قبل از شروع قسمت اول، ساکورا همه کارتهای جادویی را به شکل جدید درآورد و حالا وقت آن رسیده است که با دوستش شائوران که میخواهد به چین برگردد، خداحافظی کند.
پس از اتفاقات فیلم دوم کارتکپتر ساکورا: کارت مهربانی، کرو و اسپینل یک سینی تاکویاکی (غذای درست شده از هشتپای دریایی) را با هم میخورند. وقتی فقط یک قطعه باقی مانده، با هم به جر و بحث میافتند و در حین دعوایشان، آخرین قطعه را از پنجره بیرون میاندازند. آنها هر دو دنبال تاکویاکی و همدیگر میدوند و با تمام قوا سعی میکنند «فاتح تاکویاکی» بشوند.
ساکورا تمام کلوکارتها رو جمع و اونا رو تبدیل به ساکوراکارت کرده و حالا ارباب جدید کارتهاست. اون داره برای بازی در نقش اصلی یه نمایش آماده میشه. اما نیروی اسرار آمیزی که در سراسر توموئدا پخش شده، داره کارتهای ساکورا رو یکی پس از دیگری ازش میدزده. ساکورا با کمک شائوران، باید راهی برای غلبه براین نیرو و نجات شهر و دوستانش پیدا کنه .....
ساکورا برنده ی یک تعطیلات زمستانی به هنگ کنگ شده ولی آیا این واقعا به خاطراینه که اون دختر خوش شانسیه یا این که دست سرنوشت اون را فراخوانده تانیروهای شر را از میان ببره! وقتی وارد هنگ کنگ میشه توسط دو تا پرنده یعجیب و غریب تعقیب میشه و سر از مکان ناشناخته ای در میاره در اونجا میفهمهکه توسط زنی به اسم مادوشی به هنگ کنگ فراخوانده شده بوده که در تدارکگرفتن انتقام از کلاو رید است پس ساکورا دست به کار میشه تا با کمک مادرساوران و کمک یِلان و البته صدای کلاو رید که هدایتشون می کنه با مادوشیمقابله کنه و دوستانش را که در دام اون اسیر شدند را نجات بده
کودو شینچی یک کارآگاه هفده ساله دبیرستانیه که مردم اونو شرلوک هلمز جدید میدونن. اگر چه اون یک شب بعد از ملاقاتی که با معشوقه ی دوران بچگیش ( ران ) داشت ، شاهد یه معامله غیر قانونی بود . توسط معامله کننده ها گیر افتاد و بیهوش و به او دارویی تززیق دادند که قرار بود اونو بکشتش … اما او بیدار شد و خودش رو یه پسر بچه هفت ساله دید . و برای این که کسی که باهاش این کارو کرده پیدا و دستگیر کنه هویت خودش رو رو مخفی کرد و با ران زندگی خودش رو شروع کرد . پدر ران یک کارآگاه بی عرضه است که توسط شینچی به یک مرد معروف و مشهور تبدیل میشه ولی ...
زندگي در ژاپن فئودال آسان نيست. خصوصا حالا که فضاييها آمده و همه چيز و همه جا را به تصرف خود درآوردهاند! خب البته، اوضاع بيمه و بهداشت عالي شده، اما ممنوعيت عمومي استفاده از شمشير، بسياري از ساموراييهاي شکستخورده را با تصميم سختي روبهرو ساخته که همانا انتخاب مسير زندگي آيندهشان است! اين موضوع، خصوصا در مورد افرادي از جمله گينتوکي ساکاتا صدق ميکند که به شغل درازمدت و منظمي پايبند نيستند. اين شد که گينتوکي، دنبال شغل آزاد رفته و هر کاري به او پيشنهاد شود، ميپذيرد، البته تا جايي که حقوق آن به اندازهي کافي باشد. اما ...
تسوبومی هاناساکی دختری در کلاس دوم راهنمایی است که به گل و گیاه علاقه دارد. روزی او خواب عجیبی میبیند. در آن خواب، یک درخت شکوفهدار بزرگ ظاهر میشود. ناگهان، تمام گلهایش را از دست میدهد و دو پری ظاهر میشوند. چند روز بعد، پس از اینکه تسوبومی به آکادمی میودو منتقل میشود، ناگهان پریهای خواب در مقابل او ظاهر میشوند و از تسوبومی التماس میکنند که به جنگجوی افسانهای پرتی کیور تبدیل شود و از درخت قلب محافظت کند. با این حال، تسوبومی قبول نمیکند زیرا فکر نمیکند که بتواند این کار را انجام دهد. با این حال، یک دشمن مرموز ناگهان حمله میکند و گل قلب همکلاسیاش، اریکا کورومی، را میدزدد. حالا او چارهای ندارد. برای بازیابی گل قلب اریکا، او باید به یک پرتی کیور تبدیل شود و بجنگد. با افزایش شجاعت، تسوبومی به شکوفهی درمان تبدیل میشود و فصل جدیدی از پرتی کیور آغاز میشود!
هانتر ( به معنی شکارچی ) فردیه که دور دنیا سفر میکنه و هر جور ماموریت خطرناکی که فکرشو بکنید انجام میده . از دستگیر کردن مجرم ها گرفته تا کنجکاوی و جستجوی سرزمین های ناشناخته به دنبال گنج . گون ( Gon ) پسر جوونیه که پدرش چندین سال پیش ، موقعی که یه هانتر بوده ، ناپدید شده . گون باور داره که اگه بتونه پا جای پای پدرش بزاره ، ممکنه یه روز بتونه دوباره بهش بپیونده . بعد از اینکه گون 12 سالش میشه ، خونه رو ترک میکنه و ماموریت شرکت در آزمون " هانتری " رو امتحان میکنه . آزمونی که بخاطر پیشرفت کندی که آزمون دهنده داره و درصد بالای مرگش برای هانتر رسمی شدن حسابی معروف شده . گون با کوراپیکا که به عشق انتقام زندست ، با لوریو که میخواد در آینده دکتر بشه و با کیلوآ که قبلا یه قاتل سرکش بوده دوست میشه . و همین جور که ماموریت های سخت تری رو ، به عنوان یه هانتر ، پشت سر میزارن و با خطرات و تهدیدهای بیشتری رو به رو میشن که باعث میشه رفاقتشون گسترده تر میشه.
در ژاپن مدرن، رکا (Recca) متوجه می شود که قدرتی برای کنترل آتش دارد و با افرادی با قدرت های عجیب ملاقات می کند. او باید گذشته خود را پشت سر بگذارد و با سرنوشت خود روبرو شود.
ساکورا در یک کتابخانه به کتابی پر از کارتهای سحرآمیز به نام کلو برخورد میکند. وقتی اشتباهاً کارتها را آزاد میکند، باید با همراهی دوست صمیمیاش تومویو و نگهبان کارتها، کروبروس، تلاش کند تا همه آنها را دوباره جمع آوری کند.
تو یه زندان تو ژاپن جوتارو کوجوی ۱۷ ساله زندگی می کنه: یه آدم وحشی، مبارز و خلافکار که یه نیروی غیر قابل کنترل تسخیرش کرده! سرتاسر دنیا نیروهای شیطانی در حال بیدار شدنن: “استند”ها، موجودات وحشتناک نامرئی که به حاملاشون قدرتهای بی نظیری می دن.جوجو برای نجات مادرش باید نیروی تاریک وجودش رو مهار کنه و به مصر سفر کنه تا خون آشام صد ساله ای که دنبال خون اعضا خونواده اشه رو شکست بده. ولی این راه رو به این آسونی نمی شه رفت؛ چون دشمنان زیادی قصد دارن در مقابلش ایستادگی کنن .
آساکورا يو يک شَمَن است ، بدين معنی که او ميتواند روح ها را ببيند و با آنها ارتباط برقرار کند . يـو ميکوشد تا يک شمن کينگ (شاهِ شمن) بشود که قوی ترين بين شمن هاست . کسانی که در اين راه به او کمک ميکنند ، پسری کوتاه قد که ميتواند روح ها و آمی داراموها (روح های نگهبان) رو ببيند ، روحِ سامورايی ای پير و همکار يـو هستند . هرچند ، در اين بين کسان ديگری هم به دنبال کسبِ لقب شمن کينگ اند.
چهارده سال پس از شکست دادن مبارز افسانه ای هیمورا گنما و برملا کردن نقشه هی شوم شوگان ، شخصی به اسم کیباگامی جوبی به عنوان شمشیر زنی شکست ناپذیر در سرتاسر ژاپن پرسه میزند. در میان ماجراجویی خود در ژاپن به یک کشیش به اسم شوگی آشنا میشود که تاکنون جایی جز روستای خود را ندیده است و از دنیا بیرون بی خبر است. اما پس اینکه شیاطین روستایش را غارت میکنند و تمام اهالی آنجارا میکشند جوبی به هدف اصلی آنها تبدیل میشود زیرا سنگ اژدها که بسیار اسرار آمیز است را بدست آورده است. حال دو قبلیه ی شیطانی میخواهند شیگوره را اسیر کنند و بار دیگر داکویان باید از کشیش نور مواظبت کند …