"جیتر لستر" بی دست و پا و خانواده اش در مردابی روستایی، جائی که اجدادش روزگاری کشاورزان ثروتمندی بودند زندگی می کند.اما وقتی بانک تصمیم می گیرد زمین آنها را تصاحب کند، زندگیشان به خطر می افتد و...
"کری" با آرزوهای بزرگ سوار قطار شیکاگو می شود.او کاری به عنوان تعمیرکار کفش پیدا کرده و همسر خواهرش تمام هزینه های او را پرداخت می کند.سپس او یکی از انگشتانش را زخمی کرده و اخراج می شود."چرالی دورت" فروشنده ای که در قطار با او آشنا شده به نجاتش می آید و...
سه قانونشكن به نامهاى « رابرت » ، « پدرو » و « ويليام » به بانكى دستبرد میزنند و سپس براى فرار از دست كلانتر ، آواره ى دشت و بيابان میشوند . تا اين كه به طور اتفاقى به زن باردارى بر میخورند . زن ، فرزندش را به دنيا می آورد و پيش از مرگ از سه مرد میخواهد كه جان كودك را نجات دهند .
"سوزان ترنر" نوجوان که عاشق هنرمندی خوشگذران به نام "ریچارد ناگنت" است،مخفیانه وارد آپارتمان او می شود اما توسط خواهرش "قاضی مارگارت ترنر" پیدا می شود."ریچارد" که با احتمال زندان رفتن روبروست می پذیرد با او تا آرام شدن وضعیت رابطه داشته باشد و...
در اوايل قرن بيستم ، يك خانوادهى فقير ايرلندى در بروكلين نيويورك زندگى سختى را مىگذرانند . پدر، پيشخدمتى دائم الخمر اما مهربان و همسرش ( مگواير ) ، زنى مؤمن و مذهبى است . دختر آنان نيز پيوسته تلاش مىكند تا به آيندهى بهترى دست يابد...
دنی ویمز، سربازی که دچار خودبیمارپنداری است، با رفتارش همخدمتیهایش را آزار میدهد و به مری مورگان علاقهمند است، اما نمیداند که مری، دوست صمیمی او جو را دوست دارد.
ژاپنىها قصد دارند کانال حیاتى پاناما را منهدم کنند و مأمور مخفى ، « ریچارد لوماس لیلند » ( بوگارت ) در یک کشتى ژاپنى کارى مىگیرد تا با نزدیک شدن به « دکتر لورنز » ( گرین استریت ) و « آلبرتا مارلو » ( آستور ) نقشههاى دشمن را کشف کند.
دو معدنچی به نامهای "روی گلنیستر" و "دکستری" که توسط مالک یک سالن حمایت مالی می شوند،برای محافظت از طلاهای خود در مقابل "الکساندر مک نامارا" کمیسری فاسد مبارزه می کنند...
“برایان مک لین” خلبان شارلاتان یک هواپیما شخصی است. او به دیگر خلبان ها پیشنهادی میدهد که می تواند پول زیادی برای آنها به دست آورد، اما او با نامزد یکی از دوستانش به نام “جانی” ازدواج می کند. بعد از شنیدن سخنرانی مشهور “چرچیل” با عنوان “خون، عرق و اشک”، او و دیگر خلبان ها تصمیم می گیرند تا برای مقابله با آلمان نازی به نیروی هوایی بپیوندند، “جانی” یکی از فرماندهان نیروی هوایی است و…
"دیوید و آن اسمیت" زوجی هستند که به عشق و علاقه سه سال است که ازدواج کرده اند.اما بطور جداگانه به آنها گفته می شود که به دلیل وقوع یک مشکل فنی ازدواج آنها اعتبار نداشته و آنها متاهل نیستند...
« کول هاردین » ( کوپر ) به ناحق به اتهام اسب دزدى دستگیر مىشود. « روى بین » ( برنان ) قاضى شهر که به سختگیرى و خشونت شهرت دارد ، در دادگاهى « ضربتى » او را به مرگ محکوم مىکند. اما « کول » از علاقهى قاضى به نمایشگرى مشهور به نام « لیلى لنگترى » ( باند ) استفاده مىکند و مىگریزد.