فیلم داستان نوجوانی خجالتی را روایت می کند که تلاش می کند از تاثیرات مادر سلطه جویش دوری کند. اما وقتی شروع بکار برای یک بازیگر زن بازنشسته می کند زندگی اش تغییر می کند و...…
بروکلين، دهه ي 1980. «والت» شانزده ساله (آيزنبرگ) و «فرانک» دوازده ساله (کلاين) باخبر مي شوند که پدر و مادر روشنفکرشان، «برنارد» (دانيلز) و «جون» (ليني) خيال جدا شدن از يک ديگر را دارند. حالا «والت» و «فرانک» بايد موضع خود را در قبال اين تغيير در زندگي خانوادگي روشن کنند...
یک زن مطلقه وقتی با مرد جوانی آشنا میشود که به نظر میرسد معشوقه دبیرستانیاش است که سالها قبل مرده است، این فرصت را پیدا میکند که گذشته خود را دوباره زنده کند...
«جیمیمارکم» (پن)، «دیو بویل» (رابینز) و «شان دیواین» (بیکن) با هم بزرگ شده اند. یک حادثه ی تراژیک – قتل دختر نوزده ساله ی «جیمی» – آن سه دوست را دوباره گرد آورده است. «شان» که حالا کارآگاه پلیس است میکوشد تا به هر ترتیبی که شده به «جیمی» کمک کند پرده از راز قتل بردارد. اما هرچه روند تحقیقات به پیش میرود، «دیو» بیش تر در مظان اتهام قرار میگیرد. به خصوص که «دیو» خود در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته بوده…
«ديويد گيل» (اسيپيسي)، رئيس بخش فلسفه ي دانشگاه آستين يکي از اعضاي گروهي است که براي الغاي مجازات اعدام مبارزه مي کنند. اما او خود به اتهام قتل يکي ديگر از فعالان گروه به نام «کنستانس هاراوي» (ليني) دستگير و محکم به اعدام مي شود. در حالي که سرانجام تحقيقات خبرنگاري به نام «بيتسي بلوم» (وينسلت) نشان مي دهد که براي «گيل» پاپوش دوخته اند...
«جان کلاین» (گیر)، خبرنگاری است خوش آتیه که به واسطه ی مرگ همسر محبوبش، «مری» (مسینگ) در تصادف اتومبیل خرد و درهم شکسته است. «مری» درست پیش از تصادف تصویری تکان دهنده از موجودی شبیه شاهپرک را دیده بوده و ...
«سامي» (ليني) مادر تنهايي است که با پسر کوچکش، «رودي» (کاکلين) در شهر کوچکي در شمال ايالت نيويورک زندگي آرام و بي سر و صدايي دارد. تا اين که برادرش، «تري» (روفالو) به سراغ «سامي» مي رود تا از او پول قرض بگيرد و زندگي با ثبات «سامي» را به هم مي ريزد...
«ترومن بربنک» (کری)، کارمند معمولی یک شرکت بیمه، یک زندگی معمولی در شهری معمولی دارد. اما «ترومن» که از زندگی اش راضی نیست و می خواهد دنیا را ببیند، سرانجام کشف می کند که ستاره ی یک نمایش تلویزیونی زنده است…
«لوتر ويتني» (ايست وود)، دزدي کارکشته وارد خانه ي «والتر سالي ون» ميلياردر (مارشال) مي شود. اما در خانه ي «سالي ون»، همسر او (هاردين) را با رئيس جمهور امريکا (هاکمن) سرگرم مي بيند. کمي بعد محافظان رئيس جمهور، «خانم سالي ون» را به قتل مي رسانند...
يک مأموريت اکتشافي در کنگو به فاجعه منتهي مي شود. گروهي ديگر مأمور مي شوند که به منطقه بروند و ماجرا را روشن کنند. در آخرين لحظه، ماجراجويي به نام «هومولکا» (کوري) نيز به گروه ملحق مي شود. او مي گويد در وسط جنگل رد شهري را دارد که پر از الماس هاي عظيم است و تنها گوريل ها راه و محل گنج را بلد هستند...
«جاش وایتس کین» (پومرانک) مثل هر پسربچه ی عادی امریکایی به بیسبال علاقه دارد، تا این که یک روز با پدرش (مانتنیا) شطرنج بازی می کند و از او می برد. او که در مسابقات واشینگتن اسکوئر، استعداد زودرس و نامعمولی از خود نشان داده با آدم پر جنب و جوش و تیغ زنی به نام «وینی» (فیش برن) آشنا می شود که «شطرنج سریع را به او یاد می دهد...
«ديو کاويک» (کلاين) که يک آژانس کوچک کاريابي را مي گرداند، شباهت غريبي به رئيس جمهور ايالت متحد دارد و هر از گاه در جشن هاي خيريه ي محلي، براي خنده، اداي او را در مي آورد. وقتي «رئيس جمهور بيل ميچل» (کلاين) سکته مي کند، از «ديو» خواسته مي شود که نقش او را بازي کند...
این فیلم 24 ساعت از زندگی پدر و دختری به نام های "لئو" و "مولی" را دنبال می کند، جایی که "مولی" با چالش های از جمله وضعیت روحی نامناسب پدرش مواجه می شود ...
داستان زنی است که با سرطان دست و پنجه نرم می کند و در این مدت حوادثی برایش پیش می آید که داستان فیلم را می سازد.او فردی منظم و قانون مدار است که دوست دارد این عادت را ترک کند ، همچنین او با همسر و فرزند خود دارای اختلافاتی است که از همان عدم قانون مداری سرچشمه می گیرد.او دوست دارد فرزند خود را به بهترین نحو تربیت کند تلاشهای زیادی در این راه می کند همچنین دارای یک برادر عاشق طبیعت و کره ی زمین است که چیزی جز ته مانده ی غذای دیگران نمی خورد.
بایرد و بچه های نوجوانش شارلوت و جونا خانواده ای معمولی هستند که اهداف معمولی ای نیز در زندگی خود دارند. البته در این وسط یک چیز معمولی به نظر نمی رسد و آن هم شغل مارتی می باشد، او که یک مشاور مالی در شیکاگو می باشد که با دومین کارتل بزرگ مواد مخدر مکزیکی نیز در ارتباط می باشد. وقتی که اوضاع کمی به هم می ریزد او مجبور می شود تا خانواده ی خود را برداشته و از آسمان خراش های شیکاگو به اطراف دریاچه ای در میسوری نقل مکان کند.
مری آن میانسال به سانفرانسیسکو باز می گردد و با دوستان عجیب و غریبی که پشت سر گذاشته بود، می پیوندد. قصههای شهر عمدتاً بر روی افرادی تمرکز دارد که در یک مجتمع آپارتمانی که متعلق به آنا مادریگال است در لین 28 باربری زندگی میکنند و...
داستان سریال روایتگر 50 سال از تاریخ ایالات متحده و سرگذشت پدران بنیانگذار آن است سریال از سال 1775 در بوستون مرکز مهاجرنشین ماساچوست آغاز می شود و با مرگ جان آدامز در سال 1826 پایان می یابد...