دو آدمکش نوجوان به نامهای چیساتو و ماهیرو به شهر ساحلی میازاکی سفر میکنند. در آنجا، به طور غیرمنتظرهای با یک آدمکش تشنه به خون روبرو میشوند که قصد دارد تعداد قربانیان خود را افزایش دهد.
چیزاتو و ماهירו به دلیل نقض قوانین سازمان، از انجام وظایف منع میشوند. آنها که برای گذران زندگی به پول نیاز دارند، دوباره به عنوان کارمند پاره وقت فعالیت خود را آغاز میکنند. ناگهان، دو قاتل دیگر به دنبال آنها هستند.
در اوج شور و اشتیاق به جنگ ستارگان در اواخر دهه 1970، یک دانشآموز دبیرستانی که عاشق سینما بود، با سه نفر از همکلاسیهای خود برای ساخت شاهکار علمی تخیلی کمهزینه خود برای یک پروژه کلاسی دست به کار شد.
چیساتو و ماهیلو دو دختر دبیرستانی هستند که در شرف فارغ التحصیلی هستند. همچنین هر دو قاتلان بسیار ماهری هستند. وقتی سازمانی که برای آن کار می کنند به آنها دستور می دهد که در یک اتاق مشترک باشند، رابطه بین آنها تیره تر می شود...
آکانه سایجو (Akane Saijo) دانشجوی دانشگاه است و آرزوی درامر شدن دارد، اما ناگهان از گروه موسیقیاش اخراج میشود. درست زمانی که به نظر میرسد رویاهایش در حال نابودی هستند، زندگیاش مسیر غیرمنتظرهای پیدا میکند. ناوکی فوجیتانی (Naoki Fujitani)، موزیسین برجسته و بااستعداد، مهارت او را کشف میکند. تحت تأثیر تواناییهایش قرار میگیرد و او را به گروه جدید خود دعوت میکند؛ فرصتی برای احیای دوباره شور و اشتیاقش به موسیقی.