این فیلم سفر جدید چهار دوست صمیمی را دنبال می کند که آنها باشگاه کتابخوانی خود را برای سفر دخترانه سرگرم کننده ای که هرگز نداشته اند به ایتالیا می برند...
داستان فیلم در مورد استن کارلایل (کوپر)، یک انسان جاهطلب است که با روانپزشکی فاسد بهنام دکتر لیلیت ریتر (بلانشت) ارتباط برقرار میکند و ریتر ثابت میکند که به اندازه او خطرناک است...
ویویان یک فیلمساز است که معتقد است در مقوله ازدواج، امروزه باید تجدید نظرهایی بشود و نیازهای جدیدی در آن حس می شود. او با سه زوج مختلف که هر یک زندگی خاص خود را داشته اند، شروع به مصاحبه می کند تا بیان اردواج از نظر ها را بررسی کند …
پسری تصویر ساز به نام "دین" به طور عجیبی عاشق یه دختره لس آنجلسی شده است اما این در حالی است که مادرش فوت کرده و پدرش قصد دارد تا خانه خانوادگی شان را به فروش برساند...
فیلم در آینده ای نزدیک جریان دارد، جائی که علم ثابت کرده زندگی پس از مرگ وجود دارد. تعداد بیشماری از مردم دست به خودکشی میزنند تا زندگیشان را از نو شروع کنند و...
داستان فیلم درباره فردی به نام هنری است که بعد از مرگ همسرش بر اثر تصادف رانندگی قصد دارد تا به میلی دختری بی خانمان کمک کند تا قایقی برای پیمایش اقیانوس اطلس بسازد …
بعد از گذراندن دو دهه در انگلستان، بيل برايسون به ايالات متحده بر میگردد. در امریکا، بیل به این نتیجه میرسد که بهترین راه برای پیوند با زادگاهش این است که همراه یکی از قدیمیترین رفقایش جادۀ آپالاچی را با پای پیاده در نوردد…
داستان زن و شوهری که در سراشیبی طلاق هستند و برای بهتر شدن شخصیت خود، تعطیلاتی را سپری می کنند . اما در پس این تلاش برای بهتر شدن ، به مشکلات دیگری می خورند…
سه رفیق قدیمی که در دهه ششم زندگی خودشان به سر می برند ،برای برهم زدن ریتم زندگی یکنواختشان تصمیم میگیرند خودشان را وارد جشن مجردی آخرین دوست مجرد باقی مانده شان کنند...
مریل و پاول یک زوج هستند که چندان رابطه ی خوبی با یکدیگر ندارند و زندگی زناشویی اونها خیلی بی حس و بی تفاوت شده است. تا اینکه یک اتفاق مسیر زندگی این دو و تغییر میدهد. این دو شاهد یک قتل میشوند و پس از این ماجرا دولت فدرال برای حفظ جان این دو نفر از دست قاتل تا زمانی دستگیری این دو نفر را به یک شهر کوچک منتقل می کند...
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...