پیتر، مدیرعامل جوانی که از بازی کثیف اجتناب میکند، با یک منشی موقت جدید به نام کریس آشنا میشود. کریس که باهوش و کارآمد است، به پیتر کمک میکند تا با همکاران ناجوانمرد خود مقابله کند...
تخمهای موجودات بیگانه کوچک اما حریص به نام کریت روی زمین رها میشوند و پس از بیرون آمدن از تخم، اشتهای خود را در شهر مزرعه کوچک Grover's Bend باز می کنند ...
یک موجود فضایی که قابلیت تسخیر بدن انسان ها را دارد چندین جنایت وحشیانه در لس آنجلس انجام می دهد و طی این توسط یک پلیس انسان و یک پلیس فضایی که در بدن یک انسان زندگی می کند مورد تعقیب قرار می گیرد…
توپ عظیمی از موجودات خزدار از فضا به زمین آمده و به دنبال آنها گروهی از جایزه بگیران بین کهکشانی وارد شهر کوچکی میشوند. تنها مردم شهر هستند که در مقابل آنها ایستادگی میکنند…
در خیابان الم، «نانسی تامپسن» و گروهی از دوستانش، در خواب هایشان توسط قاتلی با پنجه های تیز و بلند، بنام «فردی کرگر» مورد اذیت قرار میگیرند. نانسی باید سریعا چاره ای بیاندیشد، زیرا «فردی» قربانی هایش را به سرعت، یکی پس از دیگری به کام مرگ می فرستد...
زن جوانی به دنبال یک پناهگاه در یک جای دورافتاده است، جایی که او برای مقابله با اسکیزوفرنی خواهرش و جلوگیری از دست دادن عقل خودش، دست به مبارزه می زند ...
این فیلم ترسناک و رازآلود دربارهی خانهای است که توسط یک روح خوفناک مورد نفرین قرار گرفته است، اکنون هرکسی که وارد این خانه میشود نفرین شده و به طور وحشتناکی میمیرد. طولی نمیکشد که نظر عدهای به این خانه جلب میشود و…
"پاول" و "جنیف" که به تازگی به خانه ی رویایی شان نقل مکان کرده اند ، زندگی آن ها وارد یک آزمون قرار میگیرد زمانی که آنها کم کم اتاق تاریک داخل انبار رو پیدا می کنند…
سریال "داستان عامه پسند: شهر فرشتگان"، اسپینآف سریال "Penny Dreadful" است. این سریال داستان دو کارآگاه بخش جنایی را دنبال میکند که در لسآنجلس سال ۱۹۳۸ در حال بررسی پروندههای مختلف هستند. وقتی آنها با یک پرونده قتل وحشتناک روبرو میشوند، باعث به راه افتادن زنجیرهای از اتفاقات میشوند که مقامات بلند پایه لسآنجلس را تحت تاثیر قرار میدهد ...
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...