داستان این فیلم درباره ی دو همکلاسی دبیرستانی است که تقریبا در هر موردی و بحث مدرسه ایی با یکدیگر مخالف و مشکل دارند و با همین وضعیت نقشه ی بلند پروازانه ایی برای قبول شدن در دانشگاه های محبوبشان دارند و...
هنگامی که یک دختر نویسنده موفق تلویزیونی به یک فیلم ساز سالخورده با گذشته های وحشتناک علاقه مند می شود ، فیلم ساز نگران نحوه رسیدگی به این وضعیت است ...
قتل در یک شهر کوچک به یک نمایش محاکمه تلویزیونی ملی تبدیل شد و الهام بخش اقتباس های چند رسانه ای شد و تولد پدیده تلویزیون واقع نما را که حول محور، مواد مخدر، خیانت و قتل بود رقم زد.
مردی که دارای یک بیماری ریوی است تصمیم می گیرد تا به زندگی جنسی مجردی خود پایان دهد. از این رو با یک متخصص حرفه ای مسائل جنسی تماس می گیرد تا از لحاظ روحی و روانی به او کمک کند....
فیلم درباره موج سوای با نام بتانی است که در این زمینه دارای استعدادی خدادادی است. او مشغول تمرین برای مسابقات ملی است که با حمله کوسه ای عظیم الجثه مواجه می شود و دست خود را از دست می دهد...
وقتی شوهر اپریل 39 ساله که معلم است و دارای اخلاق کودکانه ای است او را رها می کند . مادر در حال مرگ اپریل بسیار ناراحت می شود در این حال اپریل یک نویسنده جذاب بریتانیایی را ملاقات می کند و ...
داستان ترور سناتور آمریکایی رابرت اف کندی که در ساعات اولیه صبح روز 5 ژوئن 1968 در هتل سفیر در لس آنجلس، کالیفرنیا، و بیست و دو نفر در هتل که به گلوله بسته شدند ...
بازرس بيمه، «بريگز» (آلن)، را شعبده بازي به نام «وولتن» (استيرز) هيپنوتيسم مي کند و به او دستور مي دهد تا از خانه ي ثروتمنداني که خود «بريگز» سيستم حراستي شان را طراحي کرده، سرقت کند.
«نيک مارشال» (گيبسن) در يک آژانس تبليغاتي کار مي کند و مردي زن ستيز است و همسر سابق و دختر و مستخدمه اش از دست او شاکي اند. شبي، «نيک» با ماشين تصادف مي کند، اما صبح روز بعد در مي يابد توانايي خواندن فکر زنان را پيدا کرده است. «نيک» ابتدا هراسان مي شود، اما کم کم مي فهمد که مي تواند از اين موهبت استفاده کند.
«یوچین سایمنت» (اسپیسی)، آموزگار درس علوم اجتماعی، تکلیفی به بچه های کلاس خود می دهد و از آنان می خواهد تا فکر کنند چگونه می توانند دنیا را عوض کنند و سپس آن فکر را به اجرا درآورند. «ترور مکینی» (آزمنت)، نوجوانی از شاگردان کلاس نیز که مادری الکلی (هانت) و پدری خشن (بون جووی) دارد، تصمیم می گیرد به آنان کمک کند و …
ملوين يودال (نيکلسن)، نويسنده ي داستان هاي عاشقانه، مردي است سخت وسواسي، بي حوصله و کج خلق. زندگي او از اين رو به آن رو مي شود چرا که از يک طرف همسايه اش در بيمارستان بستري شده و او ناگزير به نگه داري از سگ او شده است. و از طرف ديگر بايد به حل مشکلات «کارول» (هانت) پيشخدمت کافه اي که او بدان رفت و آمد دارد، کمک کند. «کارول» طاقت تحمل «ملوين» را دارد و «ملوين» نيز به «کارول» بي علاقه نيست...
دکتر «جوآن تورنتن هاردینگ» (هانت) در اوکلاهما با همسر سابقش، «بیل هاردینگ» (پاکستن) برخورد می کند. آنان درباره ی گردبادهای عظیم تحقیق می کنند؛ گردبادهایی که نزدیک بیست سال قبل هنگامی که «جو» پنج ساله بود، پدرش را به کام خود فرو برده بود…
مایلز، شریک زندگی 12 ساله اشلی و پدر فرزندشان، وقتی مجبور می شود با مادر و خواهر ناتنی مایلز زندگی کند، او را برای در شرایطی بغرنج اما مضحک، ترک می کند.
پس از وقوع دو تیراندازی و قتل نژادپرستانه در شهر کوچکی در جنوب آمریکا، گروهی از طرف وزارت دادگستری مسئول تحقیق در این خصوص میشوند که حاکی از احتمال توطئههای گسترده از طرف افرادی قدرتمند و صاحب نفوذ است...