جولیا، زنی که با مشکلات درونی دست و پنجه نرم میکند، برای شروع یک زندگی جدید به لسآنجلس میرود، اما به این باور میرسد که شیاطین گذشته او نیز همراه با وی به آنجا آمدهاند.
یک گروه از بچه های دبیرستانی تصمیم می گیرند وارد یک خانه قدیمی و متروکه شوند، اما پس از ورودشان یک برخورد مرگبار با مالک آنجا صورت میگیرد و عده ای از آنها راهی زندان میشوند. حالا پس از ۲۲ سال آن دسته که زندانی شده بودند آزاده شده و دنبال بقیه میگردند..
سانی (غروب) گارسیا یک پخش کننده مواد است که برای یک شبکه کارتل کلمبیایی کار میکند. او شبکه بزرگی از توضیع مواد را به راه انداخته و تیم مبارزه با مواد مخدر قصد دستگیری او را دارد. جان دو یک مرد مرموز است. هویت او ناشناخته است و کسی از کارهای او اطلاعاتی ندارد. تنها چیزی که میدانیم این است که شدیداً مشتاق مرگ سانی است ولی قبل از کشتن سانی قصد انتقامگیری و زجر کش کردن او را دارد. بدین ترتیب جان شش مزدور را استخدام میکند تا به او خدمت کنند. او این شش مزدور را از بین تبهکاران حرفه ای انتخاب کرد تا دنیای سانی را ویران کنند و پول و عشق و شهرت و اعتبار و تمام دارایی او را از بین ببرند....
یک فیلمساز مستند جوان به تونلهای مترو نیویورک میرود تا داستانهای مردمی را که در این دنیای تاریک و خطرناک زندگی میکنند، روایت کند. اما او متوجه میشود که چیزی بیش از تاریکی در این دنیا وجود دارد که باید از آن بترسد. یک چهره مرموز، در پس زمینه این دنیا، در کمین اوست...
هانا ، ستاره سوخته و مگا موسیقی ، برای مراسم خاکسپاری پدرش به شهر کوچک قلب گمشده خود در شمال میشیگان بر میگردد. در آنجا او با ارواح گذشته خود مقابله می کند تا شاید یک بار دیگر آرامش و تعادل خود را پیدا کند...