»توماس کراون« (مکويين) ميليونر خود ساخته، تصميم مي گيرد تا به شرکتي که خود عضو آن است، صدمه ي مالي بزند. شرکت بيمه بهترين کارآگاهش، »و يکي آندرسن« (داناوي) را مأمور اين پرونده مي کند...
"استیو اورت" (ایست وود)، گزارش گر پا به سن گذاشته، پس از اخراج از "نیویورک تایمز" به ساحل غربی اقیانوس آرام در امریکا نقل مکان می کند. او به کمک دوست قدیمی اش، "آلن مان" (وودز)، سر دبیر روزنامه ی "اوکلند تریبیون" کاری پیدا می کند. اما این تمام مشکلات او را حل نمی کند. تا این که از او خواسته می شود آخرین مصاحبه را با یک قاتل محکوم به مرگ به نام "فرانک بیچم" (واشینگتن) انجام دهد…
در هرفصل، مورچهها مجبورند تا برای حشرات بیگانه که قویتر از آنها هستند، آذوقه جمع کنند و بیشتر ذخیرهی خود را به آنها بدهند.فلیک که مورچهای جوان و ماجراجو است تصمیم میگیرد تا به جای دوری برود و کمک بیاورد تا مورچهها بتوانند از پس این حشرات بربیایند...
«آلن» (اسميت)، پسر يک صاحب اسباب بازي فروشي، تعدادي از اسباب بازي هاي جديد را به جان هم انداخته است: «کاماندوهاي ويژه» عليه «گورگونيت ها». اما آن چه «آلن» نمي داند اين است که اين اسباب بازي ها طوري طراحي شده اند که بتوانند حرکت کنند، لب بزنند و سخن بگويند. هدف کاماندوهاي ويژه، نابودي «گورگونيت ها» ست...
"کریستوفر والکن"، رئیس سابق مافیا توسط چهار نوجوان که تلاش می کنند برای آدمربایی دیگری پول تهیه کنند ربوده می شود. اما وقتی مشخص می شود گروه نمی توانند کارها را درست پیش ببرند، همه چیز به هم می ریزد...
بدنبال رسوایی اخلاقی رئیس جمهور آمریکا، آقای «کنراد برین» ( رابرت دنیرو) ماموریت پیدا می کند تا این مسئله را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ماست مالی کند و برای این کار به تهیه کننده فیلم های سینمایی «استنلی موتس» (داسین هافمن ) مراجعه می کند...
"مارسی" دستیار سناتور "جان مک گلوری" است که با کمپین انتخاباتی خود مشکل دارد. او که به دنبال رای ایرلندیها است، "مارسی" را برای پیدا کردن قوم و خویش به جزیره می فرستد. او در میان یک مراسم سالانه وارد دهکده ای شده و مورد توجه دو مرد جوان قرار می گیرد و...
یک مشکل ساده مهاجرتی به سرعت از کنترل خارج میشود و بر همه کسانی که درگیر آن هستند، از جمله رئیسجمهور ایالات متحده تا یک تهیهکننده خبری، تأثیر میگذارد...
زوجی به صورت قراردادی نقاشی ماتیس را می دزدند. آنها موفق می شوند از دست پلیس فرار کنند. فروش 4 روز بعد در یک جزیره انجام می شود. اما همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود...
یک مامور نیویورکی (ماریو ون پیبلز) با DEA یک یاغی (کریستوفر لمبرت) را از زندان بیرون می کشد تا او را به سمت پول دزدیده شده در آمریکای جنوبی هدایت کند...
چهار دوست که در راه رفتن به یک مسابقه بوکس هستند در ترافیک سنگین گرفتار می شوند.زمانی که آنها در حال رانندگی برای پیدا کردن راه فراری از ترافیک هستند،شاهد قتل وحشیانه ای می شوند.قاتل که نمی خواهد شاهدی باقی بماند تلاش می کند آنها را به قتل برساند….
قرن بيست و يکم. جامعه آرام است و اهالي «سال آنجلس» از خشونت مي پرهيزند. تا اين که جنايتکاري به نام «سايمن فليکس» (اسنايپس) پس از اين که سي و پنج سال را به حالت انجماد گذرانده، به قيد قول شرف آزاد مي شود. اما او بلافاصله شروع به قتل و جنايت مي کند و مقامات ناچار مي شوند دشمن قديمي «سايمن»، گروهبان پليس، «جان اسپارتن» (استالون) را نيز از حالت انجماد خارج کنند...
اسکات به همراه مادر و ناپدری اش به یک محله جدید اسباب کشی میکنند، همچنین میخواهد که بیسبال یاد بگیرد. از طرفی تیم بیسبال محلی، کوچولو ها را نیز زیر پر و بال خود می گیرد و خیلی زود او به عضویت این تیم در می آید و ...
پس از یک سخنرانی توهینآمیز، سرهنگ پاتریک کویین به فرماندهی پایگاه استروپسدورف در هلند منصوب میشود؛ پایگاهی که به عنوان «بیاهمیتترین پایگاه ارتش در جهان» شناخته میشود. این پایگاه هدف استراتژیکی ندارد، اما امکاناتی مانند غذاخوری با کیفیت میشلن و تنها پنیرخانه ارتش را داراست. کویین تلاش میکند نظم و انضباط را بازگرداند، اما باید با فرمانده قبلی پایگاه، دختر جداشدهاش مگی، همکاری کند
سه خانواده بسیار متفاوت برای خرید ویلای اسپانیایی دهه ۱۹۲۰ که فکر میکنند همه مشکلاتشان را حل میکند، با هم رقابت میکنند. اما همانطور که فروشندگان قبلاً کشف کرده اند، گاهی اوقات خانه رویاهای شما می تواند یک کابوس کامل باشد.