لیدیا در حالی که باردار تنها فرزندش والریا بود، توانست از دیکتاتوری ستمگر آرژانتین به اسپانیا فرار کند. ۳۶ سال بعد، او توسط سیستم قضایی آرژانتین احضار میشود تا در پروندهای که منجر به تبعیدش شد، شهادت دهد.
ناچو دانشجوی درونگرا خیرونا با دو خلافکار از محله چینی های شهر آشنا می شود و در تابستان درگیر دزدی ها و دزدی هایی می شود که زندگی او را تغییر می دهد...
دستیار مد ماکا ، تقریباً بعد از جدایی ویرانگرش ، زندگی مشترک خود را دوباره آغاز کرده است ، هنگامی که لئو ، مردی که قلب او را شکست ، برمی گردد. او ، آدریانا و جیم ، هر سه خواهند آموخت که عشق می تواند پیچیده باشد...
چهار دختری که در دوران نوجوانی در مدرسه با هم دوست بودند، اکنون زنان بالغ شده اند و دوباره به هم می رسند تا به یکدیگر کمک کنند تا تصمیمات جدی بگیرند...