 را انتخاب می کند. رهبر گروه شخصی بنام "ادی ویلسون" بوده که ممکن است هنوز زنده باشد. او همچنین به دنبال نوارهایی می باشد که گروه هیچوقت آن آهنگ ها را پخش نکرده بودند...
یک کارآگاه مواد مخدر در شهر نیویورک با اکراه موافقت می کند که با کمیسیون ویژه ای که در مورد فساد پلیس تحقیق می کند همکاری کند و به زودی متوجه می شود که او سر خود را از دست داده است و به هیچکس نمی توان اعتماد کرد...
وکاس و ناثان اسکات، دو برادر ناتنی، در شهر کوچک و پرهیاهوی تری هیل، کارولینای شمالی، زندگی میکنند. آنها در زمین بسکتبال و در میان دوستانشان با هم رقابت میکنند و گاهی اوقات با هم اختلاف نظر دارند.