هنگامی که خواهر بزرگتر شاهزاده بیا با فردی غیر از خاندان سلطنتی فرار میکند، او که تمام عمر خود را به دور از مسئولیتهای سلطنتی سپری کرده است، اکنون باید وارد عمل شده و به ازدواج برنامهریزیشده با شاهزادهای از یک قلمرو کوچک تن دهد.
فوتبالیست مصدومی برای امرار معاش کامیون بستنی میخرد، ولی با باندهای مواد مخدر که از ونهای مشابه استفاده میکنند، درگیر میشود. او برای محافظت به هولیگانها میپیوندد و ناخواسته وارد دنیای مواد مخدر و خشونت شده و به دنبال راه فرار میگردد.
پس از گذشت سالها از ویرانی شهر شزورلک و پیروزی خارهای سرخ، سایه شومی بر جهان گسترده شد. یک نیروی شرور و قدرتمند، آرامآرام در حال شکلگیری بود و تهدیدی جدی برای تمام موجودات زنده به شمار میرفت. اما در این تاریکی مطلق، جرقههای امید نیز دیده میشد. قهرمانان جدیدی از دل این آشوب برمیخاستند تا با این تهدید تازه مقابله کنند و آینده جهان را رقم بزنند.
یک بازیگر مشهور پس از لغو سریالش، به یک کلبه کوهستانی میرود و در آنجا با یک عکاس طبیعت آشنا میشود. این دو نفر که در ابتدا با هم اختلاف داشتند، در نهایت عاشق هم میشوند.
داستان ایزی، متخصص روابط عمومی، که پس از درگیری یک سلبریتی با پدرش، مجبور به همکاری با او برای حل بحران میشود و در این میان، رابطهای عاشقانه بین آنها شکل میگیرد.
لیچ به عنوان پادشاه ارتش زامبیها حکومت میکند و مارِک به همراه دوستش داگن در حال تلاش برای به دست آوردن یک سلاح قدرتمند از خدایان میباشد تا نفرین بزرگ را شکست دهد...
گروهی از هواپیما ربایان غیر احتمالی ،واگن نبرد قدرت بخار،جادوگر جوان شجاع (مارک) قطعه نهایی از دارکپور را می دزدد و شروع به تلاش نا امیدانه برای گرفتن مصنوعجات نفرین شده ،که خدا آنها را حفظ میکند ،اما زمانیکه آنها در مسابقه مرگ بین گروه ظالم از مزدوران نخبگان و تثلیث شیاطین بودند،مارک باید قبل از دوستانش خودش را باور داشته باشد که کشته نشوند و دارکسپود از دست رفته و شیطان از ساحران بد و اتحاد دارکسپود و جاری شدن جهان با سپاهش از ارواح را متوقف کنند و …
مارِک، یک جادوگر جوان با قدرت غیبگویی، در حالی که مشغول جمع آوری یک تیم متشکل از ماجراجویان است، نحوه مهار کردن قدرت فاسد را یاد میگیرد. آنها باید قبل از اینکه یک ساحره قدرتمند بنام سالک طاعون را همه جا گسترش دهد، او و ارتش سیاهش را شکست دهند…
هنگامی که تیلا برای نجات یکی از اعضای خانواده اش که توسط یک غول ربوده شده است ، درخواست کمک از یک شعبده باز ماجراجو می کند ، آن دو همراه یکدیگر راهیِ سفری ماجراجویانه می شوند و…
گابریل متقاعد شد که پس از شکست مصیبتبار همسرش در نبرد با نیروهای تاریکی، دوباره به تیم پیشین شکارچیان شیطانی ملحق شود تا به مناطق ژرف و ناشناخته اروپا و آمریکا سفر میکنند. او با بهترین دوستش، "مایکل"، که راز سیاهی در اختیار دارد...