در بحبوحه دوران کمونیسم، پناهندهای بیپول دل به یک خونآشام جوان و خاص میسپارد که همراه با خدمتکار دست و پا چلفتیاش در ساحل اوقات خود را سپری میکند. داستانی کمدی با محوریت خونآشام و رویکردی مارکسیستی.
در شب سال نو در هامبورگ، صاحب یک کلوب شبانه برای سرپا نگه داشتن جشن تلاش میکند که ناگهان با چالشهای متعددی روبرو میشود. یک قلدر سابق روسپی، پلیس، یک ستاره راک سابق و عشق زندگی او همگی به دنبال او میآیند.
مرد از اینکه در ماه زندگی می کند خسته است . او با یک ستاره دنباله دار به مناطق جدید سفر می کند و مناظر و موجودات جدید کشف می کند اما هیچ کدام به خوبی ماه نمی شود …
هشت دوست با کمک یکدیگر به طور مداوم خانه هایشان را عوض می کنند؛ از یک آپارتمان به آپارتمانی دیگر، از یک خانه ی شریکی به یک خانه ی شریکی دیگر. این تغییرات همچنین باعث تغییر روابط آن ها نیز می شود؛ بعضی روابط به هم می خورند و برخی دیگر رشد می کنند...
“مارکو” که سی و چند ساله است به تازگی اولین کتاب خودش را منتشر کرده و از زمان دانشگاه در برلین زندگی میکند، برای اینکه به اندازه کافی از خانواده اش که از سبک زندگی آنها دل خوشی ندارد دور باشد. اما به تازگی اتفاقات جدیدی در درون خانواده رخ میدهد که...
مردی به همراه مدیر برنامه ها و دوست دختر خود به کلوپهای دور دنیا سفر می کند. در شب انتشار بزرگترین آلبوم، او پس از مصرف بیش از حد مواد مخدر به یک کلینیک روانپزشکی فرستاده می شود و...
جنگ جهانی دوم است و ارتش روسیه توانسته تا ۱۲ کیلومتری برلین نفوذ کرده و آنجا را محاصره کند. اختلاف بین افسران آلمانی بالا گرفته و تعدادی از آنها قصد ترک برلین را دارند و عده ای دیگر به او وفادارند و قصد ماندن در برلین را دارند .عده ای از افسران به هیتلر پیشنهاد ترک برلین را میدهند که او قبول نمی کند و قصد مقابله با روس ها را دارد و این در حالیست که روس ها هر لحظه به شهر نزدیک میشوند. نقشه های هیتلر برای حفظ برلین با شکست مواجه میشود… ( این فیلم چند روز پایانی حکومت هیتلر را نشان میدهد )
"مارتین" و "رودی" دو مرد جوان که مبتلا به بیماریهای مهلکی هستند در بیمارستان با هم آشنا می شوند.آنها مشکلات خود را کنار گذاشته و تصمیم می گیرند برای آخرین بار به دریا سفر کنند.آنها اولین خودروی گرانبهای خود را سرقت می کنند و...
در سال 1961، اندکی پس از ساخت دیوار برلین، عاشقان جوان کنراد (آگوست زیرنر) و سوفی (مرت بکر) تلاش می کنند از آلمان شرقی به سمت غرب فرار کنند، اما فقط سوفی موفق به فرار می شود...