وقتی یک کارآگاه خصوصی مشهور به قتل میرسد، شاگردش پرونده را بر عهده میگیرد. در حالی که تحقیقات او در حال انجام است، او مجبور میشود وارد یک اتحاد خطرناک با قاتل او شود تا اسرار هولناک شهر را کشف کند و ...
شرارت وحشتناکی ظهور کرده است. گرگها بار دیگر زوزه میکشند، اما تنها گرگینهای مانند اسکات مک کال، میتواند هم متحدان جدید را جمع کند و هم دوستان مورد اعتماد را برای مقابله با دشمنی که میتواند قویترین و مرگبارترین باشد، متحد کند...
دوستان قدیمی بعد از ده سال دوری برای یک شب نوستالژیک پر از تفریح و بازی دوباره دور هم جمع میشوند. بعد از کمی زیادهروی در نوشیدن، تصمیم میگیرند یک بازی نوشیدنی انجام دهند، اما خیلی زود مشخص میشود که این بازی پیامدهای فراطبیعی دارد.
نوآه، پسر جوانی است که در شب اول با دختر رویاهایش، آوری، به خوبی خوشگذرانی میکند. ولی ناگهان وارد منطقه دوستی با آوری میشود و سه سال آینده را به این فکر میکند که مشکل آن شب چه بود. تا اینکه او شانس غیرمنتظرهای برای تصحیح کردن اشتباه آن شب خود پیدا میکند و با سفر در زمان، برای بدست آوردن دختر رویاهایش دست به کار میشود ...
پس از اینکه یک گروه دوستی اینترنتی کلیپ غیر اخلاقی که متعلق به یکی از دوستانشان است را منتشر می کنند، آن فرد خودکشی می کند. اما در سالگرد درگذشتش ، به دلایل نامعلومی اعضای گروهی که در این مسئله دخیل بودند یکی پس از دیگری کشته می شوند و ...
پس از اینکه دبی (شلی هنینگ) به دلایل نامعلوم خودکشی می کند، صمیمی ترین دوستش به نام لین (اولیویا کوک) تلاش می کند تا متوجه شود چرا دوستش چنین کاری را انجام داده است و در این راه به صفحه اویجا می رسد که مربوط به دوران کودکی این دو می باشد. اقدام بعدی لین این هست که عده ای را دور هم جمع کند تا بتوانند احضار روح کنند و روحِ دبی را بازگردانند اما...
داستان دختری ناامید به نام آنا که وقتی همسایه ای خوش تیپ در آن طرف خیابان نقل مکان می کند، کور سوی امید در دلش روشن می شود و زندگی او از یکنواختی خارج می شود.