سرباز اتحادیهای از جنگ فرار میکند و توسط یک مرد سیاهپوست آزاد نجات مییابد. اما یک شکارچی بردگان قصد دارد شبکه مخفی راهآهن زیرزمینی را که به بردگان کمک میکند تا از بردهداری فرار کنند، نابود کند.
سه برادر پس از اینکه پدربزرگشان دچار حمله قلبی میشود، دوباره به هم میپیوندند. مردان گرنجر، جیس، کادن و دالتون، به پدربزرگ در حال مرگ خود قول میدهند که برای نجات کسب و کار رو به زوال خانواده، شرکت هوانوردی گرنجر، با هم همکاری کنند.
فیلم "آماده برای هر پیشامدی" داستان زندگی تریسی و مایک را روایت میکند. تریسی که در پرورشگاه بزرگ شده، آرزوی داشتن خانوادهای اصیل را دارد. با از دست دادن شریک مایک، زندگی آنها دستخوش تغییراتی میشود.
فیلم «موسس» نشان میدهد که چطور فردی به نام رِی ، که یک فروشنده ی معمولی اهل ایالت ایلینوی بود ، با برادران مکدونالد که در دهه ی ۱۹۵۰ در جنوب ایالت کالیفورنیا یک مغازه ی فروش همبرگر داشتند آشنا شد. رِی از سیستم بسیار سریع درست کردن برگرها توسط این برادران خوشش آمد و متوجه شد که آنها پتانسیل تبدیل شدن به یک نام بزرگ را دارند...
شش زن اهل لوئیزیانا (کوئین لطیفه، فیلیسیا رشاد، آدپرو اودویه، کندولا رشاد، جیل اسکات و آلفری وودارد) برای گذراندن لحظاتی خوش و صمیمی زنانه، هر روز در یک آرایشگاه جمع میشوند.
درامی بر اساس یک داستان واقعی، که در آن یک کهنه سرباز سیاهپوست دوران ویتنام توسط یک تاجر سفیدپوست محلی به قتل می رسد، که بعدا تبرئه می شود. داستان بر روی نقش یک معلم دبیرستان محلی و ناآرامی های مدنی که پس از تبرئه صورت گرفت، متمرکز است...
یک وکیل به دنبال مرگ پدرش علاقه به یک انجمن مخفی مرموز را به ارث می برد. او سپس توسط اعضای سازمان مشکوک مورد محاکمه قرار می گیرد و اسرار شوم و فریبکاری را که در قلب سازمان وجود دارد آشکار می کند...
مادئا یک مادربزرگ پرمشغله با مسئولیت های زیادی است. او باید از نیکی مراقبت کند و همچنین یک گردهمایی خانوادگی برگزار کند. آیا او می تواند از پس اتحاد مجدد برآید؟..
40 سال قبل "دان هاسکینر" به دنبال بهترین استعدادهای موجود بود,سفید پوست یا سیاه پوست.7 سیاه پوست و 5سفید پوست تیمی افسانه ای بین سالهای 1965-66 را تشکیل دادند.اما مردم شروع به تمسخر آنها کردند.به همین دلیل آنها تصمیم گرفتند با هم جام قهرمانی را تصاحب کنند...
در سپتامبر ۱۹۷۱، گروهی از نو سربازان آمریکایی برای تمرینات نظامی به فورت پالک، تایگرلند می آیند، که منطقه ای شبیه مرداب های ویتنام است. این مکان آخرین توقفگاه آنان قبل از اعزام به ویتنام و شرکت در نبرد واقعی می باشد...
پس از پیشگویی های یک عارف (مایا آنجلو)، کلانتر (دین کین) یک شهر روستایی جورجیا در سال 1949 پرونده قتلی را که احتمالاً انگیزه های نژادی داشته است، دوباره باز می کند...
السکاندراي ويرجينيا، سال 1971. بر اساس حکم دادگاه، سه دبيرستان - دو دبيرستان سفيد پوستان و يک دبيرستان سياه پوستان - به ناچار و براي نخستين بار در هم ادغام مي شوند. در نتيجه، «بيل يوست» (پاتن) مربي با سابقه ي تيم فوتبال امريکايي يکي از اين سه دبيرستان، مجبور به کناره گيري مي شود و جاي خود را به «هرمن بون» سياه پوست (واشينگتن) مي دهد...
«ران» (فورلانگ)، جوان بيست و يک ساله را به خاطر خرده فروشي مواد مخدر دستگير و به زندان محکوم مي کنند. «ران» سعي دارد در زندان انگشت نما نشود، ولي خيلي زود مورد توجه عده اي قلدر قرار مي گيرد. پس مي رود و از «ارل» (دافو) که زندان را ملک طلق خود مي داند، کمک مي خواهد. شرح فيلم: بوشمي، بازيگر محبوب برادران کوئن. در اين تجربه ي کارگرداني خود فيلم جمع و جور و قابل قبولي ارائه مي کند که مهم ترين امتياز آن بازي ها است. کارخانه ي حيوان سازي تمام عناصر آشناي ژانر فيلم هاي زندان را دارد.
نیویورک، اوایل دهه ی ۱۹۹۰٫ «فرانک پیرس» (کیج)، راننده ی آمبولانس شیفت شب در آستانه ی فروپاشی روانی است. «فرانک» همواره از این که موفق به نجات جان زن جوانی به نام «رز» نشده، احساس عذاب وجدان می کند. تا این که دل باخته ی «مری» (آرکت)، دختر سابقا معتاد «آقای برک» جانسن می شود. «آقای برک» مردی است که بر اثر سکته ی قلبی به حالت اغما رفته و «فرانک» او را به بیمارستان رسانده است….