سه قانونشكن به نامهاى « رابرت » ، « پدرو » و « ويليام » به بانكى دستبرد میزنند و سپس براى فرار از دست كلانتر ، آواره ى دشت و بيابان میشوند . تا اين كه به طور اتفاقى به زن باردارى بر میخورند . زن ، فرزندش را به دنيا می آورد و پيش از مرگ از سه مرد میخواهد كه جان كودك را نجات دهند .
اوئن ترزدی” (فاندا) فرماندهی دژآپاچی، یکی از دورافتادهترین پادگانهای نظامی در آریزونا را برعهده میگیرد. او با سرخپوستان رفتاری تحقیرآمیز دارد، به هنگام عبور قبیلهای آپاچی به مقصد مکزیک، به آنان فرمان بازگشت میدهد، اما در مبارزهای که در میگیرد، سواره نظام تحت فرماندهی او به کلی از بین میرود……
یک مرد جوان به یک دانشگاه در غرب آمریکا فرستاده می شود و به همراه دوست خود ، یک نمایش را ترتیب می دهد تا کالج را از تعطیلی به دلیل افت ثبت نام نجات دهد...
آنیه، دختری جوان، عاشق مردی ثروتمند می شود. او را برای تولدش دعوت می کند، اما او لباس مناسبی برای آن مناسبت ندارد. خانواده اش تصمیم می گیرند برای خرید لباس برای او پول جمع کنند...
مرد جوانی از یک دختر کلاه بردار می خواهد که نقش نامزدش را در آخرین لحظات عمر پدرش ایفا کند. با این حال، پیرمرد سلامتی خود را بدست می آورد. و شرایط بغرنج تر می شود...
گروهى از سیاستمداران نابکار ، روستایى ساده لوحى به نام « جفرسن اسمیت » ( استوارت ) را انتخاب میکنند تا جاى سناتورى را که به تازگى درگذشته است بگیرد...
داستان در پسزمینهی جنگ داخلی آمریکا اتفاق میافتد، روایت زندگی خانوادگی ایتان، مردی فقیر، پسرش، جیسون، را به تصویر میکشد که میخواهد پزشک شود تا به بشریت و عشق بیپایان همسرش خدمت کند...
"چستر کنت" تهیه کننده نمایشهای موزیکال کمدی است.با آغاز عصر فیلمهای مصوت،او اقدام به تولید پیش گفتار برای فیلمها می کند.این کار برای او استرس زیادی به همراه دارد چون همیشه مجبور می شود گروهش را تغییر دهد و رقبایش ایده هایش را سرقت می کنند.او اگر بتواند در سه روز سه پیش گفتار را به روی صحنه ببرد می تواند یک قرار داد بزرگ بدست آورد و...
"جولین مارش"، تهیه کننده موفق تئاتر، نمایشی جدید را بر خلاف وضعیت سلامتش کارگردانی و تهیه کنندگی می کند. بودجه فیلم از طرف پیرمردی که عاشق ستاره فیلم "دوروتی بروک" است می آید. اما "دوروتی" پاسخی به عشق او نداده چون هنوز عاشق شخص دیگری است...
"نان" دختر یک قاچاقچی،عاشق "کید" می شود.بر خلاف تشویقهای "نان"،او هیچگونه علاقه ای برای تلاش و مهیا کردن زندگی که او به آن عادت کرده ندارد.اما وقتی پدرش او را درگیر قتل کرده و به زندان می فرستد همه چیز تغییر می کند...