این مستند داستان مجری افسانه ای و طنزپرداز اجتماعی نمادین را روایت می کند که تا زمان مرگش در 65 سالگی با ارائه طنز صادقانه بی احترامی و گزنده خود به صحنه ها و اتاق های نشیمن آمریکا، از موانع نژادی و اجتماعی فراتر رفت...
"جری ساینفلد" با انرژی و طنز سرشار خود بازگشته است و جوک هایی که از سال 1975 در مورد دوران کوکی خود ، فیلم ها و .... ثبت کرده است برای مخاطبین بازگو میکند.
یک گنگستر که رئیسش در تیمارستان می باشد، به صورت موقت کنترل امپراتوری شرورانهشان را به دست می گیرد تا رقبایی که قصد تصاحب امپراتوری را دارند، از دور خارج کند...
"شوگر ری"مورد حمله ی یک خلافکار قرار می گیرد و "کوییک" به او کمک می کند. "شوگر" به نشانه ی قدرشناسی، "کوییک" را به فرزند خواندگی قبول میکند. بیست سال بعد، "شوگر" با کمک "کوییک" ، در محله ی هارلم یک کلوب شبانه را اداره می کند، که اتفاقا بسیار سودآور است...
مردی به فتل می رسد و دو نفر شاهدان این قتل هستند که یکی از آنها نابینا و دیگری هم ناشنوا است! با اینکه پلیس آنها را شاهدانی معتبر نمی داند اما قاتلین اینگونه فکر نمی کنند و تصمیم می گیرند تا این دو شاهد را هم از میان بردارند! حالا این دو شاهد برای بدست آوردن عدالت و نجات جان خود با هم همراه می شوند و…….
یک بازیکن بیسبال از لیگ های دسته پایین باید 30 میلیون دلار در سی روز خرج کند تا بتواند مبلغ 300 میلیون دلاری را به ارث ببرد، در حالی که اجازه ندارد در مورد این موضوع به کسی چیزی بگوید...
این فیلم یکی از اجراهای استندآپ کمدین بعدی ریچارد پرایور است. پرایور مانند همیشه بد دهن، بیشتر موضوعاتی را که در برنامه های زنده قبلی خود داشت، لمس می کند...
«راس وبستر» (وون)، غول تجارت قهوه، با استفاده از تکه اي کريپتونيک سعي مي کند «سوپر من» را نابود کند، اما فقط موفق مي شود شخصيت مثبت او را از بين ببرد. با اين همه سرانجام سوپرمن به خود مي آيد.
یک دامپزشک ویتنام از اردوگاه اسیران جنگی به خانه بازمی گردد و به عنوان یک قهرمان از او استقبال می شود، اما به سرعت فراموش می شود و به زودی متوجه می شود که بقا در کشور خودش چقدر سخت است...
"اسکیپ" و "هری" به جرم سرقت بانک دستگیر شده و سر از زندانی غربی در می آورند. آن دو با زندگی در زندان مشکلات زیادی دارند تا اینکه رئیس زندان متوجه استعداد ذاتی "اسکیپ" در اسب سواری شده و از طرفی نمایش اسب سواری بین زندانها از راه می رسد و...
برادر آمبروز، راهبی ساده، برای نجات صومعه ورشکسته، راهی سفری برای یافتن پول میشود. او در این مسیر با زنی آشنا میشود و از او درسهای دنیوی میآموزد. در نهایت، برای رهایی از این مخمصه، به خدا پناه میبرد.
سریالِ "غرب وحشی" داستانِ دو مامور مخفی "جیمز تی وست" و آرتموس گوردون" می باشد ، آن ها مامور هستند تا از هر خطری که جانه رئیس جمهور را تهدید میکند ، جلوگیری کنند و ...